سياهترين روز مجلس
عجيب است كه همه نهادهاي حاكميت يكي يكي در حال سلب صلاحيت و حيثيت از خودشان هستند؛ بعد از وزارت كشور و شوراي نگهبان امروز نوبت مجلس بود تا از خودش سلب صلاحيت كند.
امروز نوبت مجلس شوراي اسلامي بود تا نشان دهد اعتنايي به مردم ندارد و هر چه هست، مجلس شوراي ملي نيست؛ امروز نوبت مجلسيان بود تا نشان دهند كه به راستي وكيلالدولهاند و چيزي جز آلت فعل كانون قدرت نيستند. بيجهت نبود كه امروز نمايندگان مجلس در حالي كه ميتوانستند با يك تقسم كار ساده ، همزمان هم در پاستور در محضر رهبري باشند و هم در مجلس در خدمت مردم، اولي را ترجيح دادند و مردم را ناديده گرفتند.
امروز مجلس به جاي آنكه پاي صحبت مردم و معترضين بنيشند درهايش را بست و به ديدار رهبري رفت؛ ايرادي در رفتن به بيت رهبري نيست؛ ايراد در اينجاست كه در حالي كه حداقل تعداد اندكي از نمايندگان ميتوانستند بيايند و سخنان مردم را گوش كنند و به صورت صوري و شكلي هم كه شده به جمع مردم بيايند و حرفهايشان را بشنوند، اما چنين نكردند و نه تنها چنين نكردند، بلكه به خشنترين وجه مقدور با موكلين خود برخورد كردند.
من امروز را روز سياه مجلس نامگذاري ميكنم و اميدوارم در تاريخنگاري مجلس كشور اين روز به عنوان ننگينترين روز مجلس در ايران ثبت و ضبط گردد.
روزي كه خانه ملت! با گارد امنيتي و نيروهاي ضد شورش با مردم مواجه شد؛ روزي كه به جاي آنكه با مردم بنشينند و پاسخگوي شكايات و درددلهاي آنان باشند، با بياعتنايي تمام با مردم برخورد كردند. روزي كه نمايندگان مجلس به جاي اقناع مردم به سكوب آنها روي آوردند و با باطوم و مشت و لگد با مردم روبرو شدند.
امروز حتي يك نماينده، بله حتي يك نماينده نيامد از اين مردم معترض استقبال كند؛ مجلس امروز بين خود و مردم كمربند امنيتي كشيد؛ زنجيري از نيروهاي ضدشورش، ضد مواد مخدر!، لباس شخصيهاي مسلح و ... دور تا دور مجلس را گرفت تا مبادا احدي از مردم دستش به در و ديوار مجلس بخورد.
****
بايد در اينكه چرا براي نمايندگان مجلس، مردم به اندازه پشهاي نميارزند، تأمل كرد؛ چرا براي مجلسيان، مردم مهم نيستند؟ من تصور ميكنم بخشي از اين وضعيت ناشي از حاكميت تئوري است كه حسب آن مشروعيت از مقبولبت جدا ميشود؛ آقايان ميگويند اگر اين نمايندگان به خواستههاي مردم بيتوجهي كنند و رضايت مردم را ناديده بگيرد تا وقتي كه مطيع امر وليفقيه هستند، كاملا مشروع هستند! مثلا در امروز روزي، وقتي بايد يكي از مردم يا رهبر را انتخاب كنند، در مجلس را ميبندند و بر كنار آن گارد امنيتي ميگذارند و به اتفاق تشريف ميبرند به پاستور. حالا من نميدانم آيا خود رهبري هم به اين وضعيت راضي است يا خير. آيا او به نمايندگان تشر نزده و تذكر نداده كه چرا اين مردمي را كه به تحصن و تظلم به جانب شما آمده بودند را از خود رانديد. اميدوارم چنين تذكري را نمايندگان از رهبري دريافت كرده باشند!
