روز مكافات
امروز روز مكافات همه كساني است كه سالها چشم بر تخلف و تقلب بستند تا جايي كه تخلف و تقلب و دروغ در اين كشور نهادينه شد؛ عجيب است كه امرز اعتراض به تخلف و دروغ بحران آفريده است و كسي كه مخالف دروغ باشد اغتشاشگر و ماجراجو و مجرم و گناهكار ناميده مي شود.
امروز مشكل نظام سياسي ما اين است كه كسي پيدا شده كه به دروغ و تقلب انتخاباتي رضايت نميدهد؛ مير حسين، كروبي، رضايي و حاميانش ميگويند به دروغ بزرگ انتخابات و تخلفات گسترده رضايت نميدهيم.
عجيب است كه نظام سياسي ما به جاي استقبال از اين اشخاص و احترام به حاميانشان به قلع و قمع آنان ميپردازد؛ به جاي توجه به پيشنهاد آنان در جهت تشكيل يك شوراي حكميت ملي و روشن شدن قضايا؛ آنان را به زندان ميفرستد؛ رسانههايشان را سانسور ميكند. ابزارهاي ارتباطيشان را قطع ميكند؛ سايتهايشان را فيلتر ميكند، تلفنهاي همراه را به صورت متناوت و موضعي قطع ميكند و ... فرصت حضور در رسانه ملي را از آنان دريغ ميكند و شبانه روز بر آن تهمت و افترا ميبندد...
امروز روز مكافات است، وضعيت حاضر، حاصل سكوت ميرحسين در 20 ساله گذشته است؛ حاصل رضايت هاشمي به تخلف در دوره خودش است، حاصل رضايت خاتمي، كروبي و رضايي به تخلفهايي است كه ديدهاند و چشم بستهاند.
اين سه و بسياري ديگر امروز در حال يك توبه جمعياند؛ اينها احساس خطر كرده بودند؛ ايران را در آستانه سقوط و پرتگاه ديده بودند؛ چنان كه با اين احساس وارد انتخابات شدند؛ اما آنان نميدانستندكه كار از كار گذشته است؛ اوضاع وخيمتر از آن است كه آنان تصور مينمودند؛ اين نظام در آستانه سقوط نيست، بلكه سالهاست كه سقوط كرده است؛ و آن نظام كه قرار بود از دل انقلاب اسلامي برويد، هرگز نروييد و همه آرزوانديشيهاي ما در باب نظام مقدس! جمهوري اسلامي ايران توهماتي بود حاصل انقطاع از واقعيت؛ خواب و خيالي كه گاهي بر صفحات كاغذ جاري ميشد؛ ....
اينبلاهايي كه سر مان ميايد حقمان است؛ حق ما كه خود ديكتاتور پرويم؛ ما كه خود ملت استبداد سازيم، ما كه عمامه را هم تاج ميبينيم؛ از چه كسي شكوه ميكنيم؛ ....
تلاش كنيم اندكي از روحيه استبداد پروي و شركورزي خود فاصله بگيريم. هيچ كس را جز حقيقت ستايش نكنيم؛ به كسي جز خداوند تعظيم نكنيم؛ مدح و ثناي هيچ بنيشري را نكنيم تا كسي در ميان ما به توهم خدايي نيافتد تا روزگارمان چنين سياه نشود...

