<?xml version="1.0" encoding="utf-8" ?>
<rss version="2.0" xmlns:dc="http://purl.org/dc/elements/1.1/" >
<channel>
<title>اکنون </title>
<link>http://aknun.blogfa.com/</link>
<description></description>
<language>fa</language>
<generator>blogfa.com</generator>
<lastBuildDate>Sun, 08 Nov 2009 21:51:18 GMT</lastBuildDate>
<item>
<title>ويروس خشونت</title>
<link>http://aknun.blogfa.com/post-158.aspx</link>
<description>
&lt;p style=&quot;text-align: justify;&quot;&gt;&lt;br /&gt;امشب رحيم‌پور ازغدي در تلويزيون برنامه داشت؛ ظاهرا رسانه‌ ملي دربست در اختيار انتشار ‏افكار و آراي اوست. بعد از شنيدن حرف‌هاي وي كه عموما در راستاي شبيه‌سازي تاريخ  صدر انقلاب با حوادث پس از انتخابات در ‏جهت كوبيدن منتقدان و رقباي  حزب حاكم است،‌ به اين فكر مي‌كردم كه : ‏&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;چقدر اين آقاي رحيم‌پور ازغدي علاقه‌مند به كاشتن تخم كينه و دشمني در بين مردم است؛ چقدر در جابجايي مسائل با شبه‌مسائل تبحر پيدا كرده است. چقدر حريص به دشمن سازي و دشمن تراشي است؛ او احتمالا در خواب هم مشغول كشف و جعل دشمن و صدور احكام ‏ايدئولوژيك در جهت نابودي رقبا و مخالفان است؛ ضرغامي رسانه ملي را ساعت‌ها در اختيار وي قرار ‏مي‌دهد تا او بگويد هر كه با من و حزب مورد تاييد من نيست، حق حيات ندارد؛‏&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;‏ فكر مي‌كنم اگر رحيم‌پورها از دستشان بربياد همه خلايق را با زنجيرهايي بر دست و  پا  به كرنش در برابر معابد خودشان ‏وادار مي‌كنند؛ و هر بلاي  ممكني را بر سر مخالفانشان مي‌آورند تا از شهوت خود بزرگ‌بيني و ‏خشونت‌‌گرايي‌‌شان كاسته شود. ‏&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;به راستي مگر فرعون‌ها و نمرودهاي تاريخ رفتاري جز اين داشتند؛ آنان هم براي مخالفانشان حق حيات قائل ‏نبود؛ آنان هم فكر مي‌كردند كه چون الان بر كرسي قدرت تكيه زده‌اند و از بلندي سخن مي ‏گويند، پس آنچه مي‌گويند عين حق است و ديگران هيچ بهره‌اي از حقيقت ندارند، متاسفانه اين‌ آقايان ‏چنان به توهم خدايگاني و دستيابي به حقيقت مطلق رسيده‌اند كه حاضر به پذيرش حقوق انساني ‏ديگر مردمان نيستند. اينان در حال نقض حق حياتي هستند كه خداوند به همه  انسان‌ها عطا نموده است.‏&lt;/p&gt;&lt;p style=&quot;text-align: justify;&quot;&gt;&lt;br /&gt;&lt;/p&gt;
</description>
<pubDate>Sun, 08 Nov 2009 21:51:18 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=aknun&amp;postid=158</comments>
<dc:creator>aknun</dc:creator>
<guid>http://aknun.blogfa.com/post-158.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>كسي به تنهايي وارد بهشت نمي‌شود</title>
<link>http://aknun.blogfa.com/post-157.aspx</link>
<description>
&lt;p style=&quot;text-align: justify;&quot;&gt;اين حكايت  را يكي از دوستان برايم ايميل كرده است: &lt;/p&gt;&lt;p style=&quot;text-align: justify;&quot;&gt; روزی يک مرد روحانی با خداوند مکالمه ای داشت: &apos;خداوندا! دوست دارم بدانم بهشت و جهنم چه شکلی هستند؟ &apos;، خداوند او را به سمت دو در هدايت کرد و يکی از آنها را باز کرد، مرد نگاهی به داخل انداخت، درست در وسط اتاق يک ميز گرد بزرگ وجود داشت که روی آن يک ظرف خورش بود، که آنقدر بوی خوبی داشت که دهانش آب افتاد، افرادی که دور ميز نشسته بودند بسيار لاغر مردنی و مريض حال بودند، به نظر قحطی زده می آمدند، آنها در دست خود قاشق هايی با دسته بسيار بلند داشتند که اين دسته ها به بالای بازوهايشان وصل شده بود و هر کدام از آنها به راحتی می توانستند دست خود را داخل ظرف خورش ببرند تا قاشق خود را پر نمایند، اما از آن جايی که اين دسته ها از بازوهايشان بلند تر بود، نمی توانستند دستشان را برگردانند و قاشق را در دهان خود فرو ببرند.&lt;/p&gt;&lt;p style=&quot;text-align: justify;&quot;&gt;&lt;br /&gt;مرد روحانی با ديدن صحنه بدبختی و عذاب آنها غمگين شد، خداوند گفت: &apos;تو جهنم را ديدی، حال نوبت بهشت است&apos;، آنها به سمت اتاق بعدی رفتند و خدا در را باز کرد، آنجا هم دقيقا مثل اتاق قبلی بود، يک ميز گرد با يک ظرف خورش روی آن و افراد دور ميز، آنها مانند اتاق قبل همان قاشق های دسته بلند را داشتند، ولی به اندازه کافی قوی و چاق بوده، می گفتند و می خنديدند، مرد روحانی گفت: &apos;خداوندا نمی فهمم؟!&apos;، خداوند پاسخ داد: &apos;ساده است، فقط احتياج به يک مهارت دارد، می بينی؟ اينها ياد گرفته اند که به یکديگر غذا بدهند، در حالی که آدم های طمع کار اتاق قبل تنها به خودشان فکر می کنند!&apos;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;strong&gt;هنگامی که موسی فوت می کرد، به شما می اندیشید، هنگامی که عیسی مصلوب می شد، به شما فکر می کرد، هنگامی که محمد وفات می یافت به شما می اندیشید، گواه این امر کلماتی است که آنها در دم آخر بر زبان آورده اند، این کلمات از اعماق قرون و اعصار به ما یادآوری می کنند که یکدیگر را دوست داشته باشیم، به همنوع خود مهربانی نماییم، همسایه خود را دوست بداریم، زیرا  هیچ کس به تنهایی وارد بهشت خدا (ملکوت الهی) نخواهد شد. &lt;/strong&gt;&lt;/p&gt;&lt;p style=&quot;text-align: justify;&quot;&gt;&lt;br /&gt;&lt;/p&gt;
</description>
<pubDate>Sun, 08 Nov 2009 09:58:18 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=aknun&amp;postid=157</comments>
<dc:creator>aknun</dc:creator>
<guid>http://aknun.blogfa.com/post-157.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>دوستان  نظام در نامه محمدنوري‌زاد</title>
<link>http://aknun.blogfa.com/post-156.aspx</link>
<description>
&lt;p style=&quot;text-align: justify;&quot;&gt;&lt;br /&gt;يكي از موضوعاتي كه محمد نوري‌زاد در نامه اخير خود به آيت‌الله خامنه‌اي به آن توجه كرده ‏است؛ موضوع نفاق‌پروري و چاپلوس پروري نظام است كه باعث شده است كه در مواردي بر جاي دوستان و ‏دلسوزان واقعي نظام ، قدرت‌پرستان و متملقان بنشينند. ‏&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;نوري‌زاد در نامه خود به آقاي خامنه‌اي، ضمن توجه دادن به اين آسيب‌ در نظام سياسي كشور، پيشنهادي هم براي برون‌رفت از بحراني كه بعد از انتخابات كشور را در خود فرو برده، ارائه كرده است. ‏&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;او از رهبري خواسته است كه بيايد جاي شخصيت‌هايي  كه امروز در اطرافش هستند و به عنوان  دوستان  تلقي مي‌شوند و كساني كه امروز منتقد سياست‌اهاي نظام هستند يك جابجايي صورت دهد. &lt;/p&gt;&lt;p style=&quot;text-align: justify;&quot;&gt;&lt;br /&gt;‏ اين نويسنده و هنرمند اصولگرا كه زماني يادداشت‌هايش در كيهان هم منتشر مي‌شد و از ‏عوامل توليد كننده مجموعه تلويزيوني روايت فتح مي‌باشد، در نامه سرگشاده خود، به آيت‌الله خامنه‌اي، ‏توصيه كرده  است كه  جاي موسوي، كروبي و خاتمي را با مدعيان دوستي‌اش كه اكنون در كنارش هستند،‌ عوض كند؛ چرا كه ‏به گفته نوري‌زاد، اين سه شخصيت، دوستان واقعي نظام هستند. ‏&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;نوري‌زاد در اين نامه از كساني مثل حسين شريعت‌مداري، حدادعادل، صفارهرندي، جواد ‏لاريجاني، قاضي مرتضوي، به عنوان نمونه‌هايي از دوستان جاهل نام مي‌برد و مي‌گويد كه اين سنخ افراد در لباس دوست، ناخواسته آبرو و حيثيت نظام را بر باد داده و مي‌دهند و كمترين خدمتي به ‏نظام و رهبري نمي‌كنند. ‏&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;نوري‌زاد در چارچوب ادبيات اصولگرايي،  هشدارهاي خوبي را به هواداران اين جريان ‏داده است و اميد است كه گوش شنوايي براي حرف‌هاي صلاح‌انديشانه وي وجود داشته باشد. ‏&lt;/p&gt;&lt;p style=&quot;text-align: justify;&quot;&gt;&lt;a href=&quot;http://mohammadnurizad.blogfa.com/post-115.aspx&quot;&gt;+ متن نامه محمد نوری زاد&lt;/a&gt;&lt;/p&gt;&lt;p style=&quot;text-align: justify;&quot;&gt;&lt;br /&gt;‏بعد از تحرير:&lt;/p&gt;&lt;p style=&quot;text-align: justify;&quot;&gt;1. اين كلمه &quot;نظام&quot; مثل صابون تو دست آدم ليز مي‌خوره و از اين سطر به آن سطر رنگ عوض ‏مي‌كند. &lt;/p&gt;&lt;p style=&quot;text-align: justify;&quot;&gt;2. وظيفه نظام جلب رضايت مردم است و نه بر عكس؛ اصولگرايان غالبا دنبال رضايت نظام هستند و از همه مي‌خواهند چنان رفتار كنند كه نظام از آن‌ها رضايت داشته باشد و برايشان رضايت مردم در مراحل پايين‌تر قرار دارد. &lt;/p&gt;&lt;p style=&quot;text-align: justify;&quot;&gt;‏&lt;/p&gt;&lt;p style=&quot;text-align: left;&quot;&gt;&lt;br /&gt;&lt;/p&gt;&lt;p style=&quot;text-align: justify;&quot;&gt;&lt;/p&gt;</description>
<pubDate>Sat, 07 Nov 2009 20:53:18 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=aknun&amp;postid=156</comments>
<dc:creator>aknun</dc:creator>
<guid>http://aknun.blogfa.com/post-156.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>هر اسير سبز، 250 هزار تومان!</title>
<link>http://aknun.blogfa.com/post-155.aspx</link>
<description>
&lt;p style=&quot;text-align: justify;&quot;&gt;&lt;br /&gt;&lt;strong&gt;روز 13 آبان در تقاطع مطهري – مفتح، در حالي كه نيروهاي ضد شورش در حال عبور از ‏خيابان مطهري بودند و مردم در پياده رو ، تماشاچي اين نمايش قدرت مضحك بودند،‌ جواني  لباس ‏شخصي  مي‌خواست دختر جواني را به اتهام اغتشاش با خود ببرد. دختر جوان ترسيده بود، نگاه ‏معصوم و  مستاصلش به عابران بود. جوانك چون طمعه‌اي به دخترك اسير نگاه مي‌كرد؛ نگاهي ‏كه عابران را به واكنش واداشت. ‏&lt;/strong&gt;&lt;br /&gt;‏ ‏&lt;br /&gt;‏ اصرار و سماجت چند نفري كه آنجا حاضر بوديم، مانع از دستگيري‌اش شد. جوانك لباس ‏شخصي مي‌گفت كه آن دختر‌خانم را از چند خيابان آن سوتر دنبال كرده است! و او  دنبال ‏خرابكاري است. ‏&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;حتما منظورش از خرابكاري، شعار دادن بود؛ چون اصلا به نظر نمي‌آمد كه اين دختر خانم ‏بتواند كاري بيش از اين  انجام دهد و  هيچ  چيزي اعم از باطوم يا دسته بيل هم در دستش نبود. ‏&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;آن روز در مسير آمدن به ايستگاه مترو در خيابان مفتح، چندين صحنه‌ از حمله‌هاي غيرمتعارف  ‏ماموران به مردم را ديدم كه برايم عجيب بود؛ يعني مثلا اعتراض لفظي يك مرد ميانسال ‏پنجاه ساله را با باطوم جواب مي‌دادند و به محض اعتراض حاضران، بي‌ملاحظه به طرفشان حمله ‏ور مي‌شدند و ديگر اصلا برايشان مهم نبود كه باطوم‌شان سر كي فرود مي‌آيد، زن است،‌مرد است ‏پير است جوان است؛ براي مراسم آمده است يا رهگذر مسافر است و بعد هم به فاصله پنج دقيقه ده‌ها موتورسوار قبراق با تجهيزات كامل از راه مي‌رسيدند، سر چي؟ سر اينكه يك زني يا مردي به ماموري با صداي بلند اعتراض كرده كه &quot;اين چه وضعي است كه درست كرده‌‌ايد؟&quot;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;احساس مي‌كردم كه ماموران امروز دنبال درگيري و گرفتن و بردن هستند، در مسيرم از دوازه ‏دولت تا  تقاطع مفتح – مطهري؛ يك جوان سرشكسته ديدم كه از پيشاني‌اش خون جاري بود و ‏يك مامور دستش را گرفته بود و مي‌برد؛ دوباره  شاهد ضرب و شتم و بازداشت يك مردي با لباس ‏خبرنگاري و دوربين فيلمبرداري بودم، همچنين دستگيري يك جوان چهارشانه  را ديدم كه صرفا ‏در مجادله مامور امنيتي با يك پيرمرد، جانب مرد مسن را گرفته بود. ‏&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;امروز با خواندن &lt;a href=&quot;http://mahdibia.wordpress.com/2009/11/06/%D8%B1%D9%87%D8%A8%D8%B1%D8%A7-%D8%B4%DA%A9%D8%A7%DB%8C%D8%AA%DB%8C-%D8%AF%D8%A7%D8%B1%D9%85/&quot; target=&quot;_blank&quot;&gt;يادداشتي&lt;/a&gt;، تازه متوجه شدم كه چرا اين لباس‌شخصي‌ها و ماموران امنيتي، آن ‏روز ان همه حريص به زدن و  گرفتن و بردن بودند و اصرار آن جوانك بسيجي براي به اسارت ‏بردن آن دختر جوان به خاطر چه بوده است. ‏&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;يكي از اين برادران  لباس‌شخصي‌ كه گويا از اعضاي فعال بسيج هم هست، در وبلاگ خود  نوشته است كه  براي هر يك ‏از اعضای فعال بسیج  كه قرار بوده در مراسم سيزده آبان حاضر شوند، نفري‌  چهارصد هزار تومان‏‎ ‎بصورت چک پول نقدا پرداخت شده است  و به آنان گفته مي‌شده  كه  براي دستگيري هر نفر از سبز‌ها، ‏مبلغ  دویست و پنجاه هزار تومان تشویقی خواهند گرفت. &lt;br /&gt;&lt;br /&gt;حالا تو خود بخوان حديث مفصل از اين مجمل! ‏&lt;/p&gt;&lt;p style=&quot;text-align: justify;&quot;&gt;&lt;/p&gt;&lt;p style=&quot;text-align: justify;&quot;&gt;&lt;br /&gt;&lt;/p&gt;&lt;p style=&quot;text-align: justify;&quot;&gt;&lt;strong&gt;مطالب مرتبط&lt;/strong&gt;&lt;/p&gt;&lt;p style=&quot;text-align: justify;&quot;&gt;&lt;a href=&quot;http://mahdibia.wordpress.com/2009/11/06/%D8%B1%D9%87%D8%A8%D8%B1%D8%A7-%D8%B4%DA%A9%D8%A7%DB%8C%D8%AA%DB%8C-%D8%AF%D8%A7%D8%B1%D9%85/&quot; target=&quot;_blank&quot;&gt;1. اين يادداشت را بخوانيد: رهبرا ، شکایتی دارم &lt;/a&gt;&lt;/p&gt;&lt;p&gt;ظاهرا يادداشت مذكور حذف شده است. شايد هم وبلاگش را هك كردند. نمي دونم چي شده. اما نسخه‌اي از آن يادداشت را مي‌توانيد درادامه ملاحظه كنيد:&lt;/p&gt;&lt;p&gt;&lt;a target=&quot;_blank&quot; href=&quot;http://beheshte-khoban.blogfa.com/post-132.aspx&quot;&gt;2. صاحب سايت خوبان كه خود از  مجذوبين دولت است در 13 آبان پنجاه باتوم خورده است!&lt;/a&gt;&lt;/p&gt;&lt;p&gt;شايد اين آقا مجبور شود بلاگش را حذف كند. در اين صورت در ادامه مطلب يادداشت وي را مطالعه كنيد. &lt;/p&gt;&lt;p&gt;&lt;a href=&quot;http://leisuremind.wordpress.com/2009/11/07/%D8%AA%D8%A3%D9%85%D9%84%D8%A7%D8%AA%D9%8A-%D8%AF%D8%B1%D8%A8%D8%A7%D8%B1%D9%87-13-%D8%A2%D8%A8%D8%A7%D9%86-1388%D8%A7%D9%86%D9%82%D9%84%D8%A7%D8%A8%E2%80%8C-%D8%A7%D8%AC%D8%AA%D9%85%D8%A7%D8%B9/&quot;&gt;3.  ما در ١٣ آبان ٨٨  متوجه شديم که روزگار لات و لوت‌ها و جاهلاني که با همه‌ي بي‌شرفي‌شان يک جو مردانگي داشتند و دست روي زن جماعت، پيرزن که جاي خود، بلند نمي‌کردند، گذشته است. نوبت اراذلي است که آن حداقل از شرافت را هم ندارند. روضه‌هاي فاطميه را که مي‌شنيديم، با خود مي‌گفتيم مگر مي‌شود کسي که اسم خوش را مرد گذاشته، بيايد زني را آن طور مورد ضرب و شتم قرار بدهد؟ آن‌هم به جرم يک بيعت نکردن و مخالفت ساده؟ ما متوجه شديم که در اشتباه بوديم. حتي در کربلا هم ديگر به زنان و کودکان کار نداشتند. ولي در اشتباه بوديم. لااقل فکر مي‌کرديم که دوران..... (روي مطلب كليك كنيد)&lt;/a&gt;&lt;/p&gt;&lt;p&gt;&lt;br /&gt;&lt;/p&gt;
</description>
<pubDate>Fri, 06 Nov 2009 21:27:18 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=aknun&amp;postid=155</comments>
<dc:creator>aknun</dc:creator>
<guid>http://aknun.blogfa.com/post-155.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>13 آباني متفاوت</title>
<link>http://aknun.blogfa.com/post-154.aspx</link>
<description>
&lt;p align=&quot;baseline&quot; style=&quot;text-align: justify;&quot;&gt;&lt;br /&gt;&lt;strong&gt;راهپيمايي 13 آبان امسال در تهران، به شكلي كاملا متفاوت از همه سال‌هاي گذشته برگزار شد؛ ‏&lt;/strong&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;در حالي كه مراسم برنامه‌ريزي شده از سوي نهادهاي دولتي در محوطه روبروي لانه جاسوسي ‏آمريكا در حال انجام بود، كليه خيابان‌هاي منتهي به خيابان طالقاني  و ميدان هفت‌تير مملو از ‏نيروهاي امنيتي و ضد شورش بود&lt;/p&gt;&lt;p style=&quot;text-align: center;&quot;&gt;&lt;img src=&quot;http://www.mellatnews.ir/UserFiles/Image/1388/aban/13/1.png&quot; /&gt;&lt;/p&gt;&lt;p style=&quot;text-align: justify;&quot;&gt;&lt;/p&gt;&lt;p align=&quot;baseline&quot; style=&quot;text-align: justify;&quot;&gt;آنقدر نيروهاي امنيتي و انتظامي بود كه مردم در ميان‌شان گم مي‌شدند؛   ده‌تا، صد‌تا، هزا‌رتا، ده هزارتا، ....؛  ‏تا چشم كار مي‌كرد، شبه بسيجي‌ و نيروهاي امنيتي و انتظامي با لباس‌هاي مختلف در صحنه حاضر ‏بودند؛ با قد و وزن و سنين متفاوت، دسته بيل به دست،‌ باطوم به دست،‌ تفنگ به كمر،  همه جا بودند، روي موتور، پشت فرمان، بالاي خيابان، پايين ‏خيابان، وسط خيابان، زير پل، روي پل، پشت‌بام؛ روي زمين، زير زمين .... ، ماشاءالله  چقدر نيروي ‏ضد اغتشاش مردمي داريم و خبر نداريم. پس معلومه كه اين دلارهاي نفتي بي‌جا هم خرج ‏نمي‌شه.‏ خدا بده بركت. &lt;br /&gt;&lt;br /&gt;هواداران جنبش سبز از روز گذشته براي حضور در مراسم ضد استكباري روز 13 آبان، اعلام ‏آمادگي كرده بودند و در سايت‌هاي فيلتر شده خود كه نشاني از آزادي مطلق در ايران است، اعلام ‏كرده بودند كه راهپيمايي آرامي در گرامي‌داشت آرمان‌هاي تاريخي روز 13 ابان برگزار خواهند كرد ‏و استكبار را اعم از داخلي يا خارجي محكوم خواهند كرد. ‏&lt;/p&gt;&lt;p style=&quot;text-align: center;&quot;&gt;&lt;img src=&quot;http://www.mellatnews.ir/UserFiles/Image/1388/aban/13/2.jpg&quot; /&gt;&lt;/p&gt;&lt;p style=&quot;text-align: justify;&quot;&gt;&lt;/p&gt;&lt;p style=&quot;text-align: justify;&quot;&gt;اما مجموعه تدابيري كه از سوي نيروي دولتي انديشيده شده بود، باعث شد كه سبزها نتوانند ‏مراسم خود را آنگونه كه دلخواهشان بود،  برگزار كنند. به خواست نيروهاي دولتي، همه مراسم امروز ‏در تهران، مراسم‌ سبزها شد، آنگونه كه آنان طول و عرض  ميدان هفت‌تير تا ميدان وليعصر و ‏خيابان انقلاب تا خيابان مطهري را تحت تاثير حضور خود قرار دادند و روشن‌ترين شاهد آن،  ‏استقرار خارج از شمار نيروهاي امنيتي و لباس‌شخصي‌ در همه ساعات  حدود نه صبح تا سه بعد ‏از ظهر بود. &lt;/p&gt;&lt;p style=&quot;text-align: center;&quot;&gt;&lt;br /&gt;‏&lt;/p&gt;&lt;p style=&quot;text-align: left;&quot;&gt;&lt;br /&gt;&lt;/p&gt;&lt;p style=&quot;text-align: justify;&quot;&gt;&lt;/p&gt;&lt;p style=&quot;text-align: justify;&quot;&gt;امروز در اقدامي غير معمول،  قطارهاي مترو در ايستگاه‌هاي هفت‌تير، طالقاني، دروازه دولت و ‏فردوسي مسافران را پياده نكردند؛ اين تمهيدي بود كه با درس‌گيري از راهپيمايي سبزها در روز قدس، ‏دولت انديشيده بود تا مانع از استفاده سبزها از مترو براي حضور در راهپيمايي گردد؛ اين تدبير ‏دولت به نظر موثر بود، چون باعث شد كساني كه مي‌خواستند با مترو خود را به هفت تير برسانند ‏با تاخير به مقصد خود رسيدند. ‏&lt;/p&gt;&lt;p style=&quot;text-align: justify;&quot;&gt;&lt;br /&gt;&lt;/p&gt;&lt;p style=&quot;text-align: center;&quot;&gt;***&lt;/p&gt;&lt;p style=&quot;text-align: justify;&quot;&gt;ظاهرا دولت به اندازه كافي مامور امنيتي دارد كه بتواند با فرماني، همه سطح ميدان هفت‌تير را به ‏منطقه نظامي كنترل شده تبديل كند؛ آنقدر شبه‌نظامي دارد كه دستشان دسته بيل و  باطوم بدهد و ‏وسط مردم رهايشان كند؛ اين كاري است كه خيلي از دولت‌ها از عهده‌اش برمي‌آيند و انجامش ‏مي‌دهند؛ بله دولت مي‌تواند اين كار را بكند،  ماموران مي‌توانند در خيابان سر معترضان را بشكنند، ‏آنان را كتك بزنند؛ ميان‌شان گازاشك‌اور پرتاب كنند، بازداشت كنند و ...  اما آيا اين برخوردها و ‏رفتاها اعتبار و حيثيتي براي يك دولت در بين مردمانش باقي مي‌گذارد. ‏&lt;/p&gt;&lt;div style=&quot;text-align: center;&quot;&gt;&lt;img hspace=&quot;0&quot; border=&quot;0&quot; align=&quot;baseline&quot; vspace=&quot;0&quot; src=&quot;http://www.mellatnews.ir/UserFiles/Image/1388/aban/13/13ABAN.png&quot; /&gt;&lt;/div&gt;&lt;p align=&quot;baseline&quot; style=&quot;text-align: justify;&quot;&gt;كم كم با سبك جديدي از راهپيمايي آشنا مي‌شويم؛ كه بايد آن‌ها را راهپيمايي‌هاي ضدمردمي ‏گذاشت، راهپيمايي كه در آن دو طرف خيابان‌ها ماموران با باطوم و گازاشك‌آور و موتور و ماشين ‏مي‌ايستند و در وسط خيابان هم دسته‌هايي لباس شخصي به نام مردم راهپيمايي مي‌كنند و مردم ‏پرشمار هم در پياده‌روها در حال رفت و آمد و مترصد فرصتي براي گفتن مطالبات خود و فرياد ‏شعارهايشان. ‏&lt;/p&gt;&lt;p style=&quot;text-align: center;&quot;&gt;&lt;img style=&quot;width: 315px; height: 221px;&quot; src=&quot;http://www.mellatnews.ir/UserFiles/Image/1388/aban/13/6.jpg&quot; /&gt;&lt;/p&gt;&lt;p style=&quot;text-align: justify;&quot;&gt;&lt;br /&gt;&lt;/p&gt;&lt;p style=&quot;text-align: justify;&quot;&gt;&lt;br /&gt;‏13 آبان امسال نشان داد كه روحيه استكباري در كشور ما بسيار قدرتمند است و برخي از ‏مديران كشور ناخواسته گرفتار روحيه استكباري شده‌اند؛ چرا كه آنان حتي اجازه يك راهپيمايي ‏كوچك را هم به مردم نمي‌دهند. به اين دست مديران مسئول، توصيه مي‌شود دست از روحيه ‏استكباري بردارند و عقلانيت و اعتدال را مدار و محور برنامه‌ريزي‌هايشان قرار دهند؛ امروز آنان ‏مي‌خواستند نمايشي از حضور سبزها در تهران نباشد، اما آيا آنان موفق شدند؛ هر كسي كه امروز ار ‏مركز شهر عبور مي‌كرد با ديدن اين همه نيروي نظامي، اين علامت سوال برايش مطرح مي‌شد كه ‏چه اتفاقي افتاده است و استقرار اين همه نيروي نظامي در وسط پايتخت به خاطر چيست؟ اگر ‏سبزها هيچ نيستند، پس اين لشگركشي و آرايش نظامي در شهر براي چيست و اگر آنان مردماني ‏هستند بسيار، پس چرا حق يك  راهپيمايي محدود را ندارند؟! &lt;/p&gt;&lt;p style=&quot;text-align: justify;&quot;&gt;‏&lt;/p&gt;
</description>
<pubDate>Wed, 04 Nov 2009 13:52:18 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=aknun&amp;postid=154</comments>
<dc:creator>aknun</dc:creator>
<guid>http://aknun.blogfa.com/post-154.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>‏13 آبان بهانه‌اي براي مقابله با روحيه استكباري ‏</title>
<link>http://aknun.blogfa.com/post-153.aspx</link>
<description>
&lt;p style=&quot;text-align: justify; color: rgb(0, 0, 0);&quot;&gt;سيزده آبان، روز مبارزه با استكبار و روحيه استكباري را گرامي مي‌داريم؛ 13 آبان در تقويم ‏ايرانيان چه روزي است: ‏&lt;/p&gt;&lt;p style=&quot;text-align: justify; color: rgb(0, 0, 0);&quot;&gt;&lt;/p&gt;&lt;p style=&quot;text-align: justify; color: rgb(0, 0, 0);&quot;&gt;‏1.در 13 آبان سال 1343 محمدرضا شاه، امام خميني را به خاطر انتقاد و اعتراض به يك قانون ‏استعماري و تبعيض آلود (كاپيتولاسيون)،  به تركيه تبعيد مي‌كند. در اين روز محمدرضا شاه ‏پهلوي نشان مي‌دهد كه در حكومت استبدادي، امكان انتقاد از حاكم وجود ندارد؛  حاكمي كه ‏خود را برتر از همه كس مي‌داند، نمي‌تواند نظري را فوق نظر خود بداند و ناگزير هر انتقادي را ‏به دشمني و براندازي تعبير مي‌كند و با منتقدان و مصلحان با درشتي برخورد مي‌كند. ‏&lt;br /&gt;‏ ‏&lt;br /&gt;‏2. 13 آبان سال 1357 نمايش ديگري از قساوت يك مستكبر است، در اين سال نخوت و ‏تفرعن محمدرضا شاه ارتفاع بيشتري يافته بود و اين در حالي بود كه اعتراضات به حكومت ‏وي نيز افزايش يافته بود؛ چاره كار در شدت برخورد با مخالفان ديده شد، محمدرضا شاه خود را ‏شاه قانوني ايران مي‌دانست، اعلي‌حضرت در محافل مذهبي خود را سايه خدا و حامي مذهب ‏تشيع معرفي مي‌كرد؛ حج مي‌گذاشت و به پابوس حرم رضوي مي‌رفت؛ اما اين‌ها باعث آن نبود ‏كه سربازانش براي حفظ قدرت به سوي دانش‌آموزان شليك نكنند. در اين روز دانش‌آموزان در ‏حالي كه به سمت دانشگاه تهران در حالت اعتراض به حكومت حركت مي‌كردند، مورد حمله ‏قرار گرفتند و ده‌ها نفر (گويا56 نفر)  از آنان به شهادت رسيدند. ‏&lt;/p&gt;&lt;p style=&quot;text-align: justify; color: rgb(0, 0, 0);&quot;&gt;&lt;/p&gt;&lt;p style=&quot;text-align: justify; color: rgb(0, 0, 0);&quot;&gt;‏3. 13 آبان 1358 دانشجويان خشمگين به سفارت آمريكا حمله كردند؛ آنان پيش‌تر به آمريكا ‏هشدار داده بودند تا هر چه زودتر  شاه مستكبر را به ايران تحويل دهد تا محاكمه شود؛ اما ‏آمريكا نپذيرفته بود. البته تاثيرات اشغال سفارت آمريكا به فراتر از آنچه در ابتدا تصور مي‌شد، ‏منتهي شد و خاتمه آن 444 روز طول كشيد. فارغ از مباحث مختلف در خصوص اقدام ‏دانشجويان ، اين روز بار ديگر عمق   روحيه استكبار ستيزي جوانان ايراني را به نمايش ‏گذاشت. ‏&lt;/p&gt;&lt;p style=&quot;text-align: justify; color: rgb(0, 0, 0);&quot;&gt;&lt;/p&gt;&lt;p style=&quot;text-align: justify; color: rgb(0, 0, 0);&quot;&gt;‏4. 13 آبان سال 1388 روز ديگري در تاريخ استكباري ستيزي است؛ در اين روز مردم به ‏خيابان‌ها مي‌آيند تا بار ديگر استكبار را در جلوه‌ها و اشكال مختلف داخلي و خارجي آن ‏محكوم كنند. ‏&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;روحيه استكباري را بايد تقبيح كرد؛ اين روحيه مي‌تواند در هر يك از ما انسان‌ها  ظهور و بروز ‏يابد و اگر زمينه‌هاي آن فراهم شود،‌ هر يك از ما مي‌تواند به فرعوني مجسم تبديل شود؛ از اين ‏رو به نظر مي‌آيد يكي از وظايف جمعي ما شناسايي زمينه‌هاي ظهور استكبار و  و مقابله با ‏علائم موجده استكبار و فرعونيت در مراحل  اوليه است. ‏&lt;/p&gt;&lt;p style=&quot;text-align: justify; color: rgb(0, 0, 0);&quot;&gt;&lt;/p&gt;&lt;p style=&quot;text-align: justify; color: rgb(0, 0, 0);&quot;&gt;مقابله با شكل‌گيري استكبار مي‌تواند در اداره و كارخانه و سازمان و دولت و نظام سياسي باشد،  ‏وظيفه شرعي و انساني ما در قبال همديگر و اجتماعي كه در آن زندگي مي‌كنيم در ادبيات ديني ‏در قالب امر به معروف و نهي از منكر تبلور يافته است؛ اين اصولي اخلاقي از ما مي‌خواهد كه ‏از ظهور هر نوع استكبار در اجتماع خود ممانعت كنيم و همديگر را از روحيه استكباري پرهيز ‏دهيم. ‏&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;مساله استكبار يكي از موضوعات مهم در قران كريم است؛ اين توجه شايد به خاطر اين باشد ‏كه عواقب ظهور يك مستكبر براي هر جامعه‌اي خسارت بار و فاجعه‌آفرين است؛ همه ما ‏شاهديم كه در كشور همسايه، عراق،  مستكبري مثل صدام چه فجايعي براي اين كشور و ‏ملت‌هاي همسايه فراهم آورد، و هنوز هم مردمش تاوان آن مستبد را مي‌دهند، آيا به نظر ‏نمي‌آيد كه مردم عراق امروز تاوان سكوت‌شان در برابر قدرت‌گيري مستكبر زمانه‌ خود را ‏مي‌دهند. ‏&lt;/p&gt;&lt;p style=&quot;text-align: justify; color: rgb(0, 0, 0);&quot;&gt;&lt;/p&gt;&lt;p style=&quot;text-align: justify; color: rgb(0, 0, 0);&quot;&gt;صدام حسين يكي از جلوه‌هاي استكبار سياسي بود، همچنان كه محمدرضا شاه اين‌گونه بود؛ ‏همچنان كه استالين چنين بود و .... اينكه چرا اين مستكبرين روي كار آمدند به خاطر آن بوده ‏است كه مردمانش، استكبارشناس نبوده‌اند و نشانه‌هاي ظهور يك مستبد را خوب تشخيص ‏نداده‌اند و در مقام مقابله برنيامده‌اند و البته هزينه‌هاي گزافش را هم پرداخت كرده‌ و مي‌كنند.  ‏&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;در قرآن كريم فرعون نمونه مستكبر سياسي است؛ در سوره قصص مي‌خوانيم: ‏&lt;br /&gt;‏«‏‎ان فرعون علا فى الارض‏‎ ‎و‎ ‎جعل اهلها شيعاً يستضعف طائفه منهم يذبح ‏ابناء هم‎ ‎و‎ ‎يستحيى نساء‎ ‎‎هم انه كان من المفسدين‎‏» ‏&lt;br /&gt;‎‎فرعون در سرزمين (مصر) سربرافراشت،‎ ‎و‎ ‎مردم آن را طبقه طبقه كرد؛ ‏طبقه اى از آنان را زبون ‏مى داشت، پسرانشان را سر مى بريد‎ ‎و‎ ‎زنانشان ‏را (براى بهره كشى) زنده بر جاى مى گذاشت؛ كه ‏وى از فساد كاران بود.)‏&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;فرعون چه كار مي‌كرد؛ خود را برتر از ديگر بندگان خدا مي‌دانست و حكمش را حكمي خدايي ‏معرفي مي‌كرد و انتظار داشت كه ديگران بي‌چون و چرا اطاعتش كنند. پس آغاز استكبار، كوچك و ‏پست شمردن و نادان و صغير فرض كردن بندگان خدا و سوار شدن بر گرده آنان است. ‏&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;روزي كه حاكمان مردم را تحقير كنند و آنان را خس و خاشاك بنامند و حقو‌ق و آزادي‌هاي ‏اساسي آنان را در اداره كشور و  انتقاد از مديران اجتماعشان ناديده بگيرند،  بايد نگران بود؛ نگران ‏حلول روحيه استكباري و تولد يك مستكبر. &lt;br /&gt;&lt;br /&gt;سيزده آبان مي‌تواند فرصتي براي ابراز نگراني و اعتراض ما از احتمال غلبه روحيه استكباري بر ‏بخش‌هايي از اين جامعه و حاكمانمان باشد؛ ما همچنان كه نگران دست‌اندازي استكبار خارجي هستيم بايد ‏نگران دست‌اندازي روحيه استكباري بر روح و جان خود و مسئولانمان نيز باشيم و همديگر را به ‏پرهيز از روحيه استكباري دعوت كنيم؛ اين يعني امر به معروف و نهي از منكر؛ اين يعني انجام ‏وظيفه انساني و اخلاقي در برابر همنوطنانمان.  اين يعني دوست داشتن يكديگر و نگراني از آفتي كه مي‌تواند عارض روح و جانمان شود؛ ما در اين روز خود و ديگران  را به تواضع و ‏فروتني و پرهيز از مطلق‌گرايي و روحيه استكباري دعوت مي‌كنيم.&lt;/p&gt;&lt;p style=&quot;text-align: justify; color: rgb(0, 0, 0);&quot;&gt;&lt;br /&gt;&lt;/p&gt;&lt;p style=&quot;text-align: justify; color: rgb(0, 0, 0);&quot;&gt;&lt;br /&gt;&lt;/p&gt;
</description>
<pubDate>Mon, 02 Nov 2009 22:40:18 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=aknun&amp;postid=153</comments>
<dc:creator>aknun</dc:creator>
<guid>http://aknun.blogfa.com/post-153.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>درس‌هايي از افغانستان</title>
<link>http://aknun.blogfa.com/post-152.aspx</link>
<description>
&lt;p style=&quot;text-align: justify;&quot;&gt;هميشه از افغانستان اخبار جنگ و فقر و مواد مخدر شنيده‌ايم. اما اين‌ روزها خبرهاي متفاوتي مي‌رسد.&lt;/p&gt;&lt;p align=&quot;baseline&quot; style=&quot;text-align: justify;&quot;&gt;1. به خاطر تقلب در برخي شعب،  انتخابات رياست جمهوري اين كشور باطل مي‌شود و بنا مي‌شود دوباره انتخابات برگزار كنند، بله اين كار در همسايگي ما صورت مي‌گيرد؛ در همسايگي كشوري كه تجديد انتخابات پرمناقشه را به جنگ با خدا تشبيه كردند! افغان‌ها  دوباره انتخابات برگزار مي‌كنند،  هيچ زلزله‌اي هم رخ نمي‌دهد و آسمان هم به زمين نمي‌آيد و قلب خدا هم شكافته نمي‌شود؛ انتخاباتشان را تجديد مي‌كنند تا دولتي كه فردا سركار مي‌ايد سربلند باشد و شائبه تقلب در بين نباشد. &lt;/p&gt;&lt;p style=&quot;text-align: center;&quot;&gt;&lt;img src=&quot;http://www.jawidan.com/afghanistan/Mazar%20Ali.jpg&quot; /&gt;&lt;/p&gt;&lt;p style=&quot;text-align: center;&quot;&gt;&lt;font size=&quot;1&quot;&gt;(زيارتگاهي در بلخ&lt;/font&gt;)&lt;/p&gt;&lt;p style=&quot;text-align: left;&quot;&gt;2. دو تن از فعالان سياسي كشور قرار است در آستانه سيزده آبان يك مناظره‌ تلويزيوني داشته باشند؛ اين دو نفر ابراهيم يزدي و عباس عبدي هستند؛ تعجب مي‌كنيد كه چطور اين‌ها را به تلويزيون راه داده‌اند؛ اشتباه نكنيد! تلويزيون ملي ما به اين‌ها راه نمي‌دهد، تلويزيون آقاي ضرغامي به صورت ميلي همچنان در انحصار يك جريان خاص است. اين آقايان در تلويزيون افغانستان مناظره خواهند كرد؛ تا حسرت داشتن يك رسانه ملي همچنان در دل ايرانيان باقي بماند.&lt;a href=&quot;http://www.fararu.com/vdchvvnx.23nkzdftt2.html&quot; target=&quot;_blank&quot;&gt;+&lt;/a&gt;&lt;/p&gt;&lt;p align=&quot;baseline&quot; style=&quot;text-align: justify;&quot;&gt;3. بعد از اين كتاب‌هايي از اساتيد و روشنفكران به دست شما مي‌رسد كه در ايران چاپ آن‌ها ممنوع است؛ اين‌ها كتاب‌هايي هستند كه در افغانستان چاپ مي‌شوند تا اين كشور تنها صادر كننده مواد مخدر نباشد و سهمي هم در نشر آگاهي داشته باشد. &lt;/p&gt;&lt;p style=&quot;text-align: center;&quot;&gt;&lt;img style=&quot;width: 296px; height: 221px;&quot; src=&quot;http://www.jawidan.com/afghanistan/images/Hotel_Pul_Pashto.jpg&quot; /&gt;&lt;/p&gt;&lt;p style=&quot;text-align: center;&quot;&gt;&lt;font size=&quot;1&quot;&gt;(ساختماني در هرات)&lt;/font&gt;&lt;/p&gt;&lt;p style=&quot;text-align: justify;&quot;&gt;جاي ناراحتي نيست؛ افغانستان نزديك‌ترين سرزمين به ايران است، قرن‌ها پاره  تن ايران بوده است. پس بايد خوشحال بود و براي مردمانش آرزوي رشد و شكوفايي‌ داشت و اميدوار بود كه اين كشور بتواند در مسير توسعه و مردم‌سالاري استوار بماند و ديگر  اسير جنگ  و برادركشي،  فقر و مواد  افيوني نباشد.&lt;/p&gt;&lt;p style=&quot;text-align: justify;&quot;&gt;&lt;br /&gt;&lt;/p&gt;&lt;p style=&quot;text-align: justify;&quot;&gt;&lt;strong&gt;بعد از تحرير&lt;/strong&gt;&lt;/p&gt;&lt;p style=&quot;text-align: justify;&quot;&gt;چنان كه در خبرها آمد، عبدالله عبدالله رقيب كرزاي از حضور در انتخابات دور دوم كنار كشيد ‏و به اين ترتيب مشروعيت دولت آينده را در ابهام فرو برد؛ آيا كرزاي در پايان انتخاباتي با نامزدي ‏واحد به كرسي رياست جمهوري تكيه خواهد زد؟ آيا هنوز احتمال پذيرش درخواست‌‌هاي  ‏عبدالله براي تغيير مسئولين كميسيون انتخابات وجود دارد؟ آيا عبدالله از ترس شكست در دور دوم ‏انصراف داد؟ آيا او در حال انتقام‌گيري از عوامل تقلب در دور نخست انتخابات است؟ ‏&lt;br /&gt;متاسفانه افغانستان همچنان درگير جنگ است. ‏&lt;br /&gt;&lt;/p&gt;&lt;p style=&quot;text-align: justify;&quot;&gt; &lt;/p&gt;</description>
<pubDate>Wed, 28 Oct 2009 08:58:18 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=aknun&amp;postid=152</comments>
<dc:creator>aknun</dc:creator>
<guid>http://aknun.blogfa.com/post-152.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>اداي احترامي به مهدي كروبي</title>
<link>http://aknun.blogfa.com/post-151.aspx</link>
<description>
&lt;p style=&quot;text-align: justify;&quot;&gt;‏در چارچوب نظامي كه ‌دفاع از حقوق محرومين و مستضعفين عالم از آرمان‌هايش بوده است،  ‏مهدي كروبي به جرم دفاع از حقوق ضعفا، بي‌پناهان و آسيب‌ديدگان حوادث انتخابات، روزنامه‌اش ‏توقيف مي‌شود، دفتر كارش پلمپ مي‌شود، از حقوق‌‌‌ اجتماعي‌اش محروم مي‌شود، از سوي ‏رسانه‌هاي زنجيره‌اي دولتي شب و روز مورد توهين و ناسزا قرار مي‌گيرد و در آخرين پرده از اين نمايش،  از سوي  عمله قدرت  عمامه‌اش برداشته مي‌شود و به سويش لنگه كفش پرتاب مي‌شود، تا اقتدارگرايي به كمال برسد و انحطاط آشكارتر گردد. &lt;br /&gt;&lt;br /&gt;اهانت به بزرگان، سنت تاريخي اين مرز و بوم بوده است؛ در تاريخ استبدادي ما، انسان‌هاي خدوم ‏و عالمان مستقل، احرار و آزاديخواهان، همواره مورد هجوم عمله جور و جهل واقع مي‌شدند؛ ‏تقريبا همه مشاهير و بزرگاني كه امروز مورد فخر و مباهات ما  ايرانيان قرار مي‌گيرد، در ‏فشار  و تنگناي جور و جهل زمانه خود بوده‌اند.‏&lt;/p&gt;&lt;div style=&quot;text-align: center;&quot;&gt;&lt;img height=&quot;280&quot; width=&quot;402&quot; src=&quot;http://media.farsnews.com/Media/8808/ImageReports/8808010927/7_8808010927_L600.jpg&quot; /&gt;&lt;/div&gt;&lt;p style=&quot;text-align: justify;&quot;&gt;&lt;/p&gt;&lt;p style=&quot;text-align: justify;&quot;&gt;امروز  كروبي هم  به خاطر شجاعت و پايمردي‌اش در دفاع از حقوق ضعفا و بي‌پناهان  و آسيب‌ديدگان حوادث ‏پس از انتخابات و زندانيان سياسي، مورد حقد و كينه جرياني قرار گرفته است كه آشكارا حفظ قدرت را بر ‏رعايت حقوق انساني و قانوني شهروندان ايراني ترجيح مي‌دهد و فريب‌كارانه  نام شريعت‌مداري و دينداري بر آن مي‌گذارد. &lt;/p&gt;&lt;p style=&quot;text-align: justify;&quot;&gt;اما به رغم همه نامرادي‌هاي آشكار،  آنچه پيروز ميدان خواهد بود، حقيقت ‌جويي ، نوع‌دوستي  و آزاديخواهي است كه امروز مهدي كروبي در زمره پرچمداران اين راه است؛  به او احترام مي‌گذارم و مي‌دانم  كه هيچ شناعت متصل به قدرتي نخواهد توانست نام او را از دفتر احرار و بزرگان اين سرزمين بزدايد. &lt;/p&gt;&lt;div style=&quot;text-align: center;&quot;&gt;‏ساقی به نور باده برافروز جام ما&lt;br /&gt;مطرب بگو که کار جهان شد به کام ما&lt;br /&gt;ما در پیاله عکس رخ یار دیده‌ایم &lt;br /&gt;ای بی‌خبر ز لذت شرب مدام ما&lt;br /&gt;هرگز نمیرد آن که دلش زنده شد به عشق&lt;br /&gt;ثبت است بر جریده عالم دوام ما&lt;/div&gt;</description>
<pubDate>Sat, 24 Oct 2009 18:41:18 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=aknun&amp;postid=151</comments>
<dc:creator>aknun</dc:creator>
<guid>http://aknun.blogfa.com/post-151.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>با ولايت فقيه چه بايد كرد؟ </title>
<link>http://aknun.blogfa.com/post-150.aspx</link>
<description>
&lt;p style=&quot;text-align: justify;&quot;&gt;ببخشيد اگر  منسجم نيست. چند سطري تامل شبانه است:&lt;/p&gt;&lt;div style=&quot;text-align: justify;&quot;&gt;* خدايي كه عادل است و ‌ بين بندگانش به عدالت رفتار مي‌كند چطور مي‌آيد زمام اختيار بندگانش را به يك نفر واگذار ‌كند؟ چرا شيعيان كه بحث عدالت در ميانشان اين همه پررنگ است  از اين نكته غفلت مي‌كنند.&lt;br /&gt;&lt;a target=&quot;_blank&quot; href=&quot;http://fanayi.blogfa.com/post-3.aspx&quot;&gt;(تفصيل اين پرسش را   در اين مقاله مي‌توانيد پيگيري كنيد.)&lt;/a&gt;&lt;/div&gt;&lt;p style=&quot;text-align: justify;&quot;&gt;* به نظر من بردن نظريه ولايت فقيه به فراتر از قانون اساسي،‌ نه تنها آن را تقويت نمي‌كند؛ بلكه پايه‌هاي آن را سست و لرزان مي‌كند. نظريه ولايت فقيه به عنوان يك نظريه سياسي تنها در چارچوب قانون اساسي است كه قابل دفاع در سطح ملي است. البته اگر آن نظريه فرقه‌اي از شيعه باشد، حسابش جداست. اما به عنوان يك نظريه توزيع قدرت در سطح ملي نمي‌تواند در خارج از قانون اساسي دوام داشته باشد. &lt;/p&gt;&lt;p style=&quot;text-align: justify;&quot;&gt;* كساني مثل مصباح يزدي مي‌خواهند ولايت فقيه را فراتر از هر قيد و بند قانوني قرار دهند و شخص ولي‌فقيه را به مثابه يك خداي كوچك، در موضعي بنشانند كه كسي حق پرسش و سوال از وي نداشته باشد؛ اما آيا پروژه آنان قرين توفيق خواهد بود؛ آيا سطح آگاهي‌هاي جامعه ايران اجازه تولد يك خداي كوچك يا  ظهور معصوم پانزدهم را  خواهد داد. &lt;/p&gt;&lt;p style=&quot;text-align: justify;&quot;&gt;*به نظر من تنها راه دفاع از نظريه ولي فقيه در سطح ملي؛ بردن آن به حدود قانون اساسي است؛ كساني كه نظريه ولايت فقيه را از غلاف قانون اساسي خارج مي‌كنند، عملا آن را در تيزابي مي‌اندازند كه در نهايت به تجزيه و نابودي‌ آن خواهد انجاميد. اگر اين نظريه تا كنون كم و بيش استوار بوده است، به خاطر پوسته سخت قانوني آن بوده است؛ يعني همواره‌ يكي از سپرهايي كه مدافعان اين نظريه در دست داشته‌اند قانون اساسي و راي مردم به اصول آن و منجمه اصل ولايت فقيه در سال 58 بوده است. يعني در زماني كه هيچ كدام از جوانان 31 ساله كشور به دنيا نيامده بودند.&lt;/p&gt;&lt;p style=&quot;text-align: justify;&quot;&gt;*الان  از يك سو ولايت فقيه مقوله‌اي است كه اكثريت نسل جوان ايران چندان متوجه معناي آن نمي‌شود  يعني نه به لحاظ عاطفي با آن رابطه پيدا مي كند و نه استدلال‌ها به نفع آن را  مي‌پذيرد؛  از سوي ديگر  اين نظريه در كانون عواطف و علايق بخشي از جامعه و به خصوص پدران نسل جوان كشور قرار دارد؛&lt;/p&gt;&lt;p style=&quot;text-align: justify;&quot;&gt;در واقع يك نسلي كه از راه مي‌رسد،  نمي‌داند چرا بايد چيزي به نام ولايت فقيه باشد و چرا ايران نمي‌تواند تنها يك رئيس‌جمهور داشته باشد و در اين جهت به همه كشورهاي ديگر دنيا نگاه مي كند و نسل ديگري كه عموما در پايه‌گذاري ج.ا. مشاركت داشته  و همه زندگي‌اش را صرف اين نظام كرده است،‌ زندگي خارج از ولايت فقيه را مذموم مي‌داند؛  و ولايت فقيه برايش حكم آب براي ماهي را پيدا كرده است. &lt;/p&gt;&lt;p style=&quot;text-align: justify;&quot;&gt;در كشاكش اين دو نسل و ديدگاهشان به  نظريه ولايت فقيه چه بايد كرد؟ آيا بايد ولايت فقيه را به كنار نهاد؟ يا نه  بايد از ولايت فقيه يك  خداي كوچك ساخت؟ و همه را مجبور به كرنش در معبد وي نمود؟ &lt;/p&gt;&lt;p style=&quot;text-align: justify;&quot;&gt;آيا راه ميانه‌اي در اين جا وجود دارد؟ &lt;/p&gt;&lt;p style=&quot;text-align: justify;&quot;&gt;به نظر مي‌آيد كه راه معقول و ميانه در شرايط حاضر، رفتن به سمت خوانش قانونگرايانه و مردمسالارانه نظريه ولايت فقيه است؛ &lt;/p&gt;&lt;p style=&quot;text-align: justify;&quot;&gt;ولي فقيه اگر عالم اسلامي؛ اگر فقيه در دين است و كارشناس در حوزه ممكت‌داري است، نيازي به تقديس‌گري‌هاي شرك‌آلود ندارد؛ هيچ عالمي نياز به تقديس و تعظيم ندارد؛ عالم عالم است، چون عالم است و علم مي‌داند و كار بلد است و به خاطر گره‌گشايي‌اش جامعه به او احترام مي‌گذارند؛ ولي فقيه به عنوان يك عالم كاردان و مدير خردمند فارغ از تملق و تقديس مي‌تواند در چارچوب قانون منبعث از اراده مردمي ديندار نقشي شايسته و ضروري را  ايفا كند. &lt;/p&gt;&lt;p style=&quot;text-align: justify;&quot;&gt;اينكه ولي فقيه  در رسانه‌ها به كسي پاسخ ندهد، اينكه ولي فقيه يك كنفرانس خبري با رسانه‌ها نداشته باشد، معلوم نيست بر چه مبنايي است؛ حداقل اين شيوه مبناي اسلامي ندارد؛ شايد سابقه سنگين نظام‌هاي سلطنتي و مجاورت با نظام‌هاي تك حزبي كمونيستي ما را به وضعيت فعلي كشانده است كه  به نظر مي‌آيد درنگ در اين وضعيت نه تنها سودي ندارد بلكه از هر حيث مخرب است. &lt;/p&gt;&lt;p style=&quot;text-align: justify;&quot;&gt;براي تقويت جنبه مردم‌سالارانه ولايت فقيه بايد مجلس خبرگان را تقويت كرد: مجلس خبرگان بايد مجمع همه خبرگان مردم باشد و نه نمايندگان بخشي از يك صنف. اگر قرار باشد كه رهبر منتخب مردم باشد، بايد تغييراتي در مجلس خبرگان صورت گيرد؛ اگر اين مجلس مجلس خبرگان است و مجلس روحانيان نيست، بايد اين مجلس مجلس خبرگان ملت باشد؛ من در عدالت اعضاي مجلس خبرگان شك دارم چون اين‌ها اصلا به تركيب تبعيض آلوده اين مجلس اعتراض نمي‌كنند. بله يك مجيد انصاري يك زماني اعتراض كرد كه بياييم آيين‌نامه مجلس خبرگان را تغيير دهيم  كه متاسفانه وي را در دوره بعدي رد صلاحيت كردند!&lt;/p&gt;&lt;p style=&quot;text-align: justify;&quot;&gt;اميد است با تفاهم و درك  بين نسلي و تعقل و پرهيز از مطلق‌انديشي‌ از مشكلات كشور كاسته شود. &lt;/p&gt;&lt;p style=&quot;text-align: justify;&quot;&gt;--------------&lt;/p&gt;&lt;p style=&quot;text-align: justify;&quot;&gt;پي‌نوشت: &lt;/p&gt;&lt;p style=&quot;text-align: justify;&quot;&gt;آيا امكان خوانش مردم‌سالارانه نظريه ولايت فقيه وجود دارد؟ &lt;/p&gt;&lt;p style=&quot;text-align: justify;&quot;&gt;&lt;br /&gt;&lt;/p&gt;</description>
<pubDate>Sat, 17 Oct 2009 22:17:18 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=aknun&amp;postid=150</comments>
<dc:creator>aknun</dc:creator>
<guid>http://aknun.blogfa.com/post-150.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>زنگ بازي  13 آبان به صدا درآمد</title>
<link>http://aknun.blogfa.com/post-149.aspx</link>
<description>
&lt;div style=&quot;text-align: justify;&quot;&gt;امروز آقاي جنتي در خطبه‌هاي نماز جمعه تهران، در اقدامي زودهنگام به استقبال مراسم 13 آبان رفت و ضمن ابراز نگراني از  احتمال حضور سبزها در اين روز، تلويحا اظهار داشت كه   بچه‌هاي خوب در اين روز كساني هستند كه  ببينيد بلندگوي ما چه مي‌گويد و هر چه آن گفت، آن را تكرار مي‌كنند؛ وي افزود: خداي ناكرده فريب سبزها را نخوريد، چون اين‌ها اصلا معلوم نيست كه از كي فرمان مي‌گيرند و حتما از يك منبع مرموز و ناشناخته الهام مي‌گيرند.&lt;br /&gt;&lt;/div&gt;
</description>
<pubDate>Fri, 16 Oct 2009 16:29:18 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=aknun&amp;postid=149</comments>
<dc:creator>aknun</dc:creator>
<guid>http://aknun.blogfa.com/post-149.aspx</guid>
</item>
</channel>
</rss>
