طرح مقابله با نفوذ دشمنان در دانشگاهها
ساعتي پيش توفيق حاصل شد و از طريق وبگذر به وبلاگ برادر عزيزي رهنمون شدم و با خواندن يادداشت وي و با مشاهده نگرانياش از نفوذ دشمنان به دانشگاهها، حس همدردي و شفقت بر من مستولي شد، به نحوي كه گريزي از آن نيافتم الا به تنظيم پست حاضر و ارائه پيشنهادي كه تقديم ميشود . اگر توفيق اجرايش هم دست دهد، همه غم و غصه برادران ارزشي دگرانديشمان جايش را به شادي و شعف خواهد داد:
* شما ميدانيد كه دشمنان اصلي ما در غرب الان در حوزه اقتصادي دچار بحران شدهاند؛ بحران اقتصادي يعني بيكاري و داشتن وقت مضاعف براي توطئه كردن؛ و اين يعني مصيبت. دشمن الان شب و روز بيكار است و تا دلتان بخواهد وقت براي توطئه كردن عليه ما دارد؛ و براي همين به لطايفالحيل ميخواهد نشان دهد كه با ما دشمن است و بهترين جا براي نشان دادن دشمني چنان كه از گذشته معمول بوده و هست، دانشگاه و دانشگاهيان است كه هم سواد دارند و همه انگيزه.
* دشمن الان خيلي دشمن شده است، چون دچار بحران اقتصادي و بيكاري هم شده است؛ و اصولا يك آدم بيكار با خودش هم دشمن است و به زمين و زمان فحش ميدهد، چه برسد به ما ،كه هر روز در خواب و بيداري عليهاش شعار ميدهيم و آسايش را برايش حرام ميكنيم.
* براي مقابله با دشمن اول بايد عواملش را شناسايي كنيم. دشمن از چه راههايي به جسم و جان دانشگاهيان وارد ميشود:
1. آب: سياليت و شفافيت آب القائات مسموم دشمنانه مرموز و مضمري دارد كه دانشجويان هر بار كه آن را مينوشند، ناخواسته وارد خونشان ميشود.
2. هوا: به معصوميتش نگاه نكنيد؛ درست است كه اكسيژن آن براي زندگي حياتي است؛ اما شما نميدانيد چه امواج دژخيمانهاي در همين هوا به سوي دانشجويان نشانه رفته است.
3. طوفان: شدت جريان هوا يكي از نشانههاي دشمن است؛ وقتي هوا طوفاني ميشود، دانشجويان هم فيگور اغتشاشي به خودشان ميگيرند.
4. خورشيد: نوري كه از اين گوي آتشين ساطع ميشود، وقتي از وسط امواج دشمنانه عبور ميكند، تبديل به انرژي دشمنانه ميشود؛ حسب آماري كه گرفته شده است، بيشترين درصد اعتراضات و راهپيماييها در دانشگاهها در روز روشن و زير نور خورشيد صورت گرفته است؛ و اين رابطه مستقيم، گوياي زواياي پنهاني است كه البته از چشم ما دور نمانده است.
5. شب: يكي از عوامل اخير دشمن كه دانشجويان را بسيار وسوسه ميكند و بعضا منحرف ميكند شب است؛ چون پوشش استتاري براي عوامل دشمن درست ميكند كه بروند شعار الله اكبر و لاالهالاالله تقلبي سر بدهند.
6. روز: عامليت روز براي دشمنان هم كه اظهر من الشمس است. امان از روز كه قرارگاه همه عوامل دشمن است.
7. درختها: خودتان ميدانيد كه اين درختها چقدر خون به دل ما ميكنند، هزار هزار رنگ در اين عالم هست، آنوقت چسبيدهاند به رنگ سبز.
عوامل دشمن زياد، اين هفتتا را هم از باب شأنيت عدد هفت آوردم، والا عوامل دشمن تا هفتادتا بلكه بيشتر هم نقل شده است؛ به خصوص چنان كه گفتم نيروهاي بيكار دشمن هر روز از باب تفريح و پركردن وقتشان هم كه شده باشد، عامل دشمني درست ميكنند.
خب دشمن زيادو عواملش كثير است و ما هم فعلا نميتوانيم با همه عوامل آن دربيافتيم؛ خب اينجا نيازمند عقبنشيني تاكتيكي و بهرهگيري از پدافند غيرعامل هستيم؛ مهم اين است كه ما اجازه ندهيم دانشگاه به معيادگاه دشمنان ما تبديل شود، به خصوص كه اخيرا متوجه شدهايم كه مسئوليت اداره كره زمين و هدايت آن طي حكمي به دولت ما واگذار شده است.
***
من بعد از بررسي مجموعه طرحهايي كه در سه دهه گذشته براي مقابله با دشمنان در دانشگاهها اجرا شده است، به طرح جامعي رسيدم كه تقديم برادران ميكنم تا انشاالله با كاربست آن همه غصههايشان به شادي و شعف تبديل شود:هسته سخت پيشنهاد من تعطيل كردن دانشگاهها و استفاده بهينه از دانشگاهيان و فضاهاي دانشگاهي در مسير خدمترساني به ملت ميباشد. تعجب ميكنيد؟ ميگوييد چگونه؟ تعجب ندارد. گل گرفتن در اين سوراخ مار كه كار ندارد؛ به هر حال اينها يا الان دشمناند يا در آينده كه سطح سواد و شعورشان بالا رفت، دشمن ميشوند، لذا ميرويم درش را ميبنديم و روي در سردر ورودي پنجاه تومانياش هم مينويسيم كه لانه دشمنان و عواملش فتح شد؛ اينجا تجمع نكنيد، با اين جمله هم ختمش ميكنيم: هر كه دارد هوس كهريزك، بسمالله.
حالا فوايد تعطيل كردن انقلابي دانشگاه را بعد از پرداختن به يك نكته اقتصادي عرض ميكنم. اينجا يك نكتهاي هست كه بيتوجهي به آن به ضايع كردن سرمايههاي ملي منجر خواهد شد. اين همه ساختمان و فضاي آموزشي كه ساختهشده است نبايد بيمصرف بماند به خصوص كه امسال كه سال صرفهجويي و تغيير الگوي مصرف است.
در اين طرح به اينها هم فكر شده است. ابتدا دانشگاه را تعطيل ميكنيم و دانشگاهياني را كه يا عوامل دشمناند يا بعد از باسواد شدن و رشد عقلشان عنقريب به صف دشمنان خواهند پيوست را سوق ميدهيم به سوي بنگاههاي زودبازده اقتصادي و يك وامي هم به ايشان اعطاء ميكنيم كه بدانند كه ما چقدر دوستشان داريم؛ تا بروند يك كار شرافتمندانه دست و پا كنند و با صرف عرق جبين، نان زن و بچهشان را دربياورند و نيازي به دلارهايي كه هر شب از طريق ماهواره و اينترنت زير بالششان گذاشته ميشود، نداشته باشند.بعد كه به طور كلي مساله دانشگاهيان سالبه به انتفاع موضوع شد، يك فكر اساسي هم براي بهرهگيري بهينه از فضاي فيزيكي و فضاي سبز دانشگاهها ميكنيم؛ چه طوري؟
به تعداد هر دانشگاه يك چوپان استخدام ميكنيم و يك گله گوسفند و گوساله تحويلش ميدهيم كه ببرد تو فضاي دانشگاهها بچراندشان و پروارشان كند و عوايدش را كه شامل درآمد فروش شير و گوشت و پوست و كلهپاچهاش است را ميبريم بورس و سهامش را تحويل برادران همانديش خودمان ميدهيم؛
خواص و فوايد اين پيشنهاد چيست؟
1. فكر اساسي براي دانشگاه شده است ؛ يعني مشكل از ريشه به صورت بنيادي حل شده است.
2. با مشاهده گاو و گوسفند در محيط دانشگاه، دشمن به طور كامل از ما مايوس ميشود و تا قرنها به سراغ ما نميآيد و ما بدون دغدغه ميتوانيم رشد كنيم.
3. تفرقه و نفاق از ميان ملت برميخيزد؛ مردم به جاي اينكه بروند جلوي دانشگاه و بر عليه هم شعار "درود برX" و "مرگ برY " بدهند، ميروند آنجا صف ميايستند تا شير بگيرند؛ شما ميدانيد كه صف شير نمادي از وحدت در عين كثرت است.
4. خستگي سالها مبارزه از تن برادران دگرانديش ارزشيمان خارج ميشود. فكرش را بكنيد، وقتي اين دوستان از كنار دانشگاهها رد بشوند و آن گاو و گوسفند را ببنيد كه مشغول چراي علفهاي سبز هستند، چقدر كيفور ميشوند.
5. با توجه به علوم جديدي كه در در اعماق چاههاي نفت و مراكز هستهاي كشور كشف شده است، ما نيازي به تحميل هزينه آموزش عالي به ملت نداريم؛ يك چاه نفت و نيروگاه هستهاي ميارزد به صدتا دانشگاه؛ آيا بهتر نيست بودجه دانشگاهيان را بدهيم و از برادران روسوچينيمان نيروگاه بخريم. اين را هم بگويم كه حالا درست است كه ميخريم، ولي بعدش با مهندسي معكوس بومياش ميكنيم، علم بومي يعني همين ديگر. علم بومي كه زمين سبز نميشود، بايد پول خرجش كني و از خارج بخري؛ بعد ميبري زيرزمين؛ آنوقت بومي ميشود.
6. پيشگيري از انقلاب مخملي. دانشگاه و دانشگاهيان يك كاركرد بيشتر ندارند و آن هم اين است كه انقلاب مخملي ميكنند؛ اينها يك ويروس اغتشاشي دارند كه هر چند سال يه بار به سراغشان ميآيد و خوشبختانه چنين ويروسي در گاو و گوسفند مشاهده نشده است.
7. ما نبايد مار در آستين بپروريم و به دست خود، فضاي رشد انقلابيان مخملي را تدارك ببنيم. وقتي ميشود در محيط دانشگاه گوسفند مخملي پرورش دارد چه نيازي به دانشجوي مخملي است!