تبليغاتX
اکنون

اکنون

"علي" سرمايه انسانيت است


* خيلي از حكومت‌ها در اوج غرور  شكسته‌اند، سِرّش هم اين است كه غرور، عقل را زايل مي ‌كند و كار را به جنون مي‌كشاند. (اين روزها دولتيان حرف‌هايي را مي‌زنند كه انسان را در اصل سلامتي‌شان به شك و ترديد مي‌اندازد.)

* رئيس‌ قوه قضاييه روز گذشته آب پاكي را روي دست‌ سبزها* ريخت و گفت: به هيچ وجه من الوجوه تقلب نشده است؛ اعوان و انصارش هم كه با بازداشت فرزند شهيد بهشتي و پلمپ دفتر كروبي و به سرقت بردن اسناد جنايات اخير ، روي اسلاف خود را سفيد كردند.

* سردار فيروز‌ابادي گفت كه دفاع ما از مردم فلسطين براي خاطر كسب امتيازات بين‌المللي است و ما آن گربه‌اي نيستيم كه صرفا براي رضاي خدا موش بگيريم؛ جزاكم الله خيراً؛ اينجا را خوب آمدي! اندكي پيش‌تر بيا و بگو كه دفاعتان از چيزهاي  به خاطر كدام منافع داخلي و خارجي است!

* قرار نيست روز قدس از اهداف اصي‌اش خارج شود؛ روز قدس روز فرياد عليه غاصبين است و غاصب، غاصب است چه اينجا و چه در فلسطين و غصب زمين همان قدر  ناموجه و غيراخلاقي است كه غصب راي و جان و آبروي انسان‌ها در صندوق‌هاي راي و خيابان‌ها و زندان‌ها؛  روز قدس روز محكوم كردن جنايت عليه بشريت است؛ و جنايت همه جا جنايت است، چه در فلسطين و چه در ايران. امسال روز قدس در همان  چارچوبي كه امام خميني بنياد نهادند،  فرصتي براي فرياد عليه ظلم و جنايت‌ خواهد بود.

* امشب شب قدر است؛ امشب شب امام علي است؛ نامي كه افتخار مسلماني و سرمايه انسانيت است؛ او كه الهام‌بخش حريت و كرامت انسان است؛ ...  نام و يادش، احياي امشب ماست.

----------------------------

* يك توضيح: منظور از سبزها كساني نيستند كه به ميرحسين راي داده‌اند؛ بسياري از كساني كه اكنون خود را حامي جنبش سبز مي‌دانند، به ميرحسين راي نداده‌اند و حتي از منتقدين جدي وي در دوره قبل از انتخابات بوده‌اند و حتي كساني الان در جنبش سبز هستند كه از اصولگرايان پا به كار در گذشته بوده‌اند،  اما اكنون  نمي‌توانند بر ظلم و جوري كه در حق مردم رخ داد سكوت نمايند؛ آنچه اعضاي جنبش سبز را به هم وصل مي‌كند نه راي به ميرحسين، بلكه اعتراض به ظلم است.

+ نوشته شده در  پنجشنبه نوزدهم شهریور 1388ساعت   توسط قاسم‌فام  | 

نيايش


اي چو جان اندر وجود عالمي
جان ما باشي و از ما مي‌رمي

نغمه از فيض تو در عود حيات
موت در راه تو محسود حيات

باز تسكين دل ناشاد شو
باز اندر سينه‌ها آباد شو

باز از ما خواه ننگ و نام را
پخته‌تر كن عاشقان خام را

از مقدر شكوه‌ها داريم ما
نرخ تو بالا و ناداريم ما

از تهيدستان رخ زيبا مپوش
عشق سلمان و بلال ارزان فروش

چشم بي‌خواب و دل بي‌تاب ده
باز ما را فطرت سيماب ده

كوه آتش خيز كن اين كاه را
ز آتش ما سوز غير الله را

رشته وحدت  چو قوم از دست داد
صد گره بر روي كار ما فتاد

ما پريشان در جهان چون اختريم
همدم و بيگانه از يكديگريم

باز اين اوراق را شيرازه كن
باز آيين  محبت تازه كن

باز ما را بر همان خدمت گمار
كار خود با عاشقان خود سپار

رهروان را منزل تسليم بخش
قوت ايمان ابراهيم بخش

عشق را از شغل لا آگاه كن
آشناي رمز الا الله كن

.... 

منبع: سفينه نيايش؛ گزيده‌اي از نيايش‌هاي منظوم ادب فارسي، نشر بشرا، چاپ 1387 ، تحقيق و تدوين: سيدرضا باقريان موحد؛ ص496، به نقل از : كليات اقبال لاهوري،‌ صص 47-49

+ نوشته شده در  پنجشنبه نوزدهم شهریور 1388ساعت   توسط قاسم‌فام  |