شليك دروغ
يكي از راهبردهايي كه تيم تبليغاتي محمود احمدينژاد در دوره تبليغات انتخاباتي از آن سود برد! و توانست از آن طريق بخشهايي از جامعه را اغوا نموده و با خود همراه كند؛ تكيه آگاهانه بر جعل و دروغ يا به كارگيري استراتژي شليك دروغ بود.
يك نمونه اين شيوه، دروغي بود كه احمدينژاد در مقابل كروبي به كار بست. آقاي احمدينژاد در مناظره با كروبي ادعا كرد كه در روزنامه آقاي كروبي، عكسي از همسر احمدينژاد چاپ شده است؛ و اظهار ناراحتي كرد كه چرا عكس خانم او را در روزنامه كروبي چاپ كردهاند؛ و روي اين مطلب مانور دارد.
ابراز ناراحتي احمدينژاد از چاپ عكس همسرش در روزنامه كروبي! اين گمان را در مخاطب پديد ميآورد كه احتمالا يك عكس خصوصي خاص از همسر احمدينژاد چاپ شده است و چنين چيزي در جامعه ما البته گناهي نابخشودني در محضر مخاطبان ميبود؛
در اينجا احمدينژاد به صورت آگاهانه در حال تهييج عواطف بر مبناي يك امر غيرواقع و در پي اغواگري مردم بود؛ چون هر روزنامهخواني كه در فضاي مطبوعات باشد و چهار بار اين دو روزنامه را دست گرفته باشد، به آساني ميتواند روزنامه "اعتماد" را _ كه متعلق به آقاي حضرتي است _ از روزنامه "اعتماد ملي" _كه امتيازش از آن كروبي است، _ تشخيص دهد؛ (تفاوت لوگوي آنها و يونيفورم دو روزنامه كاملا متفاوت است) و اين چيزي نيست كه از چشم مشاوران احمدينژاد و خود او كه خود را كارشناس ارشد همه امور كشور ميداند، دور مانده باشد؛
در واقع عكسي كه از همسر احمدينژاد چاپ شده بود، نه در روزنامه كروبي بلكه در روزنامه آقاي حضرتي و در كنار يك تحليل انتخاباتي آن هم در كنار همسران دو كانديداي ديگر يعني خانم رهنورد و خانم كروبي چاپ شده بود كه با حجاب كامل بود و در عكس همسر احمدينژاد، تنها چشمهاي وي قابل مشاهده بود.
احمدينژاد آمد يك دروغ را در رسانه ملي منتشر كرد، تا طبق استراتژي تبليغاتي خود ميليونها مخاطب را تحت تاثير قرار دهد و خود را در موضع مظلومي كه در معرض هجومي ناجوانمرادنه(چاپ عكس همسر!) قرار گرفته، نشان دهد؛
احمدينژاد با شليك دروغ به طرف كروبي و مخاطبان برنامه؛ حريف را يك گام به عقب ميراند و ميليونها مخاطب را با خود همراه ميكند؛ حسب اين استراتژي نفوذ دروغ بيش از نفوذ تكذيب آن است. يعني احمدينژاد و تيم او كاملا آگاه است كه دروغگويي او فردا تكذيب خواهد شد؛ اما او به اين فكر ميكند كه اگر شليك دروغ او روي ده ميليون نفر اثر داشته باشد ، تكذيبه آن هرگز نخواهد توانست آن ده ميليون نفر را مخاطب سازد و او ميتواند با اتكاء به دروغ و جعل چند مليون نفر از حريف خود جلو بيفتد....
****
به راستي ما با رئيسجمهوري كه استراتژي شليك دروغ را بارها در مناظرات تلويزيوني خود به كار بست، چه كنيم، آيا مصلحت نظام در رضايت دادن به تخلف ، دروغ و تقلب است؟ آيا بعد از سيسال مجاهدت و تلاش به اينجا رسيدهايم كه همه اعتبار و امكانات نظام خود را هزينه يك شخصي كه به آساني دروغ ميگويد و تهت ميزند، بكنيم! بله حفظ نظام از اوجب واجبات است، اين نظام آسان به دست نيامده است، اما ظاهرا بناست آسان از دست برود؛ آيا مقدمه واجب حفظ نظام، دروغپردازي و تهمتزني است؟ چه چيز عوض شده است، نظام ما عوض شده است يا ارزشهاي اخلاقي عوض شده است، آيا كساني كه پشت دروغ سنگر گرفتهاند نگران غضب الهي نيستن؛ آيا ما با تكيه بر دروغ ميتوانيم جامعه سعادتمندي داشته باشيم؟ مگر ما هميشه به كودكان خود نگفته بوديم كه دروغگو دشمن خداست؟ حال چه شده است؟ چه اتفاقي افتاده است؟

