تبليغاتX
اکنون

اکنون

با ولايت فقيه چه بايد كرد؟

ببخشيد اگر  منسجم نيست. چند سطري تامل شبانه است:

* خدايي كه عادل است و ‌ بين بندگانش به عدالت رفتار مي‌كند چطور مي‌آيد زمام اختيار بندگانش را به يك نفر واگذار ‌كند؟ چرا شيعيان كه بحث عدالت در ميانشان اين همه پررنگ است  از اين نكته غفلت مي‌كنند.
(تفصيل اين پرسش را   در اين مقاله مي‌توانيد پيگيري كنيد.)

* به نظر من بردن نظريه ولايت فقيه به فراتر از قانون اساسي،‌ نه تنها آن را تقويت نمي‌كند؛ بلكه پايه‌هاي آن را سست و لرزان مي‌كند. نظريه ولايت فقيه به عنوان يك نظريه سياسي تنها در چارچوب قانون اساسي است كه قابل دفاع در سطح ملي است. البته اگر آن نظريه فرقه‌اي از شيعه باشد، حسابش جداست. اما به عنوان يك نظريه توزيع قدرت در سطح ملي نمي‌تواند در خارج از قانون اساسي دوام داشته باشد.

* كساني مثل مصباح يزدي مي‌خواهند ولايت فقيه را فراتر از هر قيد و بند قانوني قرار دهند و شخص ولي‌فقيه را به مثابه يك خداي كوچك، در موضعي بنشانند كه كسي حق پرسش و سوال از وي نداشته باشد؛ اما آيا پروژه آنان قرين توفيق خواهد بود؛ آيا سطح آگاهي‌هاي جامعه ايران اجازه تولد يك خداي كوچك يا  ظهور معصوم پانزدهم را  خواهد داد.

*به نظر من تنها راه دفاع از نظريه ولي فقيه در سطح ملي؛ بردن آن به حدود قانون اساسي است؛ كساني كه نظريه ولايت فقيه را از غلاف قانون اساسي خارج مي‌كنند، عملا آن را در تيزابي مي‌اندازند كه در نهايت به تجزيه و نابودي‌ آن خواهد انجاميد. اگر اين نظريه تا كنون كم و بيش استوار بوده است، به خاطر پوسته سخت قانوني آن بوده است؛ يعني همواره‌ يكي از سپرهايي كه مدافعان اين نظريه در دست داشته‌اند قانون اساسي و راي مردم به اصول آن و منجمه اصل ولايت فقيه در سال 58 بوده است. يعني در زماني كه هيچ كدام از جوانان 31 ساله كشور به دنيا نيامده بودند.

*الان  از يك سو ولايت فقيه مقوله‌اي است كه اكثريت نسل جوان ايران چندان متوجه معناي آن نمي‌شود  يعني نه به لحاظ عاطفي با آن رابطه پيدا مي كند و نه استدلال‌ها به نفع آن را  مي‌پذيرد؛  از سوي ديگر  اين نظريه در كانون عواطف و علايق بخشي از جامعه و به خصوص پدران نسل جوان كشور قرار دارد؛

در واقع يك نسلي كه از راه مي‌رسد،  نمي‌داند چرا بايد چيزي به نام ولايت فقيه باشد و چرا ايران نمي‌تواند تنها يك رئيس‌جمهور داشته باشد و در اين جهت به همه كشورهاي ديگر دنيا نگاه مي كند و نسل ديگري كه عموما در پايه‌گذاري ج.ا. مشاركت داشته  و همه زندگي‌اش را صرف اين نظام كرده است،‌ زندگي خارج از ولايت فقيه را مذموم مي‌داند؛  و ولايت فقيه برايش حكم آب براي ماهي را پيدا كرده است.

در كشاكش اين دو نسل و ديدگاهشان به  نظريه ولايت فقيه چه بايد كرد؟ آيا بايد ولايت فقيه را به كنار نهاد؟ يا نه  بايد از ولايت فقيه يك  خداي كوچك ساخت؟ و همه را مجبور به كرنش در معبد وي نمود؟

آيا راه ميانه‌اي در اين جا وجود دارد؟ 

به نظر مي‌آيد كه راه معقول و ميانه در شرايط حاضر، رفتن به سمت خوانش قانونگرايانه و مردمسالارانه نظريه ولايت فقيه است؛

ولي فقيه اگر عالم اسلامي؛ اگر فقيه در دين است و كارشناس در حوزه ممكت‌داري است، نيازي به تقديس‌گري‌هاي شرك‌آلود ندارد؛ هيچ عالمي نياز به تقديس و تعظيم ندارد؛ عالم عالم است، چون عالم است و علم مي‌داند و كار بلد است و به خاطر گره‌گشايي‌اش جامعه به او احترام مي‌گذارند؛ ولي فقيه به عنوان يك عالم كاردان و مدير خردمند فارغ از تملق و تقديس مي‌تواند در چارچوب قانون منبعث از اراده مردمي ديندار نقشي شايسته و ضروري را  ايفا كند. 

اينكه ولي فقيه  در رسانه‌ها به كسي پاسخ ندهد، اينكه ولي فقيه يك كنفرانس خبري با رسانه‌ها نداشته باشد، معلوم نيست بر چه مبنايي است؛ حداقل اين شيوه مبناي اسلامي ندارد؛ شايد سابقه سنگين نظام‌هاي سلطنتي و مجاورت با نظام‌هاي تك حزبي كمونيستي ما را به وضعيت فعلي كشانده است كه  به نظر مي‌آيد درنگ در اين وضعيت نه تنها سودي ندارد بلكه از هر حيث مخرب است.

براي تقويت جنبه مردم‌سالارانه ولايت فقيه بايد مجلس خبرگان را تقويت كرد: مجلس خبرگان بايد مجمع همه خبرگان مردم باشد و نه نمايندگان بخشي از يك صنف. اگر قرار باشد كه رهبر منتخب مردم باشد، بايد تغييراتي در مجلس خبرگان صورت گيرد؛ اگر اين مجلس مجلس خبرگان است و مجلس روحانيان نيست، بايد اين مجلس مجلس خبرگان ملت باشد؛ من در عدالت اعضاي مجلس خبرگان شك دارم چون اين‌ها اصلا به تركيب تبعيض آلوده اين مجلس اعتراض نمي‌كنند. بله يك مجيد انصاري يك زماني اعتراض كرد كه بياييم آيين‌نامه مجلس خبرگان را تغيير دهيم  كه متاسفانه وي را در دوره بعدي رد صلاحيت كردند!

اميد است با تفاهم و درك  بين نسلي و تعقل و پرهيز از مطلق‌انديشي‌ از مشكلات كشور كاسته شود.

--------------

پي‌نوشت:

آيا امكان خوانش مردم‌سالارانه نظريه ولايت فقيه وجود دارد؟


+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و ششم مهر 1388ساعت   توسط قاسم‌ فام  | 

زنگ بازي 13 آبان به صدا درآمد

امروز آقاي جنتي در خطبه‌هاي نماز جمعه تهران، در اقدامي زودهنگام به استقبال مراسم 13 آبان رفت و ضمن ابراز نگراني از  احتمال حضور سبزها در اين روز، تلويحا اظهار داشت كه   بچه‌هاي خوب در اين روز كساني هستند كه  ببينيد بلندگوي ما چه مي‌گويد و هر چه آن گفت، آن را تكرار مي‌كنند؛ وي افزود: خداي ناكرده فريب سبزها را نخوريد، چون اين‌ها اصلا معلوم نيست كه از كي فرمان مي‌گيرند و حتما از يك منبع مرموز و ناشناخته الهام مي‌گيرند.
+ نوشته شده در  جمعه بیست و چهارم مهر 1388ساعت   توسط قاسم‌ فام  | 

الهيات احمدي‌نژاد

اگر چند روز ديگر خبر تغيير قبله از مكه به تهران را از احمد‌ي نژاد شنيديد تعجب نكنيد؛ چون اولا  طبق نظر دوستانش، قلب خداوند در تهران مي‌تپد و دوما احمدي‌ نژاد خود را سخنگوي عالم هستي و نگين انگشتر خداوند مي‌داند.

جناب محمود احمدي‌نژاد كه در انتخابات اخير از سوي شوراي نگهبان به عنوان رئيس‌جمهور ايران معرفي شدند، و كماكان خود را ارشد كارشناسان و آگاه به  رموز عالم  مي‌دانند؛ بعد از حل و فصل مشكلات اقتصادي كشور و ارائه طرح جامع مديريت عادلانه كره زمين، به فكر مشاوره به خود خداوند افتاد‌ه‌اند و در مقدمه اين امر خطير خودشان پيش‌قدم شدند و خود  را به واسطه، نگين حلقه انگشتر خدا معرفي كردند.

احمدي‌نژاد كه در بازگشت از نخستين سفرش به نيويورك در حضور يكي از بزرگان روحاني در قم، از هاله نور در اطراف خود سخن گفته بود و حاضران را در شگفتي و ابتهاج فرو برده بود؛ اكنون در بازگشت از آخرين سفرش به نيويوك، حرف‌هايي بس شگفت‌تر و جذاب‌تر مي‌زند؛ سخنان او  كه در كتاب حقه مسلمين نمي‌توان استنادي براي آن پيدا كرد،‌ اين بار در نه در پشت درهاي بسته بيت عالمي مستقل ، كه  در همايشي با حضور روحانيون مواجب‌بگير ارتش اعلام مي‌شود، تا همه منكرانش به گوش هوش بشنوند كه آنكه در خانه و خيابان انكارش مي‌كنند،  نادره‌ دوران، نگين انگشتر حضرت احديت و سخنگوي جديد عالم هستي است.

سخنان محمود احمدی نژاد در نهمین همایش سراسری روحانیون ارتش جمهوری اسلامی ایران ملاحظه كنيد تا به عرضم برسيد.

او در حالي در سخنانش به تلميح و تصريح ، خلايق را به سوي خود مي‌خواند، كه در كتاب  مقدس مسلمين  آمده است:

* و ما ارسلنا من قبلك من رسول الا نوحي اليه انه لا اله الا انا فاعبدون: و ما پيش از تو هيچ پيامبري نفرستاديم، مگر آنكه به او وحي مي‌فرستاديم كه خدايي جز من نيست، پس مرا بپرستيد.( انبياء:25) 

* و لقد بعثنا في كل امة رسولا ان اعبدوالله و اجتنبوا الطاغوت:ما در هر امتى رسولى برانگيختيم ( تا بگويند) كه خداى يكتا را بپرستيد؛ و از طاغوت اجتناب كنيد. (نحل: 36)


+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و دوم مهر 1388ساعت   توسط قاسم‌ فام  | 

قلب خدا

«شما با نوشتن این نامه قلب امام زمان را به درد آوردید . قلب خدا را شکافتید . من هرگز باور نمی کردم نوری زادی که آنهمه برای این انقلاب زحمت کشیده و رنج برده ، ناگهان به این ورطه بیفتد و با دشمنان دین و انقلاب همصدا شود.»

عبارت فوق را يكي از اعضاي انجمن قلم در جلسه محاكمه‌اي درون تشكيلاتي، خطاب به محمدنوري‌زاد، عضو سابقا اصولگرا و متعهد (به چي‌اش را خدا مي‌داند) اين انجمن گفته است.

مي‌گويند روزي قطره‌اي باران بر لانه خُرد مورچه‌اي افتاد؛ فرياد و فغانش به آسمان رفت كه عالم تباه شد.

تعريض مناسبت‌تر را دوستان  در بخش نظرات نوشتند.


متن گزارش محمدنوري‌زاد از اين جلسه

+ نوشته شده در  دوشنبه بیستم مهر 1388ساعت   توسط قاسم‌ فام  | 

معامله

اين نمايندگان مجلس ما خيلي بامزه هستند؛ ده دقيقه اول نطقشان را مشغول حمد و ثناي رهبري و مدح و ثناي نظام مقدس و ستايش خدمات و فعاليت‌هاي دولت خدمتگزار مي‌شوند  و بعد در حالي كه با تذكر رئيس متوجه مي‌شوند كه وقت‌شان رو به اتمام است شروع مي‌كنند به آه و افغان از بيداد كردن فقر و بيكاري در منطقه انتخابيه خود و  نبودن آب آشاميدني در روستاهاي منطقه انتخابيه، و  ورشكستگي صنعت‌گران و كشاورزان منطقه انتخابيه و مشكل بيمارستان و راه و آب و برق و ... و شنوندگان تعجب مي‌كنند كه بالاخره  اگر اين  همه مشكلات هست، پس آن مدح و ثناي نخست براي چه چيز بوده است. 

+ نوشته شده در  یکشنبه نوزدهم مهر 1388ساعت   توسط قاسم‌ فام  | 

اختلاف برنجي و تكليف ملت

با توجه به اين كه كسي نمي‌داند اين برنج‌هاي وارداتي سمي است يا خير؛ تقلبي است يا خير، و حرف هيچ يك از نهادهاي متولي امر براي مردم قابل وثوق و اعتماد‌زا نيست، و ظن توطئه و سوءاستفاده بيگانگان در اين خصوص وجود دارد و سازمان استاندارد و وزارت بهداشت حرف همديگر را قبول ندارند و واردكنندگان و توليدكنندگان برنج حسب منافعي كه دارند،‌ دلايل همديگر را در خصوص سلامت يا ناسلامتي برنج‌ها قبول ندارند،  بهتر است كه دست به دامن بزرگان نظام بشويم قبل از آنكه برنج تبديل به فتنه‌ و آشوبي ديگر شود.

من خطبه‌هاي اين هفته نماز جمعه تهران را نرسيدم گوش كنم؛ لذا نمي‌دانم آقاي احمد خاتمي در خصوص تقلبي بودن يا نبودن برنج‌هاي وارداتي اظهار نظر كرده‌اند يا خير؟ به نظرم حالا كه اختلاف برنجي در بين امت پيش آمده و معلوم نيست كه اين برنج‌هاي سمي خوردني است يا خير؟ و نهادهاي رسمي هم حرف همديگر را نقض مي‌كنند، بهتر است حضرت ايشان به نمايندگي از بزرگان مملكت ما را از بلاتكليفي خارج كنند و روشن كنند كه بالاخره ما اين برنج‌هاي سمي را بخوريم يا نخوريم؟
+ نوشته شده در  شنبه هجدهم مهر 1388ساعت   توسط قاسم‌ فام  | 

قاراشميش



حكايتي از دوستي گرامي شنيدم كه شما را هم بي‌نصيب نمي‌‌گذارم:

بعد از انقلاب در اوايل دهه شصت،  در يكي از مناطق تهران، يك آقايي، سراغ  سيگار و تنباكو را مي‌گيرد؛ مي‌گويند برو مسجد محل، آنجا سيگار توزيع مي‌كنند. (آن موقع ارزاق كوپني بود و يكي از جاهاي توزيع ارزاق كه سيگار هم از جمله آن‌هاست، مساجد بود.) گفته بود: آخر مسجد كه جاي توزيع سيگار نيست؛ مسجد جاي اهل نماز و مناجات است؛ پاسخ شنيده بود كه: نه الان ديگه اينجوري نيست، حالا ‌اگر دنبال نماز و مسجدي هستي، بايد بروي دانشگاه تهران كه زبده‌هاي مسجدي اونجا جمع مي‌شوند؛ ( آن زمان اقامه نماز جمعه  تازه در دانشگاه تهران شروع شده بود.) گفته بود آخر دانشگاه كه جاي علم و آزمايشگاه و  واستاد و دانشجو است؛ شنيده بود كه نه لزوما؛ اگر دنبال استاد و دانشجويي، بايد بروي زندان اوين.  گفته بود: استاد و دانشجو را كه زندان نمي‌برند؛  زندان جاي دزد و قاجاقچي است؛ شنيده بود كه نه، اگر دنبال آنهايي بايد بروي كميته. اين آقا با شنيدن نام كميته، سكوت كرده  و از راه آمده به احتياط بازگشته بود.

+ نوشته شده در  جمعه هفدهم مهر 1388ساعت   توسط قاسم‌ فام  | 

بازگشت به صدر مشروطيت

اقتدارگرايي بار ديگر  پيروز شد؛

تغيير برنامه‌هاي درالفنون در دستور كار قرار گرفت؛

عده و عده نظميه افزايش يافت؛

وزارت انطباعات احكام توقيف جرايد را ابلاغ كرد.

مخالفان  كه همه زنديق،‌ بابي و آنارشيست‌ بودند به سزاي اعمالشان رسيدند.

****

روز از نو روزي از نو!

باز هم بايد در فكر انتشار روزنامه قانون، آزادي و عدالت بود.


+ نوشته شده در  جمعه هفدهم مهر 1388ساعت   توسط قاسم‌ فام  | 

تحقيقات واجب و حرام



در فقه دولتي، تحقيق در باب هولوكاست واجب است و تحقيق در باب انتخابات حرام است.


+ نوشته شده در  چهارشنبه پانزدهم مهر 1388ساعت   توسط قاسم‌ فام  | 

جوجه اردك زشت


در داستان ج.ا، نقش جوجه اردك زشت را دانشگاه بازي مي‌كند؛ همانگونه كه در تصوير مشاهده مي‌كنيد، اعاظم و بزرگان جمع شده‌اند و مشغول بررسي مسائل وي هستند.


+ نوشته شده در  چهارشنبه پانزدهم مهر 1388ساعت   توسط قاسم‌ فام  | 

راه زندگي را بگشاييم


اقبال هواداران جنبش سبز به نقد و آسيب‌شناسي دروني، حسن بزرگي براي اين حركت اجتماعي است و نشانه خردمندي آن است و اميد است بر مدار تعقل و اعتدال، حركت سبز از افتادن در مسيرهاي غيرواقع‌بينانه و افراط و تفريط مصون بماند.

امروز سبزها در حال جوشيدن در صحن و سراي فضاي عمومي كشور  هستند؛ آن‌ها بزرگ و بزرگ‌تر خواهند شد و در اين  رشد و بلوغ، آينده ايران را رقم خواهند زد، بله آن‌ها آينده ايران را تغيير خواهند داد، به اين دليل كه خود بخش بزرگي از آن  هستند.

آينده بر امتداد نگاه ما ساخته مي‌شود؛ اگر آينده‌اي سبز مي‌خواهيم بايد خود را سبز كنيم؛ براي پالايش آينده از زنگار آلودگي‌هايي كه در اجتماع ما هست بايد از خود شروع كنيم؛ اگر از دروغ و تقلب و فريب‌‌كاري بيزاريم بايد خود نيز دروغ نگوييم و فريب ندهيم. جنبش سبز اگر از مرگ بيزار است و به سوي زندگي آغوش گشوده است،  نبايد شعار مرگ بدهد؛

 بله در مجاورت هموطناني كه تحت تاثير تبليغات نادرست،‌ شعار "مرگ بر مخالف" به ورد زبانشان تبديل شده است، و شعار مرگ را به عنوان  بخشي از مناسك مذهبي – سياسي خود در منابر و مساجد تكرار مي‌كنند، شعار "مرگ بر مخالف" به آساني مي‌تواند بر قلم و زبان جاري ما شود، اما سبزها نبايد غريزي عمل كنند، آنان براي كمك به يك زندگي انساني‌تر نيازمند فاصله گرفتن از غريزه هستند و اين فاصله انداختن بين غريزه و عمل تقاوت بدويت با مدنيت را مي‌سازد....

الان فرصت تفصيل نيست. فقط خواستم عرض كنم كه آينده بر مدار تفكر امروز ما ساخته مي‌شود و ما با پالايش نگاه و تفكر خود كه از گذر مشاركت در مباحث انتقادي ممكن است، مي‌توانيم آينده‌اي مطلوب‌تر بسازيم.

+ نوشته شده در  سه شنبه چهاردهم مهر 1388ساعت   توسط قاسم‌ فام  | 

جبران خليل هم عجب پيشگويي بوده!

ديروز يك پيامك ناقصي از دوستي برام رسيد به اين مضمون "گردنش در میان تبر و كنده قرار دارد" . الان يه سرچي تو اينترنت زدم ببينم  متن كاملش اين اطراف پيدا مي‌شود يا نه.  نتيجه:

جبران خلیل جبران:

دریغ بر ملتی كه زورمداران را همچون قهرمانی تشویق می كند، و سلطه جوی پرابهت را عطابخش می انگارد .
دریغ بر ملتی كه در رویای خویش خواهشی را خوار می شمرد، اما در بیداری تسلیمش می شود .

دریغ بر ملتی كه دم بر نمی آورد، مگر هنگامی كه در تشییع جنازه گام برمی دارد، خود را نمی ستاید مگر در میان ویرانه هایش، و عصیان نمی كند مگر هنگامی كه گردنش در میان تبر و كنده قرار دارد!


+ نوشته شده در  دوشنبه سیزدهم مهر 1388ساعت   توسط قاسم‌ فام  | 

"هولوكاست" و "انتخابات"

آقاي محمد علي انصاري، مدير موسسه تنظيم و نشر آثار امام خميني:

"دوستانی که تحقیق درباره بسیاری از مسایل تاریخی و از جمله تحقیق درباره جعلی بودن هولوکاست را که از سوی رییس جمهور محترم طرح و در دنیا جنجال وسیعی براه اندخت حق مسلم آزاداندیشان و تاریخ دانان ومخالفت با آن را خلاف دموکراسی و آزادی بیان و اندیشه دانسته و گلایه دارند که چرا در طرح تحقیق از یک موضوع تاریخی اینقدر عصبانیت و آشفتگی وجود دارد چرا اجازه تحقیق درباره مساله ساده انتخابات را نمی‌دهند." +
+ نوشته شده در  دوشنبه سیزدهم مهر 1388ساعت   توسط قاسم‌ فام  | 

گوسفند مخملي به جاي دانشجوي مخملي


طرح مقابله با نفوذ دشمنان در دانشگاه‌ها

ساعتي پيش توفيق حاصل شد و از طريق وبگذر به وبلاگ برادر عزيزي رهنمون شدم و با خواندن يادداشت وي  و با  مشاهده نگراني‌اش از نفوذ دشمنان به دانشگا‌ه‌ها، حس همدردي و شفقت بر من مستولي شد، به نحوي كه گريزي از آن نيافتم الا به تنظيم پست حاضر و  ارائه پيشنهادي كه تقديم مي‌شود . اگر توفيق اجرايش هم دست دهد،‌ همه غم و غصه برادران‌ ارزشي دگرانديشمان جايش را به شادي و شعف خواهد داد:


* شما مي‌دانيد كه دشمنان اصلي  ما در غرب الان در حوزه اقتصادي دچار بحران شده‌اند؛ بحران اقتصادي يعني بيكاري و  داشتن وقت مضاعف  براي توطئه كردن؛ و اين يعني مصيبت. دشمن الان شب و روز بيكار است و تا دلتان بخواهد وقت براي توطئه كردن عليه ما دارد؛ و براي همين به لطايف‌الحيل مي‌خواهد نشان دهد كه با ما دشمن است و بهترين جا براي نشان دادن دشمني چنان كه از گذشته معمول بوده و هست، دانشگاه و دانشگاهيان است كه هم سواد دارند و همه انگيزه.

*  دشمن الان خيلي دشمن شده است، چون دچار بحران اقتصادي و  بيكاري هم شده  است؛ و اصولا يك آدم بيكار با خودش هم دشمن است و به زمين و زمان فحش مي‌دهد، چه برسد به ما ،كه هر روز  در خواب و بيداري عليه‌اش شعار مي‌‌دهيم و  آسايش را برايش حرام مي‌كنيم.

*  براي مقابله با دشمن  اول بايد عواملش را شناسايي كنيم. دشمن از چه راه‌هايي به جسم و جان دانشگاهيان وارد مي‌شود:

1.  آب: سياليت و شفافيت آب القائات مسموم دشمنانه مرموز و مضمري دارد كه دانشجويان هر بار كه آن را مي‌نوشند، ناخواسته وارد خونشان مي‌شود.

 2. هوا: به معصوميتش نگاه نكنيد؛ درست است  كه اكسيژن آن  براي زندگي حياتي است؛ اما شما نمي‌دانيد چه امواج دژخيمانه‌‌اي در همين هوا به سوي دانشجويان نشانه رفته است.

3. طوفان:‌ شدت جريان هوا يكي از نشانه‌هاي دشمن است؛ وقتي هوا طوفاني مي‌شود، دانشجويان هم فيگور اغتشاشي به خودشان مي‌گيرند.

4. خورشيد: نوري كه از اين گوي آتشين ساطع مي‌شود،‌ وقتي از وسط  امواج دشمنانه عبور مي‌كند، تبديل به انرژي دشمنانه مي‌شود؛ حسب آماري كه گرفته شده است، بيشترين درصد اعتراضات و راهپيمايي‌ها در دانشگاه‌ها در روز روشن و زير نور خورشيد صورت گرفته است؛ و اين رابطه مستقيم، گوياي زواياي پنهاني است كه البته از چشم ما دور نمانده است.

5. شب: يكي از عوامل اخير دشمن كه دانشجويان را بسيار وسوسه مي‌كند و بعضا منحرف مي‌كند شب است؛ چون پوشش استتاري براي عوامل دشمن درست مي‌كند كه بروند شعار الله اكبر  و لااله‌الاالله تقلبي سر بدهند.

6. روز: عامليت روز براي دشمنان هم كه اظهر من الشمس است. امان از روز كه  قرارگاه همه عوامل دشمن است.

7. درخت‌ها:‌ خودتان مي‌دانيد كه اين درخت‌ها چقدر خون به دل ما مي‌كنند، هزار هزار رنگ  در اين عالم هست،  آنوقت چسبيده‌اند به رنگ سبز.

عوامل دشمن زياد، اين هفت‌تا را هم از باب شأنيت عدد هفت آوردم، والا عوامل دشمن تا هفتاد‌تا بلكه بيشتر هم نقل شده است؛  به خصوص چنان كه گفتم  نيروهاي بيكار دشمن هر روز از باب تفريح و پركردن وقت‌شان هم كه شده باشد،  عامل دشمني درست مي‌كنند.

خب دشمن زيادو عواملش كثير  است و  ما هم فعلا نمي‌توانيم با همه عوامل آن دربيافتيم؛  خب اينجا نيازمند عقب‌نشيني تاكتيكي و بهره‌گيري از پدافند غيرعامل هستيم؛ مهم اين است كه ما اجازه ندهيم دانشگاه به معيادگاه دشمنان ما تبديل شود، به خصوص كه اخيرا  متوجه شده‌ايم كه مسئوليت اداره كره زمين و هدايت آن طي حكمي  به دولت ما واگذار شده است.

***
 من بعد از بررسي  مجموعه طرح‌هايي كه در سه دهه گذشته براي مقابله با دشمنان در دانشگاه‌ها اجرا شده است،  به طرح جامعي رسيدم كه تقديم برادران مي‌كنم تا انشاالله با كاربست آن همه غصه‌هايشان به شادي و شعف تبديل شود:

هسته سخت پيشنهاد من تعطيل كردن دانشگاه‌ها  و استفاده بهينه‌ از دانشگاهيان و فضاهاي دانشگاهي در مسير  خدمت‌رساني به ملت مي‌باشد. تعجب مي‌كنيد؟ مي‌گوييد چگونه؟ تعجب ندارد. گل گرفتن در اين سوراخ مار كه كار ندارد؛ به هر حال اين‌ها يا الان دشمن‌اند يا در آينده كه سطح سواد و شعورشان  بالا رفت،  دشمن مي‌شوند، لذا  مي‌رويم درش را مي‌بنديم و روي در سردر ورودي پنجاه توماني‌اش هم مي‌نويسيم كه لانه دشمنان و عواملش فتح شد؛  اينجا  تجمع نكنيد،‌ با اين جمله هم ختمش مي‌كنيم:‌ هر كه دارد هوس كهريزك،  بسم‌الله.

حالا فوايد تعطيل كردن انقلابي دانشگاه را بعد از پرداختن به يك نكته اقتصادي عرض مي‌كنم.
 اينجا يك نكته‌اي هست كه بي‌توجهي به آن به ضايع كردن سرمايه‌هاي ملي منجر خواهد شد. اين همه ساختمان و  فضاي آموزشي كه ساخته‌شده است نبايد بي‌مصرف بماند به خصوص كه امسال كه سال صرفه‌جويي  و تغيير الگوي مصرف است.
در اين طرح به اين‌ها هم فكر شده است. ابتدا دانشگاه را  تعطيل مي‌كنيم و دانشگاهياني را كه يا عوامل دشمن‌اند يا بعد از باسواد شدن  و رشد عقلشان عن‌قريب به صف دشمنان خواهند پيوست را سوق مي‌دهيم به سوي بنگاه‌هاي زودبازده اقتصادي و يك وامي هم به ايشان اعطاء مي‌كنيم كه بدانند كه ما چقدر دوستشان داريم؛ تا بروند يك كار شرافتمندانه دست و پا كنند و با صرف عرق جبين، نان زن و بچه‌شان را دربياورند و نيازي به دلارهايي كه هر شب از طريق ماهواره و اينترنت  زير بالش‌شان گذاشته مي‌شود،  نداشته باشند.بعد كه به طور كلي مساله دانشگاهيان سالبه به انتفاع موضوع شد، يك فكر اساسي هم براي بهره‌گيري بهينه از فضاي فيزيكي و فضاي سبز دانشگاه‌ها مي‌كنيم؛ چه طوري؟

به تعداد هر دانشگاه يك چوپان استخدام مي‌كنيم و يك گله گوسفند و گوساله تحويلش مي‌دهيم كه ببرد تو فضاي دانشگاه‌ها بچراندشان و پروارشان كند و عوايدش را كه شامل درآمد فروش شير و گوشت و پوست و كله‌پاچه‌اش  است را مي‌بريم بورس و سهامش را تحويل برادران هم‌انديش خودمان مي‌دهيم؛

خواص و فوايد اين پيشنهاد چيست؟

1.    فكر اساسي براي دانشگاه شده است ؛ يعني مشكل از ريشه به صورت بنيادي حل شده است.

2.    با مشاهده گاو و گوسفند در محيط دانشگاه، دشمن به طور كامل از ما مايوس مي‌شود و تا قرن‌ها به سراغ ما نمي‌آيد و ما بدون دغدغه مي‌توانيم رشد كنيم.

3.    تفرقه و نفاق از ميان ملت برمي‌خيزد؛ مردم به جاي اينكه بروند جلوي دانشگاه  و بر عليه هم شعار "درود برX" و  "مرگ برY " بدهند، مي‌روند آنجا صف مي‌ايستند تا شير بگيرند؛ شما مي‌دانيد كه صف شير نمادي از وحدت در عين كثرت است.

4.    خستگي سال‌ها مبارزه  از تن برادران دگرانديش ارزشي‌مان خارج مي‌شود. فكرش را بكنيد، وقتي اين دوستان  از  كنار دانشگاه‌ها رد بشوند و آن گاو و گوسفند را ببنيد كه مشغول چراي علف‌هاي سبز هستند، چقدر كيفور مي‌شوند.

5.    با توجه به علوم جديدي كه در در اعماق چاه‌هاي نفت و  مراكز هسته‌اي كشور كشف شده است، ما نيازي به تحميل هزينه آموزش عالي به ملت نداريم؛ يك چاه نفت و  نيروگاه هسته‌اي مي‌ارزد به صدتا دانشگاه؛ آيا بهتر نيست بودجه‌ دانشگاهيان را بدهيم و از برادران روسوچيني‌مان نيروگاه بخريم. اين را هم بگويم كه  حالا درست است كه مي‌خريم، ولي بعدش با مهندسي معكوس بومي‌‌اش مي‌كنيم، علم بومي يعني همين ديگر. علم بومي كه زمين سبز نمي‌شود، بايد پول خرجش كني و از خارج بخري؛ بعد مي‌بري زيرزمين؛ آنوقت بومي مي‌شود.

6.    پيشگيري از انقلاب مخملي. دانشگاه و دانشگاهيان يك كاركرد بيشتر ندارند و آن هم اين است كه انقلاب مخملي مي‌كنند؛ اين‌ها  يك ويروس اغتشاشي دارند كه هر چند سال يه بار به سراغشان مي‌آيد و خوشبختانه چنين ويروسي در گاو و گوسفند مشاهده نشده است.

7.     ما نبايد مار در آستين بپروريم و به دست خود، فضاي رشد انقلابيان مخملي را تدارك ببنيم. وقتي مي‌شود در محيط دانشگاه گوسفند مخملي پرورش دارد چه نيازي به دانشجوي مخملي است!

+ نوشته شده در  یکشنبه دوازدهم مهر 1388ساعت   توسط قاسم‌ فام  | 

از "پرتال فرهنگي نيلوفر" ديدن كنيد

رتال فرهنگي نيلوفر" بعد از مدتي وقفه، فعاليت‌ خود را  مجددا آغاز كرد.  اين سايت در خدمت نشر آرا و انديشه‌هاي روشنفكران ، نوانديشان ديني  و اساتيد و محققاني است كه دغدغه رقم خوردن آينده‌اي قرين رشد و رفاه، صلح، آزادي و اخلاق و معنويت  براي جوامع انساني را دارند.

از دوستان دعوت مي‌كنم از اين سايت بازديد كنند و به آن لينك دهند  و نظرات و پيشنهادات تكميلي خود را در موردش اعلام نمايند.

اميدوارم با همكاري و همفكري دوستان بتوانيم محتواي مفيدي در اين سايت عرضه نماييم؛  و به مرور زمان   قابليت‌ها و امكانات يك پرتال را به آن ضميمه كنيم.


+ نوشته شده در  جمعه دهم مهر 1388ساعت   توسط قاسم‌ فام  | 

پيشنهاد: "زندان اجباري" به جاي "خدمت نظام وظيفه اجباري"

با عنايت به ارتقاء سطح فناوري و كيفيت بالاي زندان‌هاي كشور كه در نتيجه  آن افراد زنداني در عرض سه ماه به طور كامل به صراط مستقيم هدايت مي‌شوند و  شواهدش را در دادگاه‌ اعترافات اخير  بازداشت‌شدگان انتخابات مشاهده كرديم، پيشنهاد مي‌شود كه به جاي اجراي خدمت نظام وظيفه اجباري،  اجراي يك دوره6 ماهه "زندان وظيفه اجباري" به منظور  هدايت هر چه بيشتر جوانان و بيمه كردن نظام  از هر نوع انحراف، در دستور كار نهادهاي مسئول قرار گيرد.


+ برخي محاسن زندان

+ اعتراف گيري به سبك مأمون
+ نوشته شده در  پنجشنبه نهم مهر 1388ساعت   توسط قاسم‌ فام  | 

دو فصل تا به بهار

دوره دانشجويي يك از دوستان تعريف مي‌كرد كه هم‌اتاقي‌اش به جاي اداي نمازهاي يوميه، جمعه‌ها بعد از ظهر فالمجلس قضاي همه‌شان را به جا مي‌آورد. حالا من هم  الان فرصت كردم قضاي وبلاگي‌ رويدادهاي قريب و بعيد را طي يك پست به جا بياورم. ان‌شاءالله كه مقبول بيافتد.

هفته  دفاع مقدس
شهدا براي آزادي ملت ايران جان دادند، نه براي اسارت‌شان؛ برخي از بازماندگان شهدا كه مشغول ارتزاق از خون شهدا هستند؛ پلاك بازمانده از آن‌ها را به زنجير اسارت هموطنانشان تبديل كرده‌‌اند.

سفر احمدي‌نژاد به نيويورك
در چهارمين سفر احمدي‌نژاد به مجمع عمومي سازمان ملل، حتي هيات نمايندگي لبنان هم حوصله شنيدن سخنان وي را نداشت. ظاهرا چيزي از جذبه هاله نور باقي نمانده است.

اجلاسيه مجلس خبرگان
در آخرين اجلاسه مجلس خبرگان از رابطه حقيقي اين مجلس با رهبري پرده برداشته شد. ما فكر مي‌كرديم كه اين مجلس براي نظارت بر رهبري است. زهي خيال باطل! روز روشن گفتند  به جاي اينكه مجلس خبرگان به رهبري نظارت كند، رهبري مشغول ارزيابي مجلس خبرگان و بررسي كارنامه عمل آنهاست.
يك عضو اين مجلس(دستغيب) كه به عملكرد رهبري در انتخابات اعتراض كرده بود مورد غضب همكارانش قرار گرفت و پيران روحاني اين مجلس ، قصد تاديب و اخراج وي را نمودند؛ هر چند لطف حضرت آقا به امدادش رسيد.

نظامي‌سازي با تابلوي خصوصي‌سازي

اين جور كه من فهميدم همه اين بحث خصوصي‌ ‌سازي و الخ كه راه‌افتاده است  در خدمت نظامي‌سازي كشور است، يك شاهدش امروز خريد سهام مخابرات در بورس از سوي يك بنگاه وابسته به سپاه بود؛ البته چيز غريبي هم نبود؛ وقتي نظاميان ما از تاسيس كارخانه رب گوچه فرنگي نمي‌گذرند انتظار نداريم كه از سهام مخابرات بگذرند. ظاهرا مردم خرج نظاميان را مي‌دهند كه روز مبادا فدايي ملت باشند، اما اينجور كه پيش مي‌رود قرار است ملت فدايي نظاميان بشوند.

جنبش سبز
پاييز است و زمستان در راه؛ يعني دو فصل تا به بهار


+ نوشته شده در  دوشنبه ششم مهر 1388ساعت   توسط قاسم‌ فام  | 

چه كسي مساله را حل خواهد كرد

* متاسفانه  متوليان امور به نحو كودكانه‌اي تلاش دارند همچنان "واقعيتي بدون مساله" را به نمايش بگذارند؛ آنها خوش دارند نظامي پاك و پيراسته  را به تصوير بكشند و به رغم آنكه  در برابر چشمانشان  نشانه‌هاي  بحران فراوان است، اما فرو رفتن در خلسه آرزوها و روياها مانع از آن است كه خروج نظام سياسي‌ ار ريل‌هاي جمهوريت و اسلاميت را بپذيرند.  آنها به جاي پذيرش واقعيت و تلاشي براي حل واقع‌گرايانه مسائل،‌ به رتوش كردن بي‌ثمر چهره واقعيت در راستاي آرزوهاي خود مشغولند.

* چون چشم ديدن تفاوت‌ها و  تغيرها را ندارند و نمي‌توانند  مخالفي براي خود فرض كنند،  تلاش دارند مخالفان خود را ولو در نمايش‌هاي تلويزيوني،‌ همفكر  و هم افق خود جا بزنند و اين كار را به ضرب شكنجه ، زندان و بازداشت‌هاي غيرقانوني و شو‌هاي تلويزيوني به اجرا مي‌گذارند. (در اين مسير حتي از زندان و بازداشت يك معلول مثل حجاريان هم  شرم ندارند. تحمل  يك دگرانديش معلول روي ويلچر  هم برايشان طاقت‌فرسا و ناممكن است و لذا با زندان و فشارهاي جسمي و رواني تلاش مي‌كنند از او كپي ازغدي  و شريعتمداري بسازند)

* امشب وقتي گزاش دري‌نجف‌آبادي از مجلس خبرگان را از تلويزيون ديدم ،كه به جاي ارائه گزارشي در خصوص ايفاي وظايف نظارتي اين مجلس، در كوشش و تقلا  براي به كارگيري هر چه بيشتر كلماتي متملقانه‌‌تر در وصف نظام سياسي و رهبري آن بود، به اين فكر مي‌كردم كه در چارچوب اين نظام، چه كسي و چه گروهي و جرياني از حاكميت مي‌تواند بحران‌هاي كشور و به خصوص بحران رو به گسترش مشروعيت دولت كه در حال سرايت به كل نظام سياسي است را حل نمايد.

*در فضايي كه خلاقيت‌ها در خدمت تمجيد‌ها و تبليغ‌هاي بي‌ثمر است، در فضايي كه هر صداي منتقدي توقيف، فيلتر، ممنوعه و بازداشت مي‌شود و سيلي از اتهامات به سويش روان مي‌شود، چگونه مي‌توان اميدوار به حل و فصل مسائل و بحران‌ها بود؛

* ظاهرا سررشته امور  سياسي كشور در حال حاضر در اختيار روحانيان، نظاميان، مداحان و مهندسان است؛ حضور اين  اصناف در سياست، خود نشانه بحران در حوزه مديريت سياسي كشور است، و  معلوم نيست كه چه كساني بايد  بحران  برآمده از قرابت اين اصناف محترم را حل و فصل نمايند.


+ نوشته شده در  پنجشنبه دوم مهر 1388ساعت   توسط قاسم‌ فام  |