تبليغاتX
اکنون

اکنون

يك سوال از دكتر فرامرز رفيع‌پور


اگر كسي به آقاي دكتر فرامرز رفيع پور دسترسي دارد خوب است از وي بپرسد كه منظور وي ‏از اينكه "احمدي‌نژاد آخرين تير تركش سنت است" چه بوده است. رفيع‌پور  اين جمله را سال ‏گذشته در ديداري كه جمعي از اساتيد دانشگاه با مقام رهبري داشتند، گفته است.

چنين عبارتي از رفيع‌پور، كه استاد جامعه‌شناسي است،  آن هم در چنان مجلسي از چه رو ‏عنوان شده است. آيا رفيع‌پور روي اين جمله فكر كرده است و تحليلي پشت آن دارد،  يا  اين ‏جمله را از باب خالي نبوده عريضه گفته است. ‏

در اين ارتباط

به راستی سنت با افول احمدی نژاد به خاموشی می گراید؟

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و هشتم آبان 1388ساعت   توسط قاسم‌فام  | 

تحقيق در توحيد واجب، و در انتخابات حرام است !


تقلید در اصول دين نه تنها جایز نيست، بلكه واجب شمرده مي‌شود و هر مسلماني بايد شخصا در خصوص آن به يقين برسد.

اين در حالي است كه امروزه تحقيق و بررسي در يك انتخابات را فقهاي دولتي حرام مي‌دانند   و اجازه بررسي بي‌طرفانه و مستقل انتخابات را نمي‌دهند و هر نوع تشكيك در آن را جرم اعلام كرده و از مردم تقليد و تعبد در صحت آن را طلب مي‌كنند و كساني را كه در اين زمينه اصرار ورزند،  مشمول حد و تعزير حكومتي مي‌گردانند.


+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و هشتم آبان 1388ساعت   توسط قاسم‌فام  | 

چرا شوراي نگهبان صلاحيت داوري در انتخابات دهم را نداشت؟

حجت‌الاسلام سروش محلاتي در يادداشتي  از منظر فقهي نشان مي‌دهد كه چرا داوري شوراي نگهبان در انتخابات پرمناقشه دهم پذيرفته نيست:

از نظر فقه، هر كس كه در امور مختلف داوری وارد شود و به گونه‌ای در حقوق مردم نظر می‌دهد و نظرش اعتبار پیدا می‌كند، باید «بی‌طرف» باشد و گرایش‌ خاصی نسبت به طرفین قضیه نداشته باشد، در فقه از این شرط به «عدم تهمت» تعبیر می‌شود. قابل توجه است كه فقها «عدم تهمت» را شرطی غیر از شرط «عدالت» دانسته‌اند، و «عدالت» را برای دخالت در حقوق مردم و داوری كردن كافی ندانسته‌اند. از نظر آنان وقتی عادل «متهم» باشد و درباره او گمان جانب‌داری از یك طرف برود، نظرش، اعتبار ندارد.


شهید اول در كتاب دروس درباره شرایط «مقوّم» یعنی كارشناسی كه ارزش و قیمت زمین، یا مسكن و یا كالائی را معین می‌كند و قهراً نظرش اعتبار حقوقی در محكمه پیدا می‌كند و قابل استناد است، این امور را ذكر می‌كند: «العداله، و المعرفه، و التعدّد، و الذكوره، و ارتفاع التهمه» این كلام، صریح در آن است كه متدین بودن و تقید به رعایت احكام شرعی داشتن، جای «بی‌طرفی» را نمی‌گیرد. و شخص عادلی كه خبره و كارشناس است، اگر بی‌طرف نباشد و به جانب‌داری از كسی متهم باشد، نظرش «بی‌اعتبار» است.

متن كامل يادداشت سروش محلاتي


+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و هشتم آبان 1388ساعت   توسط قاسم‌فام  | 

از ثمرات جنبش انتقادي سبز


سال گذشته بود كه جمعي از اساتيد دانشگاه به ديدار مقام رهبري رفته بودند، در اين ديدار ‏آقاي فرامرز رفيع‌پور هم كه استاد جامعه‌شناسي است حاضر بودند و خطاب به رهبري سخناني ‏گفتند؛ عبارات دقيق ايشان الان يادم نيست اما آنچه خاطرم هست اين است كه تعامل رفيع‌پور با ‏رهبري در يك چارچوب رسمي كليشه‌اي كه در سي سال گذشته ديده‌ايم؛ يعني همان تعريف و ‏تمجيد مرسوم بود و حتي  او پا را از اين هم فراتر نهاد و در آنجا از احمدي‌نژاد  به عنوان آخرين ‏تير تركش سنت! تمجيد كرد. ‏


اين را مقايسه كنيد با نوع رفتاري كه امسال يك جوان نخبه دانشجو (محمود وحيدنيا) در ديدار ‏دانشجويان با رهبري از خود نشان داد. اين جوان در اين ديدار فصل تازه‌اي از شيوه برخورد با ‏شخص اول كشور مي‌گشايد و جريان نقد و پاسخگويي را تا بيت رهبري امتداد مي‌دهد. وحيدنيا ‏در اين ديدار به صورت كاملا متين و در عين حفظ احترام مخاطب خود،  از وي انتقاد مي‌كند و ‏پاره‌اي از اشكالاتي را كه متوجه رهبري مي‌داند به او بازگو مي‌كند؛ ‏

برخورد وحيدنيا با رهبري، در چارچوب تعاليم اسلامي يك شيوه كاملا عادي در رابطه مردم و ‏حاكمان محسوب مي‌شود، يعني در سيره علوي مردم به آساني و بدون اينكه به دشواري بيافتند و ‏بدون اينكه لكنت زبان پيدا كنند، با جسارت سخنانشان را به آن حضرت مي‌گفتند و هيچ بيم از ‏تبعات سخنان انتقادي خود نداشتند؛ اما متاسفانه در فرهنگ استبدادي ما يك برخورد ساده انتقادي، ‏به عنوان يك اتفاق نادر در همه رسانه‌ها بازتاب پيدا مي‌كند؛ ‏

‏ كاري كه ما سالها از بزرگاني مثل رفيع‌پور يا مربيان ديني جامعه از صنف روحانيت انتظار ‏داشتم،  امروز يك جوان دانشجو انجام مي‌دهد و نشان مي‌دهد كه اين نسل، نسل ديگري است، ‏نسلي كه ديگر اهل ستايش و تعظيم و تملق مديران كشور نيست، نسلي كه توانسته است به لحاظ شخصيتي و فرهنگي ‏از فرهنگ استبدادي كشور فاصله بگيرد. ‏

اين دو صحنه را يادآوري كردم تا  به يكي از ثمرات جنبش سبز هم  اشاره كنم و آن ثمره، گسترش ‏فرهنگ انتقادي و ظهور منتقدان بي‌شمار از جنس وحيد‌نياها در عرصه فضاي عمومي كشور است؛ ‏با وجود اين منتقدان كه فضاي سياست را ديده‌باني مي‌كنند و زشتي‌ها و ناراستي‌هاي آن را با ‏صراحت اعلام مي‌كنند، مي‌توانيم اميدوار باشيم كه پرده‌هاي ضخيم تقديس‌گري قدرت، چاپلوسي ‏و تملق كه از عوامل فساد و تباهي‌ حكومت‌هاست، كنار برود و جمهوريت و اسلاميت نظام به ‏معناي واقعي كلمه تحقق پيدا كند و همه اركان نظام از صدر تا ذيل  در پيشگاه مردم پاسخگو ‏شوند. ‏

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و ششم آبان 1388ساعت   توسط قاسم‌فام  | 

مردم فروشي

ديروز وقتي دو نماينده مجلس(ميرتاجدالديني و حاجي بابايي) از سمت نمايندگي مردم استعفا دادند تا بروند معاون و وزير دولت بشوند، خيلي دلم به حال اين مردم سوخت. استعفاي اين نمايندگان از مجلس نشان مي‌دهد كه چقدر پست نمايندگي مردم بي‌ارزش و فاقد احترام است.


+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و پنجم آبان 1388ساعت   توسط قاسم‌فام  | 

قدرت، مساله‌اي بين ما و خداوند


‌ آيت‌الله جنتي خطيب نماز جعه تهران،  در جمع نمازگزاران:

«تسلیم شدن حضرت علی(ع) در مقابل دشمنان خلاف وظیفه شرعی و خیانت به مردمی بود كه به او رای داده بودند، ضمن آنكه اگر كس دیگری را در قدرت سهیم می كرد، مردم به آن فرد رای نداده بودند.» منبع

 

حجت‌الاسلام ذوالقدر، جانشین نماینده ولي فقيه در سپاه، در جمع مبلغان"نهاد نمايندگي رهبري در دانشگاه‌ها":

«در نظام اسلامي، ولايت و مشروعيت ولي فقيه ازسوي خداوند ، پيامبر و معصومين است و اينگونه نيست كه مردم به ولي فقيه مشروعيت بدهند تا هر زمان كه بخواهند او را عزل كنند.» منبع


****


در گفتار جنتي بي‌اعتنايي به راي مردم نوعي خيانت محسوب شده ؛ و مبناي سهيم شدن در قدرت راي مردم اعلام شده است؛

شايد جنتي اين سخنان را  ناخواسته و تحت فشار گفتمان‌ مردسالاري  گفته است و  براي پيشبرد مقصود خود مجبور ‌شده است به  مفهوم "راي مردم "پناه ببرد؛  شايد اينگونه باشد اما همين سخنان را مي‌توان نشانه‌اي براي پيشروي جريان مردم‌سالاري در اعماق جريان بنيادگرايي  به حساب آورد و به آينده خوش‌بين بود.جنتي با علم به اينكه گفتار او در فضاي عمومي كشور پخش مي‌شود به مقبول‌ترين مفهوم مشروعيت بخش به قدرت سياسي مي‌آويزد تا  براي سخنانش مخاطبان بيشتري پيدا كند.


اما همتاي او در نيروهاي نظامي نيازي نمي‌بيند كه از آراي مردم استعانت بجويد؛ او اكنون نيروهاي نظامي  بيشماري را تحت اختيار دارد، پس او حوصله پرداختن به مردم و تلف كردن وقت خودي‌ها براي پرداختن به مقوله راي مردم را ندارد؛ او در اسلحه‌ در اختيارش قدرتي مي‌بيند كه با اتكا به آن مي‌تواند به طور مستقيم از جانب خدا سخن بگويد: پس مي‌گويد كه مساله قدرت موضوعي بين ما و خداوند  است و هر مساله‌اي در اين ارتباط  را  بايد خودمان حل و فصل كنيم  و  ما چيزي به نام مردم يا حق مردم در حاكميت الا  در موضع تسليم و تاييد نمي‌شناسيم.

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و پنجم آبان 1388ساعت   توسط قاسم‌فام  | 

درنگي در مفهوم جنبش اجتماعي

مفهوم جنبش اجتماعي مانند بسياري ديگر از مفاهيم علوم اجتماعي قابل تحديد به شاخص‌هاي خاصي نيست به عبارت ديگر اين مفهوم به عنوان يك واقعيت اجتماعي از تعريف ثابت و واحدي برخوردار نيست و هر نظريه‌ پردازي با توجه به ديدگاه و نوع پارادايمي كه از آن تبعيت مي‌كند بخشي از اين واقعيت اجتماعي را تحليل و تبيين مي‌كند.

وجود جنبش‌هاي اجتماعي به عنوان بخشي از زندگي اجتماعي و سياسي مخصوصاً در دوران مدرن امري طبيعي و عادي شده است. عناويني چون جنبش كارگري، حقوق مدني، ضد سلاح‌هاي هسته‌اي، زنان، طرفداران محيط زيست، دانشجويي، سياهان و… معمولاً در اكثر جوامع مخصوصاً جوامع غربي از دير زماني است كه رايج شده است.

به طور كلي جنبش معمولاً به اقدام گروهي از افراد در جهت نيل به اهدافي خاص اطلاق مي‌شود كه نوع كنش‌هاي اين افراد ممكن است خواسته يا ناخواسته، محدود يا گسترده، خشونت‌آميز يا غير خشونت‌آميز، سياسي ـ اجتماعي يا فرهنگي اقتصادي، سازماندهي خاص و… باشد كه تمام اين موارد به شرايط اجتماعي موجود و وسايل و اهداف آنها بستگي دارد.

ادامه مطلب
+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و چهارم آبان 1388ساعت   توسط قاسم‌فام  | 

جنبش سبز؛ امداد موج سوم به تجددگرايي


جنبش سبز به تعبيري حاصل امداد موج سوم تمدن(به روايت تافلر: عصر اطلاعات و ارتباطات)  به جريان   تجددگرايي در كشور بوده است.

موج سوم تمدن بشري كه در بطن خود نوعي تمركز ستيزي و مقابله با  نظام سلسله‌مراتبي و ‏اقتدار مركزي را اشاعه‎ ‎مي‌دهد، توانسته است روحيه و منش نسل جوان كشور را تحت تاثير قرار دهد؛

‏ اين نسل كه با اينترنت و شبكه‌هاي ارتباطي جديد بزرگ مي‌شود، بيگانه از مفهوم اقتدار‎ ‎مركزي رشد مي‌كند و اين ‏نقطه چالش اين نسل با ساختار سياسي كشور  را فراهم آورده است. ‏

براي نسلي از ايرانيان كه در دل موج اول(دوران كشاورزي) و موج دوم (موج‎ ‎صنعتي) رشد كردند، پذيرش يك ‏اقتدارمركزي هدايت كننده بسيار آسان بود؛ آنان‎ ‎به آساني عضوي از يك سازمان بزرگ‌تر مي‌شدند و داشتن يك ‏كدخدا و رئيس، برايشان كاملا طبيعي بود، ولي براي موج سومي‌ها پذيرش‎ ‎رئيس آسان نيست؛  آنان بيشتر به دنبال ‏همكار هستند تا رئيس. (بي‌جهت نيست كه ميل و رغبت زيادي در هوداران اين جنبش‎ ‎براي تشكل‌يابي حول يك ‏شخص يا گروه در چند ماه گذشته ديده نمي‌شود و همه سبزها علاقه‌مندند طبق باور و سليقه‎ ‎خود در كنار يكديگر ‏و در قالب يك شبكه گسترده كار كنند). براي نسل موج سومي، تعلق سازماني به يك هدايت مركزي  فاقد  ‏جذابيت، بلكه تا حدودي گريزاننده است؛ چرا كه از نگاه اين نسل هر نقطه از شبكه‌هاي ارتباطي، داراي‏‎ ‎ارزشي همسان ‏با نقاط ديگر است.( ناشي از تركيب ارزش‌هاي مدرنيته و محصولات تمدني موج سوم) ‏‎

‏جنبش سبز، يك جنبش مقدر بود كه دير يا زود  خود را نشان مي‌داد؛  انرژي  آزاد شده از امواج مدرنيته  و فناوري‌هي موج سومي نمي‌توانست تا ابد در پشت سدهاي اقتداگرايي متوقف باشد.

مطالبات متراكم نسل جوان كشور، منتظر فرصتي براي طرح و  نمايش‏‎ ‎بود، اين نسل كه  از مدت‌ها قبل مجهز به ‏ابزارهاي ارتباطي موج سومي شده‎ ‎بود؛ (ايران از ركوردداران وبلاگ در دنياست) با مشاهده  نحوه برگزاري‏‎ ‎انتخابات و رفتارهايي كه بعد از آن صورت گرفته، صبر و قرار خود را از دست‎ ‎داد و تظاهرات خود را در فضاي‎ ‎عمومي كشور آغاز نمود؛ تظاهراتي كه همچنان در شيوه‌هاي مختلف و به مناسبت‌ها و موقعيت‌هاي گوناگون ‏استمرار دارد.

‏به نظر مي‌آيد اين جنبش تا زماني كه نظام سياسي را با مطالبات خود هماهنگ نمايد و وفق دهد، همچنان استمرار ‏خواهد داشت.

+ نوشته شده در  جمعه بیست و دوم آبان 1388ساعت   توسط قاسم‌فام  | 

از سيره نبوي تا شيوه اصحاب قدرت

*

" هرگاه، رسول خدا به رتق و فتق امور مردم می‏پرداخت و اندکی در ارتباط و اتصال او با مبدأ متعال وقفه ایجاد می‏شد، بلال را ندا درمی‏داد و می‏فرمود، قم یا بلال، ارحنا بالصلاة. بلال به‏پای خیز و اذان بگو و ما را با نماز، راحت‏قرین ساز. و چون بربلال خرده گرفتند و گفتند، او شین را سین ادا می‏کند، موءذنی دیگر برگزین، پیامبر به پاسخ گفت:

سین بلال عندالله شین، سین بلال در نزد خدا شین است. و چون مکه فتح گردید، بلال را فرمان داد بر بام کعبه برآید و اذان گوید." 

+ منبع

**

ناگهان دستور از بالا رسید استفاده از اذان آقای صبحدل و چند موذن دیگر و استفاده از تلاوت چند قاری قرآن ممنوع است . فهمیدیم نماینده ای  از بیت رهبری به تلویزیون آمده - به اسم آقای مقدم که اکنون ظاهرا مسئول روابط عمومی بیت است - تا به کارهای قرآنی و اذان و دعای صدا و سیما سامان بدهد . ایشان بدلیل نگاه تند و غیرکارشناسانه ای که به قرآن و اذان و دعا داشت ، آنچنان فضای مسمومی در صداو سیما و بین قاریان قرآن و مدیران و برنامه سازان ایجاد کرد که آثار مخرب آن تا سالها بعد همچنان مشهود بود . درهمان سالهابود که من چند بار آقای صبحدل را  ملاقات کردم . داستان اذان ایشان را در دانشگاه تعریف کردم و او دست برپشت دست کوفت و گفت : اگر بدانید این آقای مقدم با ما چه کرده است ؟ اذان من و اذان آقای موذن زاده اردبیلی را مسخره کرده که : این با غمزه اذان می گوید و آن بالهجه ترکی . و جلوی پخش اذان مرا و اذان آقای اردبیلی و تلاوت چند تن از قاریان قرآن را گرفته  و چون خودش مشهدی است ، عده ای از مشهدی ها را آورده و از صدای آنها استفاده می کند . سالهای سال به دستور آقای مقدم  اذان آقای صبحدل و اذان مرحوم موذن زاده اردبیلی - که آن موقع در قید حیات بودند - و صدای تلاوت و تدریس برخی از قاریان و استادان قرآن نه از صدا پخش شد و نه از سیما  . یک روز وقتی صدای  اذان آقای صبحدل را  از رادیو شنیدم ،  دانستم که سایه  آقای مقدم از سر صدا و سیما کم شده است.

+ منبع

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و یکم آبان 1388ساعت   توسط قاسم‌فام  | 

يك سوال؟ ‏


گفت‌وگويي با ميرحسين موسوي منتشر شده است كه در بخشي از آن آمده است:
‏ ‏
‏«نخست‌وزیر دوران امام از‎ ‎دهه اول به عنوان یک نوستالوژی یاد می کند و اظهار می دارد : این ‏حسی که‎ ‎در سطح ملی به دهه اول انقلاب وجود دارد، ناشی از این است که در شرایط آن‎ ‎دوران ‏چون مردم می‌دانستند که همه توان نظام و دست اندرکاران در خدمت حل‎ ‎کردن مشکلات آنان ‏است اگر جایی هم کم و کسری می دیدند، تحمل بالایی‎ ‎داشتند. می آمدند پشت سر دولت قرار ‏می گرفتند‎.‎‏»‏

‏*** ‏

سوال: آيا واقعا در سطح ملي به دهه اول انقلاب حس نوستالوژيك وجود دارد؟

نسل جواني كه در دهه اول انقلاب يا به دنيا نيامده بود يا دوران طفوليت خود را طي مي‌كرد، ‏چگونه مي‌تواند رابطه عاطفي با آن زمان برقرار كند؛ ‏

البته منكر چنين حس تعلقي در ميان  پاره‌اي از مردمان جامعه ايران به آن دوره  نمي‌توان بود؛ ‏بله كساني از پدران اين نسل يعني آنان كه هم سن و سال ميرحسين موسوي هستند به آن دوران ‏حس نوستالوژيك دارند‌؛ آن دوران را مي‌ستايند و به جامعه آرماني خود نزديك‌تر مي‌دانند.

اما آن دوران هر چه باشد، اكثريت جوانان كشور در بهترين وضعيت جز خاطره‌اي محو و كدر ‏از آن دوران به ياد نمي‌آورند؛ و لاجرم نمي‌توانند خيال ملتمس بازگشت به دوراني كه هيچ خاطره‌اي  از آن ندارند را در سر داشته باشند. ‏


+ نوشته شده در  سه شنبه نوزدهم آبان 1388ساعت   توسط قاسم‌فام  | 

نظام تك‌حزبي؛ ميراثي به جا مانده از كمونيسم و فاشيسم


‏* اتحاد جماهير شوروي نخستين كشوري بود كه نظام تك حزبي را حاكم كرد و حزب ‏كمونيست را به هسته هدايت‌گر همه سازمان‌ها و بخش‌هاي مختلف كشور تبديل كرد. ‏

استالين مي‌گفت: ‏
‏«تنها يك حزب، حزب پرولتاريا؛ حزب كمونيست، رهبري دولت، رهبري نظام ديكتاتوري ‏پرولتاريا را به دست دارد كه نبايد و نمي‌تواند در رهبري با ديگران شريك باشد.»‏

‏* هيلتر پس از نابودي احزاب ديگر، در حالي كه رهبري حزب نازي را بر عهده داشت، گفت:‏
«اينك سرانجام احزاب سياسي نابود شده‌اند. اين رخداد تاريخي با اهميتي است و اثرات ‏دوربردي در مواردي خواهد داشت كه هنوز براي همگان قابل تشخيص نيست. حالا بايد خود را ‏از بقاياي دموكراسي خلاص كنيم. حزب ناسيونال سوسياليسم حالا دولت شده است.»‏

‏* موسوليني همه احزاب مخالف را منحل كرد و خود را ستود كه:‏
‏«من حزب فاشيست را ايجاد كردم و هميشه بر آن مسلط بوده‌ام.»‏

استالين، ‌هيلتر و موسوليني در زمره سرآمدان رهبران ديكتاتور تاريخ هستند؛ كه با وعده ايجاد ‏بهشت زميني، براي مردمانشان جهنم ساختند:‌ آزادي‌هاي مدني را سركوب كردند؛ دهان ‏مطبوعات منتقد را بستند، مخالفانشان را زنداني،‌ تبعيد و اعدام كردند، به دنبال ماجراجويي‌هاي ‏خارجي براي انحراف اذهان عمومي از مسائل داخلي رفتند.


* نقل‌قول‌ها از كتاب بنيادهاي علم سياست است.

+ نوشته شده در  دوشنبه هجدهم آبان 1388ساعت   توسط قاسم‌فام  | 

يك مادر سبز


مادر پيري كه در روز 13 آبان همه را به زندگي وسرسبزي دعوت مي‌كرد.


+ نوشته شده در  دوشنبه هجدهم آبان 1388ساعت   توسط قاسم‌فام  | 

ويروس خشونت


امشب رحيم‌پور ازغدي در تلويزيون برنامه داشت؛ ظاهرا رسانه‌ ملي دربست در اختيار انتشار ‏افكار و آراي اوست. بعد از شنيدن حرف‌هاي وي كه عموما در راستاي شبيه‌سازي تاريخ  صدر انقلاب با حوادث پس از انتخابات در ‏جهت كوبيدن منتقدان و رقباي  حزب حاكم است،‌ به اين فكر مي‌كردم كه : ‏

چقدر اين آقاي رحيم‌پور ازغدي علاقه‌مند به كاشتن تخم كينه و دشمني در بين مردم است؛ چقدر در جابجايي مسائل با شبه‌مسائل تبحر پيدا كرده است. چقدر حريص به دشمن سازي و دشمن تراشي است؛ او احتمالا در خواب هم مشغول كشف و جعل دشمن و صدور احكام ‏ايدئولوژيك در جهت نابودي رقبا و مخالفان است؛ ضرغامي رسانه ملي را ساعت‌ها در اختيار وي قرار ‏مي‌دهد تا او بگويد هر كه با من و حزب مورد تاييد من نيست، حق حيات ندارد؛‏

‏ فكر مي‌كنم اگر رحيم‌پورها از دستشان بربياد همه خلايق را با زنجيرهايي بر دست و  پا  به كرنش در برابر معابد خودشان ‏وادار مي‌كنند؛ و هر بلاي  ممكني را بر سر مخالفانشان مي‌آورند تا از شهوت خود بزرگ‌بيني و ‏خشونت‌‌گرايي‌‌شان كاسته شود. ‏

به راستي مگر فرعون‌ها و نمرودهاي تاريخ رفتاري جز اين داشتند؛ آنان هم براي مخالفانشان حق حيات قائل ‏نبود؛ آنان هم فكر مي‌كردند كه چون الان بر كرسي قدرت تكيه زده‌اند و از بلندي سخن مي ‏گويند، پس آنچه مي‌گويند عين حق است و ديگران هيچ بهره‌اي از حقيقت ندارند، متاسفانه اين‌ آقايان ‏چنان به توهم خدايگاني و دستيابي به حقيقت مطلق رسيده‌اند كه حاضر به پذيرش حقوق انساني ‏ديگر مردمان نيستند. اينان در حال نقض حق حياتي هستند كه خداوند به همه  انسان‌ها عطا نموده است.‏


+ نوشته شده در  دوشنبه هجدهم آبان 1388ساعت   توسط قاسم‌فام  | 

كسي به تنهايي وارد بهشت نمي‌شود

اين حكايت  را يكي از دوستان برايم ايميل كرده است:

روزی يک مرد روحانی با خداوند مکالمه ای داشت: 'خداوندا! دوست دارم بدانم بهشت و جهنم چه شکلی هستند؟ '، خداوند او را به سمت دو در هدايت کرد و يکی از آنها را باز کرد، مرد نگاهی به داخل انداخت، درست در وسط اتاق يک ميز گرد بزرگ وجود داشت که روی آن يک ظرف خورش بود، که آنقدر بوی خوبی داشت که دهانش آب افتاد، افرادی که دور ميز نشسته بودند بسيار لاغر مردنی و مريض حال بودند، به نظر قحطی زده می آمدند، آنها در دست خود قاشق هايی با دسته بسيار بلند داشتند که اين دسته ها به بالای بازوهايشان وصل شده بود و هر کدام از آنها به راحتی می توانستند دست خود را داخل ظرف خورش ببرند تا قاشق خود را پر نمایند، اما از آن جايی که اين دسته ها از بازوهايشان بلند تر بود، نمی توانستند دستشان را برگردانند و قاشق را در دهان خود فرو ببرند.


مرد روحانی با ديدن صحنه بدبختی و عذاب آنها غمگين شد، خداوند گفت: 'تو جهنم را ديدی، حال نوبت بهشت است'، آنها به سمت اتاق بعدی رفتند و خدا در را باز کرد، آنجا هم دقيقا مثل اتاق قبلی بود، يک ميز گرد با يک ظرف خورش روی آن و افراد دور ميز، آنها مانند اتاق قبل همان قاشق های دسته بلند را داشتند، ولی به اندازه کافی قوی و چاق بوده، می گفتند و می خنديدند، مرد روحانی گفت: 'خداوندا نمی فهمم؟!'، خداوند پاسخ داد: 'ساده است، فقط احتياج به يک مهارت دارد، می بينی؟ اينها ياد گرفته اند که به یکديگر غذا بدهند، در حالی که آدم های طمع کار اتاق قبل تنها به خودشان فکر می کنند!'

هنگامی که موسی فوت می کرد، به شما می اندیشید، هنگامی که عیسی مصلوب می شد، به شما فکر می کرد، هنگامی که محمد وفات می یافت به شما می اندیشید، گواه این امر کلماتی است که آنها در دم آخر بر زبان آورده اند، این کلمات از اعماق قرون و اعصار به ما یادآوری می کنند که یکدیگر را دوست داشته باشیم، به همنوع خود مهربانی نماییم، همسایه خود را دوست بداریم، زیرا  هیچ کس به تنهایی وارد بهشت خدا (ملکوت الهی) نخواهد شد. 


+ نوشته شده در  یکشنبه هفدهم آبان 1388ساعت   توسط قاسم‌فام  | 

دوستان نظام در نامه محمدنوري‌زاد


يكي از موضوعاتي كه محمد نوري‌زاد در نامه اخير خود به آيت‌الله خامنه‌اي به آن توجه كرده ‏است؛ موضوع نفاق‌پروري و چاپلوس پروري نظام است كه باعث شده است كه در مواردي بر جاي دوستان و ‏دلسوزان واقعي نظام ، قدرت‌پرستان و متملقان بنشينند. ‏

نوري‌زاد در نامه خود به آقاي خامنه‌اي، ضمن توجه دادن به اين آسيب‌ در نظام سياسي كشور، پيشنهادي هم براي برون‌رفت از بحراني كه بعد از انتخابات كشور را در خود فرو برده، ارائه كرده است. ‏

او از رهبري خواسته است كه بيايد جاي شخصيت‌هايي  كه امروز در اطرافش هستند و به عنوان  دوستان  تلقي مي‌شوند و كساني كه امروز منتقد سياست‌اهاي نظام هستند يك جابجايي صورت دهد.


‏ اين نويسنده و هنرمند اصولگرا كه زماني يادداشت‌هايش در كيهان هم منتشر مي‌شد و از ‏عوامل توليد كننده مجموعه تلويزيوني روايت فتح مي‌باشد، در نامه سرگشاده خود، به آيت‌الله خامنه‌اي، ‏توصيه كرده  است كه  جاي موسوي، كروبي و خاتمي را با مدعيان دوستي‌اش كه اكنون در كنارش هستند،‌ عوض كند؛ چرا كه ‏به گفته نوري‌زاد، اين سه شخصيت، دوستان واقعي نظام هستند. ‏

نوري‌زاد در اين نامه از كساني مثل حسين شريعت‌مداري، حدادعادل، صفارهرندي، جواد ‏لاريجاني، قاضي مرتضوي، به عنوان نمونه‌هايي از دوستان جاهل نام مي‌برد و مي‌گويد كه اين سنخ افراد در لباس دوست، ناخواسته آبرو و حيثيت نظام را بر باد داده و مي‌دهند و كمترين خدمتي به ‏نظام و رهبري نمي‌كنند. ‏

نوري‌زاد در چارچوب ادبيات اصولگرايي،  هشدارهاي خوبي را به هواداران اين جريان ‏داده است و اميد است كه گوش شنوايي براي حرف‌هاي صلاح‌انديشانه وي وجود داشته باشد. ‏

+ متن نامه محمد نوری زاد


‏بعد از تحرير:

1. اين كلمه "نظام" مثل صابون تو دست آدم ليز مي‌خوره و از اين سطر به آن سطر رنگ عوض ‏مي‌كند.

2. وظيفه نظام جلب رضايت مردم است و نه بر عكس؛ اصولگرايان غالبا دنبال رضايت نظام هستند و از همه مي‌خواهند چنان رفتار كنند كه نظام از آن‌ها رضايت داشته باشد و برايشان رضايت مردم در مراحل پايين‌تر قرار دارد.


+ نوشته شده در  یکشنبه هفدهم آبان 1388ساعت   توسط قاسم‌فام  | 

13 آباني متفاوت


راهپيمايي 13 آبان امسال در تهران، به شكلي كاملا متفاوت از همه سال‌هاي گذشته برگزار شد؛ ‏

در حالي كه مراسم برنامه‌ريزي شده از سوي نهادهاي دولتي در محوطه روبروي لانه جاسوسي ‏آمريكا در حال انجام بود، كليه خيابان‌هاي منتهي به خيابان طالقاني  و ميدان هفت‌تير مملو از ‏نيروهاي امنيتي و ضد شورش بود

آنقدر نيروهاي امنيتي و انتظامي بود كه مردم در ميان‌شان گم مي‌شدند؛   ده‌تا، صد‌تا، هزا‌رتا، ده هزارتا، ....؛  ‏تا چشم كار مي‌كرد، شبه بسيجي‌ و نيروهاي امنيتي و انتظامي با لباس‌هاي مختلف در صحنه حاضر ‏بودند؛ با قد و وزن و سنين متفاوت، دسته بيل به دست،‌ باطوم به دست،‌ تفنگ به كمر،  همه جا بودند، روي موتور، پشت فرمان، بالاي خيابان، پايين ‏خيابان، وسط خيابان، زير پل، روي پل، پشت‌بام؛ روي زمين، زير زمين .... ، ماشاءالله  چقدر نيروي ‏ضد اغتشاش مردمي داريم و خبر نداريم. پس معلومه كه اين دلارهاي نفتي بي‌جا هم خرج ‏نمي‌شه.‏ خدا بده بركت.

هواداران جنبش سبز از روز گذشته براي حضور در مراسم ضد استكباري روز 13 آبان، اعلام ‏آمادگي كرده بودند و در سايت‌هاي فيلتر شده خود كه نشاني از آزادي مطلق در ايران است، اعلام ‏كرده بودند كه راهپيمايي آرامي در گرامي‌داشت آرمان‌هاي تاريخي روز 13 ابان برگزار خواهند كرد ‏و استكبار را اعم از داخلي يا خارجي محكوم خواهند كرد. ‏

اما مجموعه تدابيري كه از سوي نيروي دولتي انديشيده شده بود، باعث شد كه سبزها نتوانند ‏مراسم خود را آنگونه كه دلخواهشان بود،  برگزار كنند. به خواست نيروهاي دولتي، همه مراسم امروز ‏در تهران، مراسم‌ سبزها شد، آنگونه كه آنان طول و عرض  ميدان هفت‌تير تا ميدان وليعصر و ‏خيابان انقلاب تا خيابان مطهري را تحت تاثير حضور خود قرار دادند و روشن‌ترين شاهد آن،  ‏استقرار خارج از شمار نيروهاي امنيتي و لباس‌شخصي‌ در همه ساعات  حدود نه صبح تا سه بعد ‏از ظهر بود.



امروز در اقدامي غير معمول،  قطارهاي مترو در ايستگاه‌هاي هفت‌تير، طالقاني، دروازه دولت و ‏فردوسي مسافران را پياده نكردند؛ اين تمهيدي بود كه با درس‌گيري از راهپيمايي سبزها در روز قدس، ‏دولت انديشيده بود تا مانع از استفاده سبزها از مترو براي حضور در راهپيمايي گردد؛ اين تدبير ‏دولت به نظر موثر بود، چون باعث شد كساني كه مي‌خواستند با مترو خود را به هفت تير برسانند ‏با تاخير به مقصد خود رسيدند. ‏


***

ظاهرا دولت به اندازه كافي مامور امنيتي دارد كه بتواند با فرماني، همه سطح ميدان هفت‌تير را به ‏منطقه نظامي كنترل شده تبديل كند؛ آنقدر شبه‌نظامي دارد كه دستشان دسته بيل و  باطوم بدهد و ‏وسط مردم رهايشان كند؛ اين كاري است كه خيلي از دولت‌ها از عهده‌اش برمي‌آيند و انجامش ‏مي‌دهند؛ بله دولت مي‌تواند اين كار را بكند،  ماموران مي‌توانند در خيابان سر معترضان را بشكنند، ‏آنان را كتك بزنند؛ ميان‌شان گازاشك‌اور پرتاب كنند، بازداشت كنند و ...  اما آيا اين برخوردها و ‏رفتاها اعتبار و حيثيتي براي يك دولت در بين مردمانش باقي مي‌گذارد. ‏

كم كم با سبك جديدي از راهپيمايي آشنا مي‌شويم؛ كه بايد آن‌ها را راهپيمايي‌هاي ضدمردمي ‏گذاشت، راهپيمايي كه در آن دو طرف خيابان‌ها ماموران با باطوم و گازاشك‌آور و موتور و ماشين ‏مي‌ايستند و در وسط خيابان هم دسته‌هايي لباس شخصي به نام مردم راهپيمايي مي‌كنند و مردم ‏پرشمار هم در پياده‌روها در حال رفت و آمد و مترصد فرصتي براي گفتن مطالبات خود و فرياد ‏شعارهايشان. ‏



‏13 آبان امسال نشان داد كه روحيه استكباري در كشور ما بسيار قدرتمند است و برخي از ‏مديران كشور ناخواسته گرفتار روحيه استكباري شده‌اند؛ چرا كه آنان حتي اجازه يك راهپيمايي ‏كوچك را هم به مردم نمي‌دهند. به اين دست مديران مسئول، توصيه مي‌شود دست از روحيه ‏استكباري بردارند و عقلانيت و اعتدال را مدار و محور برنامه‌ريزي‌هايشان قرار دهند؛ امروز آنان ‏مي‌خواستند نمايشي از حضور سبزها در تهران نباشد، اما آيا آنان موفق شدند؛ هر كسي كه امروز ار ‏مركز شهر عبور مي‌كرد با ديدن اين همه نيروي نظامي، اين علامت سوال برايش مطرح مي‌شد كه ‏چه اتفاقي افتاده است و استقرار اين همه نيروي نظامي در وسط پايتخت به خاطر چيست؟ اگر ‏سبزها هيچ نيستند، پس اين لشگركشي و آرايش نظامي در شهر براي چيست و اگر آنان مردماني ‏هستند بسيار، پس چرا حق يك  راهپيمايي محدود را ندارند؟!

+ نوشته شده در  چهارشنبه سیزدهم آبان 1388ساعت   توسط قاسم‌فام  | 

‏13 آبان بهانه‌اي براي مقابله با روحيه استكباري ‏

سيزده آبان، روز مبارزه با استكبار و روحيه استكباري را گرامي مي‌داريم؛ 13 آبان در تقويم ‏ايرانيان چه روزي است: ‏

‏1.در 13 آبان سال 1343 محمدرضا شاه، امام خميني را به خاطر انتقاد و اعتراض به يك قانون ‏استعماري و تبعيض آلود (كاپيتولاسيون)،  به تركيه تبعيد مي‌كند. در اين روز محمدرضا شاه ‏پهلوي نشان مي‌دهد كه در حكومت استبدادي، امكان انتقاد از حاكم وجود ندارد؛  حاكمي كه ‏خود را برتر از همه كس مي‌داند، نمي‌تواند نظري را فوق نظر خود بداند و ناگزير هر انتقادي را ‏به دشمني و براندازي تعبير مي‌كند و با منتقدان و مصلحان با درشتي برخورد مي‌كند. ‏
‏ ‏
‏2. 13 آبان سال 1357 نمايش ديگري از قساوت يك مستكبر است، در اين سال نخوت و ‏تفرعن محمدرضا شاه ارتفاع بيشتري يافته بود و اين در حالي بود كه اعتراضات به حكومت ‏وي نيز افزايش يافته بود؛ چاره كار در شدت برخورد با مخالفان ديده شد، محمدرضا شاه خود را ‏شاه قانوني ايران مي‌دانست، اعلي‌حضرت در محافل مذهبي خود را سايه خدا و حامي مذهب ‏تشيع معرفي مي‌كرد؛ حج مي‌گذاشت و به پابوس حرم رضوي مي‌رفت؛ اما اين‌ها باعث آن نبود ‏كه سربازانش براي حفظ قدرت به سوي دانش‌آموزان شليك نكنند. در اين روز دانش‌آموزان در ‏حالي كه به سمت دانشگاه تهران در حالت اعتراض به حكومت حركت مي‌كردند، مورد حمله ‏قرار گرفتند و ده‌ها نفر (گويا56 نفر)  از آنان به شهادت رسيدند. ‏

‏3. 13 آبان 1358 دانشجويان خشمگين به سفارت آمريكا حمله كردند؛ آنان پيش‌تر به آمريكا ‏هشدار داده بودند تا هر چه زودتر  شاه مستكبر را به ايران تحويل دهد تا محاكمه شود؛ اما ‏آمريكا نپذيرفته بود. البته تاثيرات اشغال سفارت آمريكا به فراتر از آنچه در ابتدا تصور مي‌شد، ‏منتهي شد و خاتمه آن 444 روز طول كشيد. فارغ از مباحث مختلف در خصوص اقدام ‏دانشجويان ، اين روز بار ديگر عمق   روحيه استكبار ستيزي جوانان ايراني را به نمايش ‏گذاشت. ‏

‏4. 13 آبان سال 1388 روز ديگري در تاريخ استكباري ستيزي است؛ در اين روز مردم به ‏خيابان‌ها مي‌آيند تا بار ديگر استكبار را در جلوه‌ها و اشكال مختلف داخلي و خارجي آن ‏محكوم كنند. ‏

روحيه استكباري را بايد تقبيح كرد؛ اين روحيه مي‌تواند در هر يك از ما انسان‌ها  ظهور و بروز ‏يابد و اگر زمينه‌هاي آن فراهم شود،‌ هر يك از ما مي‌تواند به فرعوني مجسم تبديل شود؛ از اين ‏رو به نظر مي‌آيد يكي از وظايف جمعي ما شناسايي زمينه‌هاي ظهور استكبار و  و مقابله با ‏علائم موجده استكبار و فرعونيت در مراحل  اوليه است. ‏

مقابله با شكل‌گيري استكبار مي‌تواند در اداره و كارخانه و سازمان و دولت و نظام سياسي باشد،  ‏وظيفه شرعي و انساني ما در قبال همديگر و اجتماعي كه در آن زندگي مي‌كنيم در ادبيات ديني ‏در قالب امر به معروف و نهي از منكر تبلور يافته است؛ اين اصولي اخلاقي از ما مي‌خواهد كه ‏از ظهور هر نوع استكبار در اجتماع خود ممانعت كنيم و همديگر را از روحيه استكباري پرهيز ‏دهيم. ‏

مساله استكبار يكي از موضوعات مهم در قران كريم است؛ اين توجه شايد به خاطر اين باشد ‏كه عواقب ظهور يك مستكبر براي هر جامعه‌اي خسارت بار و فاجعه‌آفرين است؛ همه ما ‏شاهديم كه در كشور همسايه، عراق،  مستكبري مثل صدام چه فجايعي براي اين كشور و ‏ملت‌هاي همسايه فراهم آورد، و هنوز هم مردمش تاوان آن مستبد را مي‌دهند، آيا به نظر ‏نمي‌آيد كه مردم عراق امروز تاوان سكوت‌شان در برابر قدرت‌گيري مستكبر زمانه‌ خود را ‏مي‌دهند. ‏

صدام حسين يكي از جلوه‌هاي استكبار سياسي بود، همچنان كه محمدرضا شاه اين‌گونه بود؛ ‏همچنان كه استالين چنين بود و .... اينكه چرا اين مستكبرين روي كار آمدند به خاطر آن بوده ‏است كه مردمانش، استكبارشناس نبوده‌اند و نشانه‌هاي ظهور يك مستبد را خوب تشخيص ‏نداده‌اند و در مقام مقابله برنيامده‌اند و البته هزينه‌هاي گزافش را هم پرداخت كرده‌ و مي‌كنند.  ‏

در قرآن كريم فرعون نمونه مستكبر سياسي است؛ در سوره قصص مي‌خوانيم: ‏
‏«‏‎ان فرعون علا فى الارض‏‎ ‎و‎ ‎جعل اهلها شيعاً يستضعف طائفه منهم يذبح ‏ابناء هم‎ ‎و‎ ‎يستحيى نساء‎ ‎‎هم انه كان من المفسدين‎‏» ‏
‎‎فرعون در سرزمين (مصر) سربرافراشت،‎ ‎و‎ ‎مردم آن را طبقه طبقه كرد؛ ‏طبقه اى از آنان را زبون ‏مى داشت، پسرانشان را سر مى بريد‎ ‎و‎ ‎زنانشان ‏را (براى بهره كشى) زنده بر جاى مى گذاشت؛ كه ‏وى از فساد كاران بود.)‏

فرعون چه كار مي‌كرد؛ خود را برتر از ديگر بندگان خدا مي‌دانست و حكمش را حكمي خدايي ‏معرفي مي‌كرد و انتظار داشت كه ديگران بي‌چون و چرا اطاعتش كنند. پس آغاز استكبار، كوچك و ‏پست شمردن و نادان و صغير فرض كردن بندگان خدا و سوار شدن بر گرده آنان است. ‏

روزي كه حاكمان مردم را تحقير كنند و آنان را خس و خاشاك بنامند و حقو‌ق و آزادي‌هاي ‏اساسي آنان را در اداره كشور و  انتقاد از مديران اجتماعشان ناديده بگيرند،  بايد نگران بود؛ نگران ‏حلول روحيه استكباري و تولد يك مستكبر.

سيزده آبان مي‌تواند فرصتي براي ابراز نگراني و اعتراض ما از احتمال غلبه روحيه استكباري بر ‏بخش‌هايي از اين جامعه و حاكمانمان باشد؛ ما همچنان كه نگران دست‌اندازي استكبار خارجي هستيم بايد ‏نگران دست‌اندازي روحيه استكباري بر روح و جان خود و مسئولانمان نيز باشيم و همديگر را به ‏پرهيز از روحيه استكباري دعوت كنيم؛ اين يعني امر به معروف و نهي از منكر؛ اين يعني انجام ‏وظيفه انساني و اخلاقي در برابر همنوطنانمان.  اين يعني دوست داشتن يكديگر و نگراني از آفتي كه مي‌تواند عارض روح و جانمان شود؛ ما در اين روز خود و ديگران  را به تواضع و ‏فروتني و پرهيز از مطلق‌گرايي و روحيه استكباري دعوت مي‌كنيم.



+ نوشته شده در  سه شنبه دوازدهم آبان 1388ساعت   توسط قاسم‌فام  | 

درس‌هايي از افغانستان

هميشه از افغانستان اخبار جنگ و فقر و مواد مخدر شنيده‌ايم. اما اين‌ روزها خبرهاي متفاوتي مي‌رسد.

1. به خاطر تقلب در برخي شعب،  انتخابات رياست جمهوري اين كشور باطل مي‌شود و بنا مي‌شود دوباره انتخابات برگزار كنند، بله اين كار در همسايگي ما صورت مي‌گيرد؛ در همسايگي كشوري كه تجديد انتخابات پرمناقشه را به جنگ با خدا تشبيه كردند! افغان‌ها  دوباره انتخابات برگزار مي‌كنند،  هيچ زلزله‌اي هم رخ نمي‌دهد و آسمان هم به زمين نمي‌آيد و قلب خدا هم شكافته نمي‌شود؛ انتخاباتشان را تجديد مي‌كنند تا دولتي كه فردا سركار مي‌ايد سربلند باشد و شائبه تقلب در بين نباشد.

(زيارتگاهي در بلخ)

2. دو تن از فعالان سياسي كشور قرار است در آستانه سيزده آبان يك مناظره‌ تلويزيوني داشته باشند؛ اين دو نفر ابراهيم يزدي و عباس عبدي هستند؛ تعجب مي‌كنيد كه چطور اين‌ها را به تلويزيون راه داده‌اند؛ اشتباه نكنيد! تلويزيون ملي ما به اين‌ها راه نمي‌دهد، تلويزيون آقاي ضرغامي به صورت ميلي همچنان در انحصار يك جريان خاص است. اين آقايان در تلويزيون افغانستان مناظره خواهند كرد؛ تا حسرت داشتن يك رسانه ملي همچنان در دل ايرانيان باقي بماند.+

3. بعد از اين كتاب‌هايي از اساتيد و روشنفكران به دست شما مي‌رسد كه در ايران چاپ آن‌ها ممنوع است؛ اين‌ها كتاب‌هايي هستند كه در افغانستان چاپ مي‌شوند تا اين كشور تنها صادر كننده مواد مخدر نباشد و سهمي هم در نشر آگاهي داشته باشد.

(ساختماني در هرات)

جاي ناراحتي نيست؛ افغانستان نزديك‌ترين سرزمين به ايران است، قرن‌ها پاره  تن ايران بوده است. پس بايد خوشحال بود و براي مردمانش آرزوي رشد و شكوفايي‌ داشت و اميدوار بود كه اين كشور بتواند در مسير توسعه و مردم‌سالاري استوار بماند و ديگر  اسير جنگ  و برادركشي،  فقر و مواد  افيوني نباشد.


بعد از تحرير

چنان كه در خبرها آمد، عبدالله عبدالله رقيب كرزاي از حضور در انتخابات دور دوم كنار كشيد ‏و به اين ترتيب مشروعيت دولت آينده را در ابهام فرو برد؛ آيا كرزاي در پايان انتخاباتي با نامزدي ‏واحد به كرسي رياست جمهوري تكيه خواهد زد؟ آيا هنوز احتمال پذيرش درخواست‌‌هاي  ‏عبدالله براي تغيير مسئولين كميسيون انتخابات وجود دارد؟ آيا عبدالله از ترس شكست در دور دوم ‏انصراف داد؟ آيا او در حال انتقام‌گيري از عوامل تقلب در دور نخست انتخابات است؟ ‏
متاسفانه افغانستان همچنان درگير جنگ است. ‏

+ نوشته شده در  چهارشنبه ششم آبان 1388ساعت   توسط قاسم‌فام  | 

اداي احترامي به مهدي كروبي

‏در چارچوب نظامي كه ‌دفاع از حقوق محرومين و مستضعفين عالم از آرمان‌هايش بوده است،  ‏مهدي كروبي به جرم دفاع از حقوق ضعفا، بي‌پناهان و آسيب‌ديدگان حوادث انتخابات، روزنامه‌اش ‏توقيف مي‌شود، دفتر كارش پلمپ مي‌شود، از حقوق‌‌‌ اجتماعي‌اش محروم مي‌شود، از سوي ‏رسانه‌هاي زنجيره‌اي دولتي شب و روز مورد توهين و ناسزا قرار مي‌گيرد و در آخرين پرده از اين نمايش،  از سوي  عمله قدرت  عمامه‌اش برداشته مي‌شود و به سويش لنگه كفش پرتاب مي‌شود، تا اقتدارگرايي به كمال برسد و انحطاط آشكارتر گردد.

اهانت به بزرگان، سنت تاريخي اين مرز و بوم بوده است؛ در تاريخ استبدادي ما، انسان‌هاي خدوم ‏و عالمان مستقل، احرار و آزاديخواهان، همواره مورد هجوم عمله جور و جهل واقع مي‌شدند؛ ‏تقريبا همه مشاهير و بزرگاني كه امروز مورد فخر و مباهات ما  ايرانيان قرار مي‌گيرد، در ‏فشار  و تنگناي جور و جهل زمانه خود بوده‌اند.‏

امروز  كروبي هم  به خاطر شجاعت و پايمردي‌اش در دفاع از حقوق ضعفا و بي‌پناهان  و آسيب‌ديدگان حوادث ‏پس از انتخابات و زندانيان سياسي، مورد حقد و كينه جرياني قرار گرفته است كه آشكارا حفظ قدرت را بر ‏رعايت حقوق انساني و قانوني شهروندان ايراني ترجيح مي‌دهد و فريب‌كارانه  نام شريعت‌مداري و دينداري بر آن مي‌گذارد.

اما به رغم همه نامرادي‌هاي آشكار،  آنچه پيروز ميدان خواهد بود، حقيقت ‌جويي ، نوع‌دوستي  و آزاديخواهي است كه امروز مهدي كروبي در زمره پرچمداران اين راه است؛  به او احترام مي‌گذارم و مي‌دانم  كه هيچ شناعت متصل به قدرتي نخواهد توانست نام او را از دفتر احرار و بزرگان اين سرزمين بزدايد.

‏ساقی به نور باده برافروز جام ما
مطرب بگو که کار جهان شد به کام ما
ما در پیاله عکس رخ یار دیده‌ایم
ای بی‌خبر ز لذت شرب مدام ما
هرگز نمیرد آن که دلش زنده شد به عشق
ثبت است بر جریده عالم دوام ما
+ نوشته شده در  شنبه دوم آبان 1388ساعت   توسط قاسم‌فام  |