تبليغاتX
اکنون

اکنون

فقط طرح‌هاي سبز

* طرح‌هاي سبزها بايد سبز باشد؛ من از اين طرحي كه  گفته‌ بودند شب ساعت 9 همه باهم يك گل به خودمان بزنيم؛ اصلا خوشم نيومد. زدن اتو به پريز برق كه نشد كار؛ حالا دو ساعت برق‌هاي  شهر برود و يك عده در بيمارستان در اتاق عمل خداي ناكرده آسيب‌ ببنيد  كه هنر نشد. (چنان كه مشخص بود ديشب از اين طرح هيچ استقبالي هم نشد)

* يك طرح خوشمزه و شجاعانه هم ديدم كه گفته بود حالا كه در ميدان و خيابان مي‌گيرند، هر كدام برويم جلوي درب منزل‌مان  همين طوري يا با يك پرچم بايستيم و اگر آمدند بگيرند برويم داخل منزل!

* در ضمن ما نبايد مثل كبك سرمان را زير برف‌هاي سايبر بكنيم و فكر كنيم كه همه چيز همين فضاي اينترنت است.


+ نوشته شده در  چهارشنبه سی و یکم تیر 1388ساعت   توسط قاسم‌فام  | 

مساجد را سبز كنيم - 5 ؛ كاركردهاي هفتگانه مسجد براي سبزها

نظر آقاي زمانيان در خصوص طرح سبز كردن مساجد:

جنبش سبز مانند سایر جنبش های اجتماعی در پی آن است که خود را زنده نگه دارد و در طول مسیر خود بالندگی و توسعه یابد. برای این منظور، باید ظرفیت شناسی کرد و از هر ظرفیتی که کمترین آثار منفی را دارد استفاده نماید. شناسایی امکاناتی که می تواند پویایی جنبش را تضمین کند، کار نیکویی است. آن چه شما را به این کار وادار کند همان دغدغه ی قابل احترامی است که برای ادامه یافتن جنبش سبز به کار می بندید.

مسجد دارای چه امکان و ظرفیتی است؟ و آیا از ظرفیت مسجد می توان استفاده نمود؟
مسجد می تواند:
1- مسجد می تواند محل رد و بدل کردن اطلاعات و اخبار باشد.
2- مسجد می تواند محل بروز احساسات و تظاهر سبزها باشد.
3- مسجد می تواند محلی برای سازماندهی و برنامه ریزی کردن سبزها باشد.
4- مسجد می تواند محلی برای هماهنگی ها و همدلی های سبزها باشد.
5- مسجد می تواند خنثی کننده ی اتهام بی دینی به جنبش سبز باشد.
6- مسجد می تواند محل تلاقی مسالمت آمیز دو ادروگاه موافق و مخالف جنبش باشد.
7- مسجد می تواند فرصتی برای نشر و سرایت شعارجنبش سبز در محیط هایی باشد که با جنبش مرزبندی دارند.

کارکرهای هفت گانه مسجد برای جنبش سبز، همه قابل بحث اند. می توان کارکرهای دیگری هم برشمرد. برای بررسی هر یک از این کارکردها ، لاجرم دو مولفه را باید مد نظر قرار داد. اول این که آیا استفاده از هر یک از موارد هفت گانه ، مطلوب است؟ و دوم این که آیا استفاده از آنها ممکن است؟


مطالب مرتبط

يك پيشنهاد: مساجد را سبز كنيم- 1

مساجد را سبز كنيم – 2 : بازي رنگ‌ها و نشانه‌ها

مساجد را سبز كنيم – 3 

مساجد را سبز كنيم - 4 - اقتدارگرايان سرآمد ابزارسازان دين‌اند



+ نوشته شده در  سه شنبه سی ام تیر 1388ساعت   توسط قاسم‌فام  | 

مساجد را سبز كنيم - 4 - اقتدارگرايان سرآمد ابزارسازان دين‌اند


نظر خانم ناهيد در مورد طرح سبز‌كردن مساجد را مرور مي‌كردم؛ ايشان نوشته‌اند: « فکر کنم اینکار باعث میشود که یکبار دیگر از دین استفاده ابزاری شود و اگر این اشتباه بار دیگر تکرار شود باید منتظر خسارت های غیر قابل جبران باشیم. اکنون نیت ها پاک و بی آلایش است ولی باز هم آیندگانی که پس از به نتیجه رسیدن جنبش مسئول میشوند با همین نیت پیش خواهند رفت. »

"مساله استفاده ابزاري از دين"  در ذهنم پر رنگ شد. به استفاده ابزاري از دين فكر مي‌كنم؛ به اين كه  كساني بگويند از مسجد استفاده ابزاري مي‌كنند، اما اينان كه چنين مي‌گويند خود كيستند و خود چه كارنامه‌اي دارند.

آيا كساني كه به مسجد مي‌روند تا از دولت ايدئولوژيك امتيازي براي  تقرب به درآمدي‌هاي نفتي بگيرند؛ مي‌توانند به ديگران بگويند شما مي‌خواهيد از مسجد استفاده ابزاري بكنيد!

همه دوستان، مصاديق بسياري از استفاده ابزاري از دين براي رسيدن به پول و ثروت و منزلت اجتماعي را در جامعه و محيط كسب و كار خود مشاهده كرده‌اند؛ و دين فروشان قهاري را در اطراف خود مي‌شناسند. اساسا دين‌فروشي در جامعه ما كسب و كار پررونقي است و دولت هم سهام‌دار اصلي اين بازار مكاره است.

ما نبايد نگران آن باشيم كه كسي از قبيله اقتدارگرايان حضور سبزها را در مساجد به استفاده ابزاري از مساجد تعبير كند،  اقتدارگرايان سر و سرور ابزارسازان مسجد و محراب‌‌اند؛

 آنان با دين فروشي دنبال زندگي، نان و نام و ارتقاء در بروكراسي دولت ديني‌ هستند،آنان  از دين  ابزاري  براي بردگي مردم ‌مي‌سازند؛ آنان دين را پايه حكومت خود و حصار حريت و آزادگي مردم نموده‌‌اند.سخن اينان كه خود سرآمد ابزارسازان دين هستند فاقد ارزش و اهميت است.


* * 
به هر حال اين پيشنهاد را بايد از زواياي مختلف مورد تحليل و ارزيابي قرار داد؛ من هم ترديدهايي دارم، ولي خب فعلا وظيفه خود مي‌دانم كه از آن دفاع كنم تا جايي كه ديگر امكان دفاع  معقول نداشته باشد. يكي از ترديدهاي من در خصوص اين طرح برمي‌گردد به تلقي من از مسجد مطلوب در جامعه.
من علاقه‌مندم مسجد فارغ از مجادلات سياسي و دنيوي باشد؛ مسجد ايده‌ال من مسجدي است  كه جايگاهي براي نيايش و امكاني براي معنويت باشد، جايي براي راز و نياز و مناجات با كسي كه شنواي نياز ماست و بر كرانه  آرزوهاي بلند ما ايستاده است.

اما متاسفانه بسياري از مساجد ما، شده است محل تظاهرات دولت و مقربانش؛ از مساجد ما الان باطوم‌ به دست بيرون مي‌آيد، مساجد را كرده‌اند مكاني براي بازداشت‌هاي فله‌اي در روزهاي اعتراض مردم. مساجد شده است پايگاه‌هاي بسيج؛ (من خود را مديون بسيجيان آرميده در خاكي‌ كه در برابر متجاوزين به اين كشور سينه سپر كردند، مي‌دانم و هميشه ايام ياد آن  بزرگ‌مردان را گرامي مي‌دارم و بسيار متاسفم كه آن نام پرافتخار، امروز از سوي كساني به غارت مي‌رود كه در پي گرفتن حق ماموريت براي صف كشيدن در خيابان‌هاي تهران و چماق زدن بر سر هموطنان معترض به نقض حقوقشان هستند. )
متاسفانه بسياري از مساجد، يك محيط‌هاي به شدت دنيوي شده ‌اند و كمتر معنويتي از آنان استشمام مي‌شود؛ و غالبا جايي براي رقابت‌هاي گونه‌گون دنيوي شده است.

*

ترديدم را به اجمال گفتم؛ اما عجالتا چگونه  بر آن فائق مي‌ايم :‌  در وضعيتي كه مساجد كاملا دنيوي شده‌‌اند،  وقتي سبزها آن را رها ‌كنند، در واقع يكي از امكانات بالقوه جامعه  را از دست مي‌دهند، اگر الان مساجد جايي براي پيگيري اهداف است، چرا سبزها اين مكان و اين  امكان را به تمام و كمال به رقيب رياكار خود واگذار ‌كنند. 

*
بر اين نكته واقفم كه  سبزها  اجزاي متنوعي دارند، براي بخشي از آنان كه ابعاد مناسكي دين در نگاهشان كم‌رنگ‌تر است، شايد اين طرح جذابت كمتري داشته باشد، (هر چند با يك نگاه عملگرايانه مي‌تواند مورد اقبال آنها هم قرار گيرد. ) همچنان كه براي بخش‌هاي ديگر سبزها كه التزام به مناسك ديني دارند، مي‌تواند گزينه بسيار مناسبي باشد و براي ايشان كمترين هزينه و بيشترين فايده را دارد، چون آنان كاري را كه غالبا انجام مي‌دانند اكنون با يك بار معنايي افزوده شده انجام مي‌دهند. .... 


در اين ارتباط

يك پيشنهاد: مساجد را سبز كنيم- 1

مساجد را سبز كنيم – 2 : بازي رنگ‌ها و نشانه‌ها

مساجد را سبز كنيم – 3


+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و نهم تیر 1388ساعت   توسط قاسم‌فام  | 

مساله ما چيست؟


در ارتباط با  مطلب يكي از دوستان نوشتم:

 با  حركت موزائيكي به سمت اهداف موافقم؛ ما نبايد كلي‌گويي بكنيم؛ نبايد سوداي محال بپروريم؛ خيلي خب. الان مساله ما چيست؟ مساله ما راي مردم  است. انتخاباتي برگزار شده است كه در آن آراي مردم را ناديده گرفته‌اند؛ از نظر ما كه مشغول بازي هستيم دو بار راي‌ و نظرمان ناديده گرفته شده است، يك بار در پروسه انتخابات كه قائل به تقلب در آن هستيم و يك بار در مرحله اعتراض به اين تقلب كه با سركوب و خشونت مواجه شده‌ايم و به جاي توجه به نظراتمان و پاسخ اقناعي، با شيوه‌هاي سركوبگرانه مواجه شده‌ايم. 

و در ادامه توضيح بيشتري مي‌دهم:


مساله ما الان دعوت كردن نظام سياسي و مجبوركردنش به پذيرش راي مردم  و رفتن در مسيري اقناعي است. ما مي‌‌خواهيم نظام سياسي بازي‌هاي كودكانه اش را كنار بگذارد و اتهام‌زني‌هاي بي‌اساس و دروغ‌گويي در مورد معترضان را به كنار نهد و با آنان كه صاحبان اصلي اين سازوكار حكومت هستند، با احترام و در شأن يك خدمتگزار امين و صادق برخورد كند؛ ما از نظام سياسي مي‌خواهيم با ما گفت‌وگو كند؛ ما ازنظام سياسي خود مي‌خواهيم كه ما را كتك نزند! ظاهرا اين خواسته بزرگي نيست؛ اما متاسفانه در حال حاضر همين خواسته‌هاي به ظاهر كوچك، مساله‌اي بزرگ شده است؛ ما از نظام سياسي مي‌خواهيم اجازه بدهد نمايندگان ما در رسانه‌ ملي حضور داشته باشند و حرف‌هاي ميليون‌ها ايراني را خودشان بزنند؛ چون آدم زنده وكيل و وصي لازم ندارد و كساني كه طرفيت دارند و رقيب محسوب مي‌شوند،  به خاطر منافعي كه دارند، نمي‌تواند گزارشگر صادقي از مطالبات اين جمعيت ميليوني باشند و لاجرم راه تحريف و دروغ‌پردازي را خواهند پيمود. (چنان كه در يك ماه اخير شاهديم.)


مساله ما اين است كه حكومت با ما ،كه حداقل نيمي از جمعيت ايران را تشكيل مي‌دهيم - ( ما حتي اگر تنها يك شهروند بوديم و نه ميليون‌ها، باز هم حق داشتيم اين توقع را از نظام سياسي خود داشته باشيم.) - با احترام برخورد كند و به جاي سركوب و زنداني كردن، با ما حرف بزند.

ما از نظام سياسي خود مي خواهيم كه دستاوردهاي تمدني بشر را در رفتارهايش لحاظ كند، ما فكر مي‌كنيم كه گفت‌وگو و تكيه بر مفاهمه و شيوه اقناعي ارزشمندترين دستاورد بشري است، كه بايد براي حركت جامعه از آن سود بجوييم؛ دست بر دن به باتوم و گلوله را دور از شأن خود و نظام سياسي خود مي‌دانيم و گمان مي‌كنيم چنين رفتارهايي ما را به اعماق تاريخ پرتاب خواهد كرد.

ما نمي‌خواهيم شاهد ظهور بدويت مدرن در نظام سياسي خود باشيم؛ تقلب به شيوه مدرن، سركوب به شيوه‌هاي مدرن را شايسته نظام سياسي خود نمي‌دانيم؛ و علاقه‌منديم نظام سياسي ما بعد از سي سال بلوغ و رشد خود را آشكار كند و نه علائق خردي و كودكي‌اش. 

ما از نظام سياسي مي‌خواهيم كه به جاي ما حرف نزند، اجازه بدهد ما خود حرف بزنيم؛ اجازه دهد روزنامه‌ها و سايت‌هاي معترضان آزادانه حرف بزنند،‌اجازه دهد در رسانه ملي كه از محل بودجه عمومي متعلق به همه ايران اداره مي‌شود،  همه مردم حرف بزنند و نه يك گروه اقليت خاص.

اكنون تصور ما اين است كه نظام سياسي ما نه يك بار بلكه دو بار راي ما را ناديده گرفته است؛ يك بار در صندوق‌هاي راي و يك بار وقتي به تقلب اعتراض كرديم؛

هنوز هم مي‌توان آب رفته را به جوي بازگرداند. "عقل" نعمت بزرگي الهي است كه همچنان در اختيار ماست؛ زبان و امكانات گفت‌وگو بزرگترين اختراع بشري است كه ما مي‌توانيم با توسل به آن مشكلات‌مان را حل و فصل كنيم.  وقتي ما عقل و زبان داريم چرا به سراغ داغ و درفش مي‌رويم؛ وقتي ما موسي داريم چرا به شيوه فرعون مي‌رويم؛ وقتي عيسي داريم چرا به شيوه احبار عمل مي‌كنيم، وقتي ابراهيم هست چرا نمرود؛ وقتي محمد است چرا ابوسفيان.

ما از نظام سياسي خود رفتاري در شأن يك كارگزار امين و صادق مي‌خواهيم؛ ما مي‌خواهيم نظام سياسي، ظرف تجلي اراده مردم باشد و نه تحميل‌‌كننده سليقه و  اراده خود به مردم.


* سالروز بعثت حضرت محمد (ص) را  به همه دوستان  تبريك مي‌گويم. گرامي باد!


+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و نهم تیر 1388ساعت   توسط قاسم‌فام  | 

به من نگاه كنيد! رئيس‌جمهور اينجاست!

نگاهي به طرح‌هاي تبليغاتي _ رسانه‌اي احمدي‌نژاد در دو روز گذشته:


ياران احمدي‌نژاد بعد از خطبه‌هاي آيت‌الله هاشمي رفسنجاني، دو سناريو را براي حضور در كانون توجهات و كاستن از تاثير سخنان هاشمي در دستور كار قرار دادند.


ضرورت اجراي اين سناريوها ناشي از اين امر بود كه خطبه‌هاي آيت‌الله هاشمي همه توجهات را به سمت وي جلب كرده است، هاشمي در خطبه‌هاي نماز جمعه با لحني خاص خود،‌ مشروعيت نتايج اعلام شده از سوي شوراي نگهبان را زير سوال برد و لزوم اقناع كردن معترضان با شيو‌ه‌ها و طرق قانوني و مدني را مورد تاكيد قرار داد و اعلام كرد كه بهتر است به قانون برگرديم و دنبال شيوه‌هايي براي مواجه با مخالفانمان باشيم كه اسباب آبروريزي نظام و شماتت ما توسط دشمنان خارجي را فراهم نياورد.

تيم تبليغاتي احمدي‌نژاد در حالي سناريوي كانوني كردن احمدي‌نژاد را در دستور كار قرار داد كه هاشمي رفسنجاني در سخنراني خود در روز جمعه حتي يك بار هم نامي از احمدي‌نژاد نبرد، تا براي حاميان افراطي رئيس‌جمهور كه در صفوف نماز جمعه حاضر شده بودند، بهانه‌اي براي آشوب و اغتشاش فراهم نيايد.

تيم تبليغاتي احمدي‌نژاد در نخستين گام، در اولين روز هفته موضوع "برنامه‌ريزي ترور احمدي‌نژاد از سوي اسرائيل" را رسانه‌اي كرد و در روزنامه ايران و خبرگزاري‌هاي ايرنا و فارس آن را منتشر نمود؛ تا به اين ترتيب علاوه بر مطرح كردن احمدي‌نژاد، ذهنيت باقي مانده  از سخنان رئيس‌موساد را كه احمدي‌نژاد را تحفه‌اي ارزشمند براي موجوديت اسرائيل ناميده بود، از اذهان بزدايد.


سناريوي دوم براي تثبت جايگاه كسي كه گفته مي‌شود نيمي از مردم به جايگاه او به ديده ترديد نگاه مي‌‌كنند، بازي با مهره  مشائي بود.

آقاي مشائي در سمت معاونت رئيس‌جمهور و مسئول سازمان ايرانگردي و جهانگردي، در چهار سال گذشته چندين بار اردوگاه اصولگرايي را دچار تشويش خاطر نموده بود؛ جنجال آفرینی های رحیم مشائی با حضورش در مراسم رقص در ترکیه ، مراسم حمل قرآن با آواز ، دیدار با وزیر خارجه انگلیس خارج از چهارچوب های دیپلماتیک در اوایل عمر دولت، ابراز مودت به مردم اسرائیل و اصرار بر این موضع، تحریص دولت برای قرار گرفتن سازمان حج در زیر مجموعه سازمانی خویش، هنوز در خاطر اصولگرايان زنده است و به خاطر همين است كه به محض انتشار خبر انتصاب مشائي به معاونت اولي رئيس‌جمهور، موجي از مخالفت‌ها را در جريان سياسي حامي‌احمدي‌نژاد برانگيخت كه همچنان ادامه دارد.

شواهد حاكي از اين امر است كه انتصاب مشائي به معاون اولي در راستاي بازگرداندن احمدي‌نژاد به افكار عمومي به عنوان يك رئيس‌جمهور است، احمدي‌نژاد با اين انتخاب تلاش دارد بگويد كه به من نگاه كنيد و نه به هاشمي!

احمدي‌‌نژاد توانايي نگه‌داري مشائي در معاونت اولي خود را نخواهد داشت و ظرف امروز و فردا بايد منتظر استعفا يا بركناري او باشيم. چرا كه احمدي‌نژاد نمي‌تواند جبهه‌ ديگري در مقابل خود بگشايد و در روزهايي كه شديدا نياز به حمايت اردوي اصولگرايان دارد،  دوستانش را در مقابل خود قرار دهد.

آنچه در سناريور پردازي ياران احمدي‌نژاد حائز اهميت است، توجه به ارزش و افزوده اين رفتارها به مردم و كليت نظام سياسي كشور است؛

مجموعه اين بندبازي‌هاي یاران احمدي‌نژاد و اصرار براي بودن در مركز رسانه‌ها و تيتر يك روزنامه‌ها و موضوع بيانيه‌ها و سخنراني‌هاي دوستان و دشمنان، چه سودي براي مردم و نظام سياسي كشور دارد؛ آيا  با اين گونه سناريونويسي‌هاي تبليغاتي كه تاريخ انقضاي 24 ساعته دارد، گرهي از مشكلات مردم باز خواهد شد؛ آيا مي‌توان چهار سال آينده را به همين شكل مشغول بازي‌هايي براي ماندن در سيبل توجهات رسانه‌اي سپري كرد؟ بايد انديشيد كه دستاورد عيني بازي‌گوشي‌هاي تيم تبليغاتي احمدي‌نژاد براي مردم چه خواهد بود؟

(اين پست را  ديروز نوشتم، اما فرصت نكردم در  وبلاگم بگذارم .)

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و نهم تیر 1388ساعت   توسط قاسم‌فام  | 

مساجد را سبز كنيم - 3


ضمن تشكر از دوستان عزيز و ارجمندي كه در خصوص طرح سبزكردن مساجد نظر دادند؛ در اينجا توضيحات مختصري در خصوص اين طرح عرض مي‌كنم و همچنان اميدوارم نظرات انتقادي و راه‌كارهاي تكميلي دوستان را داشته باشم. 

هدف اين طرح،  كشاندن حضور نمادين سبزها به عمق استراتژيك اقتدارگرايان است، اقتدارگرايان مساجد را خانه امن خود بدل ساخته‌اند،  و از مساجد ابزاري براي سازماندهي بر عليه مردم استفاده مي‌كنند.

حضور سبزها در مساجد فشار بر ستون فقرات اقتدارگرايان به شمار مي‌آيد؛ پس نبايد اهميت اين حضور را ناديده گرفت. 

***

در خصوص جنبه‌هاي اجرايي:

* به نظر مي‌آيد براي حفظ فشار و شدت اجراي طرح لازم است يك روز مشخص از هفته را براي حضور سبزها در مساجد در نظر گرفته شود؛ روزهاي ديگر را هر كسي مي‌تواند شخصا تصميم بگيرد؛ ولي تعيين يك روز مشخص مي‌تواند ضمن تسهيل اجراي طرح، شدت آن را ارتقا بدهد.

سبزها مي‌توانند يك روز در هفته را روز حضور در مساجد اعلام كنند، و مثلا در روزهاي دوشنبه؛  نماز مغرب و عشاء را به جماعت بخوانند.

* اين طرح در صورتي كه از سوي شخص ميرحسين يا كروبي و اشخاص مورد علاقه سبزها اعلام شود، به سرعت مي‌تواند در سطح جامعه گسترش يابد؛  با اين حال بررسي جوانب طرح  قبل از يك اعلام حتما مفيدخواهد بود. اگر جنبه‌‌هاي نظري و اجرايي طرح به حد كافي صيقل بخورد، مي‌توانيم آن را به ديگران هم ارائه كنيم.

* خوب است سوالاتي كه در خصوص اين طرح (متناسب با موقعيت محلي كه در آن قرار داريم) مطرح است را عنوان كنيم و در خصوص آن به همفكري بپردازيم.

لطفا شما هم اين طرح را نقد و تكميل كنيد. 


+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و هشتم تیر 1388ساعت   توسط قاسم‌فام  | 

مساجد را سبز كنيم – 2 : بازي رنگ‌ها و نشانه‌ها


اقتدارگرايان تلاش دارند كه همه ابعاد زندگي در ايران را به تصرف خود درآورند؛ آنان تلاش دارند همه آنچه در شهر ديده مي‌شود،‌ و همه آنچه كه خوانده مي‌شود، و همه آنچه كه شنيده مي‌شود، در تاييد و اثبات ايشان باشد؛ براي اقتدارگريان روئت يك نوشته‌ بر روي يك ديوار كه آنان را زير سوال ببرد، بسيار دشوار است، آنان صبح‌ها همه ديوارهاي شهر را بررسي مي‌كنند تا مبادا نوشتة مخالفي بر يك ديوار حك شده باشد.
براي آنان مشاهده كلمات مخالف در يك روزنامه طاقت‌فرساست و از آنجا كه آنان هم كم صبر و عجول‌اند و هم پر زور (چون نفت، تفنگ و زندان دارند) پس كلمات را به دار مي‌آويزند تا ديگر در مقابلشان رژه مخالف نرود.

براي اقتداگرايان شنيدن تكبيري كه به دعوت آنان نباشد؛ آسان نيست، آن‌ها الله‌اكبري مي‌خواهند كه در تاييد‌شان باشد، نه الله‌اكبري كه سمبل احقاق حقي باشد يا نشانه خداخواهي و دعوت به حقيقت؛ براي همين در مقابل الله‌اكبرها مقاومت مي‌كنند،‌ و كلانتري‌هاي محلات اين الله‌اكبر‌ها را مخل مباني نظام  تشخيص مي‌دهند و تهديد مي‌كنند كه اجازه نخواهند داد اين دست‌اندازي صوتي در فضاي رسمي، كه بر سامعه اقتدارگرايان گران مي‌آيد، استمرار داشته باشد.

اقتدارگرايان تلاش دارند بر شيوه حضور جمعي مردم در خيابان كنترل داشته باشند، حضور مردم در خيابان بايد به دعوت آنان باشد، و هر حضوري خارج از دعوت آنان، انكار مي‌شود، يا تحريف مي‌شود و همزمان با ابزارهاي سركوب از سطح خيابان‌ها پراكنده مي‌شود.

همه تلاش اقتداگرايان تلاش براي زدودن فضا‌هاي ديدني، شنيدني و خواندني از نشانه‌ها و معاني جنبش سبز است. آنان با پاكسازي محيط از نمادها و نشانه‌ها امكان حضور آگاهي سبز را در جامعه از بين مي‌برند؛ در واقع همه تلاش آنان براي تصرف آگاهي اجتماعي است؛ آنان با آگاهي و هر نوع نماد و نشانه‌اي كه حامل آگاهي از نوع غيررسمي باشد، مقابله مي‌كنند.

فضاهايي كه امكان تجمع و حضور جمعي دارند،  مثل خيابان‌ها و ميادين از طريق نيروهاي امنيتي كنترل مي‌شوند ، فضاهاي چندرسانه‌اي مثل سايت‌هاي اينترنتي با توقيف و فيلتر، فضاهاي خواندني مثل روزنامه و كتاب از طريق سانسور و توقيف از پيش پا برداشته مي‌شوند؛ و منشاء و باني انتشار اين نشانه‌ها كه خود اشخاص سبز هستند،  از طريق،‌ بازداشت و زندان و تهديد‌هاي مختلف از عرصه فضاي عمومي حذف مي‌شوند تا امكان توليد كلمه، صدا و نماد از آنان گرفته شود.
 
كارتون پلنگ‌صورتي را كه خاطرتان هست، روزي كه با يك سطل رنگ و قلمو مشغول رنگ كردن صورتي محيط بود،‌ و شخصيت كارتوني مقابلش (اسمش يادم نيست.) ، كارش پاك كردن رنگ مورد علاقه پلنگ صورتي!

كار ما همين است، ما رنگ مي‌كنيم و آن‌ها پاك مي‌كنند.

پيشنهاد سبز كردن مساجد، پيشنهادي براي گستردن فضاي رنگ‌آميزي سبزها و بهره‌گيري از امكانات و ظرفيت مساجد براي گسترش، ژرفابخشي و ارتباط با سطوح ديگر اجتماع است كه مي‌تواند در كنار زنجيره‌اي از امكانات و ظرفيت‌ها در خدمت جنبش سبز باشد.

تصور مي‌كنم كه اگر جريان اصلاح‌طلب به سراغ مساجد نرود، هيچ بعيد نيست كه در چند سال آينده ما با يك نوع طالبان داخلي و القاعده بومي مواجه خواهيم شد، البته به اعتقاد برخي ما الان هم با اشكالي از طالبانيسم و القاعده شبه‌نظامي روبرو هستيم، اما به هر حال جلوي ضرر را از هر جا كه بگيري منفعت است.  سبزها با حضور در مساجد ضمن اثبات حضور فراگير خودشان، مي‌توانند برخي از باورهاي غلط و ناصيحي را كه در اين مكان‌ها عرضه مي‌شود را به چالش بكشند و مورد نقد قرار دهند.

----------------------

ديروز كه به مسجد محله‌مان‌ رفته بودم،‌ يك نشريه را پخش مي‌كردند به نام عبرت‌هاي عاشورا كه همه صفحات آن در مدح و ثناي آقاي احمدي‌نژاد، بت‌تراشي از وي  و لجن‌مال كردن جريان‌هاي رقيب وي و از جمله ميرحسين موسوي بود. در يك قسمتي از اين نشريه  از زبان مسئول تشريفات رياست جمهوري نوشته بود كه يك در مراسمي ديدم كه آقاي احمدي‌نژاد خم شد و از روي زمين يك چيزي را برداشت و آورد به طرف من. ديدم كه يك سنجاق است و تحويل من داد و گفت اين را بگير، حيف است، روزي به درد مي‌خورد!   يعني اين آقاي احمدي‌نژاد حتي به فكر يك سنجاق هم هست!  البته او به فكر يك سنجاق هست، اما به خاطر همين خم شدنش و فكر كردنش به يك سنجاق، ما خزر و خليج فارس  را از دست مي‌دهيم.

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و هشتم تیر 1388ساعت   توسط قاسم‌فام  | 

يك پيشنهاد: مساجد را سبز كنيم

مساجد را سبز كنيم/ الله‌اكبرهايمان را به مساجد هم  ببريم

جنبش سبز نياز  به گسترش و اعتباربخشي به  ارتباطاتش دارد، اقتداگرايان در حال قيچي كردن شبكه ارتباطي سبزها هستند، آنان سايت‌هاي سبز را فيلتر كرده‌اند، روزنامه‌هايشان را توقيف و نويسندگانشان را بازداشت نموده‌اند؛ رسانه ملي را از اين جنبش دريغ كرده‌اند،‌

براي تداوم جنبش و رساندن پيام آن به همه اقشار اجتماع ما نيازمند حفظ ارتباط و داشتن رسانه‌ هستيم؛ درشرايطي كه همه امكانات رسانه‌اي اين كشور از ما دريغ مي شود، و دايره امكانات ارتباطي هر روز تنگ‌تر مي‌شود، چه كار بايد بكنيم. آيا بايد منتظر بمانيم تا معدود سايت‌ها و فعالان خبري را دستگير و زنداني كنند، شايد فردا همين بلاگفا را هم تعطيل كنند، همين چند روز پيش بود كه مديران يكي از سرويس‌‌دهندگان وبلاگ را (ظاهرا پرشين بلاگ) دستگير كردند.


چه بايد كرد؟

آيا ما عقب‌نشيني خواهيم كرد؛ هرگز! دولت كودتا نبايد آب خوش از گلويش پايين برود،‌ تا زماني كه آنان به راي و نظر مردم تمكين نكنند،‌ و همچنان قانون اساسي را در تعليق نگه‌دارند،  ما همچنان در صحنه اجتماعي حاضر خواهيم بود.

امروز با حضور بزرگاني چون هاشمي، ميرحسين، كروبي و رضايي و بسياري از  ياوران جمهوريت نظام در اقشار مختلف جامعه، اميد ما به شكست اقتدارگرايي افسارگسيخته حاكم،‌ بيش از پيش شده است.

**
به گمانم آنچه درحال حاضر حائز اهميت دارد،  گسترش نمادين جبهه سبز و حفظ ، تقويت و اعتباربخشي به شبكه ارتباطي سبزها و از اين مسير،  افزايش فشار اجتماعي براي تسليم اقتدارگرايان است.

اينجا يك پيشنهادي مطرح مي‌شود  و من علاقه‌مندم دوستان نظراتشان را در مورد آن مطرح كنند تا به يك طرح پخته‌‌تر و قابل ارائه تبديل شود. 

**
در روزهايي كه عوامل دولت كودتا تلاش دارند از مسيرهاي غيرقانوني خود،  با قطع ارتباط سبزها،‌ سانسور و اختناق، اهداف شوم خود را دنبال كنند،‌ ما به جاي عقب نشيني و به  انتظار نشستن توقيف روزنامه‌هايمان و بسته‌شدن سايت‌هايمان، و بازداشت شدن دوستان و هموطنانمان،‌ يك گام به پيش مي‌گذاريم،  ما بعد از اين مساجد ، كه كانون توحيد و مقابله با شرك و خودپرستي است، را محور ارتباطات و نمايشگاه حضور سبزمان قرار مي‌دهيم.

سبزها مي‌توانند هر روز همديگر را در مساجد محل ملاقات كنند،‌ و آخرين اخبار را با هم مبادله كنند، آنان مي‌توانند با كساني كه آگاهي از اوضاع كشور ندارند، گفت‌وگو كنند و تبليغات مسموم رسانه‌هاي دولتي را در مورد سبزها بي‌اثر سازند. شايد وقت آن باشد كه الله‌اكبرهايمان را به مساجد هم ببريم.

 اقتدارگريان بايد متوجه بشوند كه سبزها را نمي‌شود بايكوت كرد، رسانه ملي بايد به اين مردم احترام بگذارد، سبزها فراگيرتر از آن هستند كه ناديده گرفته شوند،  سبزها را نمي‌شود با باطوم و گاز و اشك‌آور و نيروهاي مزدور متوقف كرد؛ آنان را نه مي‌شود تطميع كرد و نه تحميق و نه سركوب.

پاره‌اي مزيت‌ها را در اين طرح مي‌بينم كه سر فرصت عرض مي‌كنم. تقاضا مي‌كنم شما هم مزايا و معايب و ملاحظاتي كه بر اين پيشنهاد مترتب است را بنويسيد.


+ نوشته شده در  جمعه بیست و ششم تیر 1388ساعت   توسط قاسم‌فام  | 

رخصت نماز هم به ما ندادند

* خواستيد تصويري از نماز جمعه امروز تهران داشته باشيد، تصاوير نمازگزارن در مسجدالاقصي در  زير فشار نيروهاي امنيتي ....  را در ذهن‌تان مجسم كنيد.

* امروز با كلي مقدمات و برداشتن زيرانداز و سجاده،  به همراه پسرم و همسرم تا ميدان انقلاب رفتيم؛ اما آخرش ساعت 5 بعد از ظهر در منزل نماز خواندم. دولت كودتا نماز جمعه امن بدون باطوم و گازاشك‌آور را هم از ما دريغ كرد. (از ترس آسيب‌ديدن احتمالي فرزندم،  ساعتي از وقتم صرف خارج كردنش از فضاي حوالي ميدان انقلاب شد.)

+ نوشته شده در  جمعه بیست و ششم تیر 1388ساعت   توسط قاسم‌فام  | 

رئيس‌جمهور ايرانيان يا اعراب


* هنوز  مقام رهبري در خصوص فاجعه  سقوط هواپيماي مسافربري توپولوف  كه به كشته شدن  168 تن از هموطنانمان منجر شد، پيام تسليتي صادر نكرده است. نمي‌دانم روال رهبري هميشه اين جور بوده يا اتفاق خاصي افتاده؟!


*‌در جريان باشيد كه حدود 30 درصد از سقوط هواپيما‌ها در دوران بعد از انقلاب در دوره چهار ساله آقاي احمدي‌نژاد رخ داده است!

*  آقاي احمدي‌نژاد به اتفاق وزرا از پايتخت خارج شد و رفت مشهد پيش آقاي طبسي ، تا فردا عدم حضورش در نماز جمعه تهران موجه باشد. چون در روال عادي (فردا را استثنا بگيريد) هر مدير و مسئول و مقام دولتي كه در تهران باشد و در نماز جمعه غيبت كند،‌ در ولايت‌پذيري‌اش بايد شك كرد، چون خطيب نماز جمعه تهران منصوب مقام ولايت است. به هر حال با يه سفر سياحتي - زيارتي با خرج ملت مي‌شود همه چيز را درست كرد.

*‌ احمدي‌نژاد  امروز  دور جديد نامه‌نگاري‌هايش را هم شروع كرد؛ او به بان‌كي مون در مورد محكوميت  قتل يك خانم مصري در دادگاهي در آلمان (الشربيني)  نامه نوشت. معلوم نيست آيا رئيس‌جمهور در مورد مرگ سهراب اعرابي (جوان نوزده ساله ايراني) هم به كسي نامه خواهد نوشت يا نه؟ ( با علاقه‌اي كه اعراب به احمدي‌نژاد نشان مي‌دهد و احمدي‌نژاد به اعراب نشان مي‌دهد،  آدم شك مي‌كند كه ايشان رئيس‌جمهور ايرانيان هستند يا رئيس‌جمهور اعراب)

* دوستان  اصولگرا اگر نامه آقازاده (نويسنده سابق كيهان و حامي چند روز قبل احمدي‌نژاد) را نخوانده‌اند،‌ مطالعه كنند.

---------

بعد از تحرير:‌ ببخشيد اين "نامه آقازاده" بايد مي‌شد "نامة آقاي نوري زاد"؛  البته ايشان آقازاده + هستند اما  به هر حال اسم كاملشان محمد نوري زاد است و البته ارتباطي هم با عليرضا نوري‌زاده ندارند.

اين هم نشاني وبلاگ‌شان

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و پنجم تیر 1388ساعت   توسط قاسم‌فام  | 

با هم نماز سبز مي‌خوانيم

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و پنجم تیر 1388ساعت   توسط قاسم‌فام  | 

درود بر برادر چين

اطلاعيه‌اي به نيابت از برادر متكي:

همه بدانند كه ما يك دشمن بيشتر نداريم و آن هم آمريكاست؛ نه ببخشيد ما دو تا دشمن داريم: آمريكا + اسرائيل؛ با عرض معذرت + روزهاي ابري انگليس + روزهاي باراني فرانسه + روزهاي بحراني آلمان+... ؛ دليل دشمني ما با آن‌ها هم به خاطر ظلم و جورشان بر عليه مستضعفين و مسلمانان عالم است.

متاسفانه اخيرا  حدود 50.000.000 نفر  كه اسمشان را گذاشته‌اند مسلمان، بدون اجازه رفقاي كمونيست ما رفته‌اند ايالت سين‌كيانگ چين را اشغال كرده‌اند و خودشان را شهروند چين جا زده‌اند، فقط به خاطر اينكه آبروي ما و دوستانمان را ببرند.

همه دنيا بداند اين قريب به 200 نفري مسلمان‌نمايي كه توسط لباس‌شخصي‌ها و نيروهاي امنيتي چين در روزهاي گذشته كشته شده‌اند، مسلمان نيستند؛ آن چند صد نفر زخمي هم مسلمان نيستند؛ آن هزاران بازداشتي هم كه ديگر اصلا مسلمان نيستند.

خودتان قضاوت كنيد، اينها اگر مسلمان بودند كه نمي‌فتند چين،‌ مي‌آمدند همين اطراف خودمان ؛ اين‌ها بعضا اگر مسلمان هم باشند چون قاچاقي به سرزمين دوستان ما رفته‌اند، اصلا منزل و كوچه و خيابانشان غصبي است، فلذا نماز، روزه‌هايشان هم قبول نيست و بايد بيايند در يك مملكت اسلامي مثل افغانستان يا پاكستان يا عربستان يا ليبي، اگر نشد ايران، قضاي نماز و روزه‌شان را به جا آورند و كفاره‌هايشان را هم بدهند به كميته امداد خودمان؛

اصلا معلوم نيست اين چيني‌هاي مسلمان‌نما  با چه وقاحتي در اين زمين‌هاي غصبي مسجد ساخته‌اند، آن هم نه يكي، نه دوتا، 24.000 تا. الله اكبر، مسجد خدا، آن هم در زمين كمونيست‌ها! 

مخلص كلام اينكه اين چيني‌هايي كه توسط رفقاي چيني ما لت و پار مي‌شوند؛ مسلمان نيستند؛ اينها يك عده آدم قاچاقي هستند كه احتمالا عندالتحقيق قاچاقچي مواد مخدر هستند و اگر به جرم مبارزه با مواد مخدر اعدام هم بشوند، كسي نبايد اعتراضي بكند.



+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و چهارم تیر 1388ساعت   توسط قاسم‌فام  | 

موج سبز را به نماز جمعه ببريم


اين هفته، نماز جمعه تهران به امامت آيت‌الله هاشمي برگزار مي‌شود، مردي كه اين روزها سخت مورد غضب اقتدارگرايان دولتي قرار گرفته است.
 
هاشمي نماد اعتدال‌گرايي و عقلانيت در نظام.ج.ا اسلامي است ، چنان كه  با كنار رفتن او، آخرين رگه‌هاي عقلانيت و اعتدالگرايي در  اين نظام هم از بين خواهد رفت، به ويژه كه به نظر مي‌آيد او با تمام بزرگي بسيار تنهاست.
مي‌دانم كه هاشمي مي‌تواند موضوع گفتارهاي پرمناقشه‌اي باشد، سوابق او مي‌تواند از زاويه‌هاي مختلفي نگريسته شود و مبناي گفتارها انتقادي يا تاييد‌گرايانه‌اي باشد. من در اينجا در گذشته او درنگ نمي‌كنم، بلكه در معناي امروز هاشمي و امكاني كه او براي جريان سبز و اصلاح‌طلبي مي‌تواند ايفا كند، تامل مي‌كنم و آن را با شما در مي‌گذارم.

امروز جريان اصلا‌ح‌طلب / موج سبز ، آن مقدار قدرت و ظرفيت دارد كه ديگر نمي‌تواند در محدوده  مباحث تئوريك بايستد و ناظر و تماشگر صرف بازي اقتدارگرايان باشد؛ اقتدارگرايان دولتي تلاش دارند اين جريان گسترده اجتماعي را ناديده بگيرند، و انكارش كنند؛ آنان حريصانه از واژه‌هاي "اغتشاشگر"، "اراذل و اوباش" براي ناميدن اين جريان اصيل اجتماعي استفاده مي‌كنند؛ هر چند  موقعي كه مي‌خواهند اين "اراذل و اوباش" را  بازداشت كنند، به سراغ اساتيد دانشگا‌ه، نويسندگان و فعالان سياسي با سابقه كشور مي‌روند!

امروز صدها نفر از جريان موج سبز در بازداشت هستند، ده‌ها نفر در مسير دفاع از حقوق و آزادي‌هاي قانوني خود و هموطنانشان  شهيد و مجروح شده‌اند؛ رسانه‌هاي بسياري توقيف و به گروگان گرفته شده اند و تلاش رسانه‌هاي حامي اقتدارگرايان،‌ شبانه روز دميدن بر اين دروغ بزرگ است كه مخالفانشان خارجي و مخالف نظام جمهوري اسلامي هستند.

 اما واقعيت اين است كه همه مطالبه موج سبز در حال حاضر  لزوم بازگشت به قانون اساسي و به جد گرفتن جمهوريت نظام و تزئيني ندانستن حق راي مردم است. سبزها به رغم انتقاداتي كه به ساختار ايدئولوژيك نظام دارند، قائل به اصلاح و پيشبرد آرمان‌هاي خود از مسير گفت‌وگو و اقناع هستند، و هيچ وقت به براندازي و انقلاب نمي‌انديشند، چرا كه معتقدند اگر قرار بود با انقلاب بساط اقتدارگرايي برچيده شود، اين اتفاق بايد در دوران بعد از انقلاب 57 رخ مي‌داد.

سبزها در حالي كه  شديدا مورد هجوم عوامل دولت اقتدارگرا قرار گرفته‌اند، اما در موضع ضعف و وضعيت تدافعي نيستند؛ اين سبزها هستند كه عوامل دولت اقتداگرا را به دنبال خود مي‌كشانند،‌ آنان هستند كه ميدان بازي را مشخص مي‌كنند؛ آنان در يك ماه گذشته به صورت فعالانه در مقابل دولت كودتا عمل كرده‌اند، آنان موقعيت‌ها ، معاني و مضامين را انتخاب كرده‌اند،‌ و مخالفانشان را به دنبال خود كشيده اند و اين گام بزرگي در مسیر رهايي از ديكته‌هاي دولت اقتدارگراست.

سبزها خودشان ميدان آزادي را براي ابزار خواسته‌هايشان انتخاب كردند، همچنان كه ميدان انقلاب، ميدان امام خميني، ميدان ولي‌عصر، هفت‌تير، امتداد خيابان وليعصر و .... را برگزيدند، و در اين موقعيت‌ها، شعارهايي كه خود مي‌خواستند را  سر دادند.

سبزها اين بار هم مي‌توانند بازي تازه‌اي را براي تحت فشار گذاشتن حاميان اقتداگرايان شروع كنند و نشان دهند كه نه همچنان فعال و هوشمند در فضاي عمومي كشور حضور دارند.

سبزها براي پيشبرد اهدافشان نيازمند حضور اجتماعي هستند، آنان بايد در مقابل چشم‌ها باشند، از آنجا كه آنان رسانه‌اي ندارند، لاجرم بايد تبديل به رسانه‌ شوند و هر جا كه امكان نمايش و  تجلي معنايشان وجود داشته باشد،‌ بايد حضور داشته باشند. حضور آنان بايد به گونه‌اي باشد كه امكان به سرقت رفتنن‌شان وجود نداشته باشد، آنان مي‌توانند با يكپارچگي و فراگيري خود از امكان به سرقت رفتن و به تصرف درآمدن معنا و مضمونشان ممانعت به عمل آورند.

اين هفته نماز جمعه تهران با امامت آيت‌الله هاشمي رفسنجاني  برگزار مي‌شود، حضور در نماز جمعه اين هفته  تهران از جهات مختلفي مي‌تواند فرصتي ديگر براي جريان سبزها باشد؛ اين حضور مي‌تواند به مثابه يك دفاع از خط اعتدال و عقلانيت نظام كه بسيار كم‌فروغ شده، باشد؛ حمايت از هاشمي در نماز جمعه به سرعت از سوي اقتدارگراياني كه در روزهاي گذشته، هاشمي را به خاطر حمايتش از اصلاح‌طبان تحت فشار گذاشته‌اند، درك خواهد شد و آنان مجبور به عقب‌نشيني از مواضع فعلي خود خواهند شد.

در شرايطي كه اصولگرايان حامي احمدي‌نژاد در خصوص شركت يا عدم شركت در نماز جمعه تهران در سردرگمي به سر مي‌برند، و نمي‌دانند بعد ازاين همه پرخاشگري عليه هاشمي چه مواجهه‌اي بايد وي  داشته باشند، شركت گسترده موج سبز در نماز جمعه اين هفته،‌ عمق نفوذ سبزها را در جامعه و در ميان اقشار مختلف اجتماعي نشان خواهد داد؛

سبزها نيازمند توسعه حوزه نفوذ خود و خلع سلاح اقتدارگرايان هستند، نماز جمعه تهران يكي از پايگاه‌هاي سنتي اقتدارگرايان در سال‌هاي اخير به شمار مي‌آيد؛ جايي كه در آن خطيباني مانند جنتي و يزدي بارها بر عليه اصلاح‌طبان خطبه خوانده‌اند و كساني ديگر مثل مصباح يزدي در طي سخنراني‌هاي ماقبل خطبه‌ها، به تئوريزه كردن دولت مطلقه و اعمال خشونت در حق دگرانديشان پرداخته‌اند و  در دروازه‌هاي  ورودي آن هم، نشريات زرد  و افراطي گروه‌هاي فشار توزيع شده است.

سبزها مي‌توانند معناي خاص خود را بر نماز جمعه تهران حك نمايند؛ در طي ماه گذشته در  روزنامه‌ها، خبرگزاري ها و سايت‌هاي وابسته به دولت، هزاران صفحه هتاكانه بر عليه‌ هاشمي منتشر شده است؛ و مباني همه اين تهاجمات هم حمايت هاشمي از ميرحسين و جريان اصلاحات بوده است.  پس حمايت از شخصي كه اينگونه مغبوض دولت كودتا قرار گرفته است، بر همه مخالفان اقتدارگرايي لازم است.

هاشمي را بايد درك كرد، از او نبايد توقع مواضع راديكال داشت، سخنان او در نماز جمعه مي‌تواند ارزشي كمتر از حضور موج سبز در نماز جمعه داشته باشد؛ بي‌گمان سخنان او محافظه‌كارانه و در جهت تاليف قلوب همه جريان‌ها خواهد بود؛ اين چيزي است كه پيشاپيش همه ما از آن اطلاع داريم. هاشمي سياست‌مداري است كه كه تلاش دارد نظام سياسي مورد علاقه‌اش را در برابر سيل مخرب اقتدارگرايي مصون بدارد و اين نقطه التقاي اصلاح طلبان و هاشمي در شرايط حاضر است.


ما براي اينكه اقتدارگرايان را از تكرار دروغ‌هاي شاخداري كه در نشريات خود و بويژه در رسانه ملي بر عليه اصلاح‌طلبان اعلام مي‌كنند، باز داريم،‌ نيازمند حضوري پرشوكت در امن‌ترين موقعيت‌هاي استراتژيك آنان هستيم، حضور در نماز جمعه اين هفته تهران مي‌تواند نمايشي از چنين حضوري باشد.

امروز همه اقتداگرايان مطالبات سبزها را شنيده‌اند، آنان در نهايت به خواسته‌هاي اصلاح‌طلبان تمكين خواهند كرد، اما آنچه مهم است بهينه سازي و سرعت در فرايند اين تمكين است، همه توانايي اقتدارگرايان در  "رسانه ملي "، "باطوم" و "زندان" خلاصه مي‌شود؛ ما بايد بتوانيم اين سلاح‌هارا كند  و ناكارآمد سازيم؛ حضوري خارج از شمارش  در يك مجمع عمومي ديني مثل نماز جمعه  امكان به كارگيري اين سلاح‌ها بر عليه اصلاح‌‌طلبان به صفر نزديك خواهد كرد.

همه اين را مي‌دانند كه نماز جمعه تهران در ساليان اخير(ده سال گذشته) در مواقع عادي از حدود دانشگاه تهران فراتر نمي‌رود؛ در صورتي كه سبزها اين هفته در نماز جمعه شركت فعالي داشته باشند و فوج عظيمي از جمعيت خود را در پيرامون دانشگاه تهران به نمايش بگذارند، در هر تفسيري اين حضور به افزايش قدرت رواني و اعتماد به نفس  موج سبز  و فروريختن تعادل رواني مخالفان منجر خواهد شد؛

حمايت از هاشمي در نماز جمعه تهران مي‌تواند پيشروي جريان ضداصلاحات را در چارچوب نظام سياسي كشور كند و حتي مجبور به عقب‌نشيني نمايد.

بازگرداندن جمهوريت نظام، نيازمند تحرك است، و تحرك و پويايي و بهره‌گيري از همه ظرفيت‌هاي محيط از عهده  نسل سبز و جوان اصلاح‌طلب برمي‌آيد؛ چنان كه در طي يك ماه گذشته اين واقعيت را نشان دادند.

 

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و سوم تیر 1388ساعت   توسط قاسم‌فام  | 

تحليل نظاميان را بايد جدي گرفت چون تفنگ دارند

نمي‌دانم چرا هميشه سطح تحليل نظاميان از وقايع و رويدادهاي كشور را سبك و غير قابل اعتنا يافته‌ام. البته منظورم تحليل‌هاي رسمي نظاميان در قالب بيانيه‌ها و نامه‌ها و مجلاتي است كه به نام بخش‌هاي مختلف نظاميان كشور در رده‌هاي مختلف منتشر مي‌شود. ناگفته نماند كه اين احتمال وجود دارد كه عناصر هوشمند  حاضر در ميان سپاه و ارتش و نيروي انتظامي و … رخصت عرضه ديدگاه‌هايشان را در اين مكتوبات و به نحو آشكار ندارند.

شايد ضعف تحليل موجود در نوشته‌هاي نظاميان در كشور ما به خاطر اين است كه آنان پيشاپيش بايد در يك چاچوب اعلام شده بيانديشيد و امكان آزادانديشي برايشان وجود ندارد؛ آنان بايد بگونه‌اي شرايط و اوضاع جامعه را تحليل كنند كه با خطوط قرمز ايدئولوژيك اصطكاكي پيش نيايد، پس آنان آگاهانه يا ناآگاهانه فهم خود از واقعيت را هم دستكاري مي‌كنند تا محصولي بيرون بيايد كه مورد رضايت فرماندهان ارشد و رهبران قرار گيرد؛ بر اين اساس به طور كلي نبايد تحليل يك نظامي را مبناي فهم واقعيت محيط سياسي ـ اجتماعي و فرهنگي كشور قلمداد كرد.

با اين هر حال هر چقدر هم كه تحليل نظاميان از واقعيت بر خطا و اشتباه باشد، بايد تحليل‌شان را جدي گرفت؛ چرا كه نظاميان با توسل به قوه قهريه، مي‌توانند تحليل اشتباه خود را سوار توپ و تانك و هواپيما نمايند، و با  گلوله و بمب و باطوم و ... ،  تحليل اشتباه خود را بر سر مردمان جوامع،  آوار كنند و تا مدت‌ها واقعيت را به گروگان بگيرند.

حوصله داشتید انشای سرلشگر فیروزآبادی را بخوانید تا بیشتر متوجه عرضم شوید.

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و دوم تیر 1388ساعت   توسط قاسم‌فام  | 

نظام سیاسی؛ بتکده یا ماشین سرکوب


اقتداگرايان در حال تلاش براي تبديل نظام سياسي ايران  به يك پرستشگاه بزرگ هستند؛ آنان سعي مي‌كنند با اختلال در كاركرد طبيعي نظام سياسي كشور كه مي‌بايد ظرف تحقق اراده ملي باشد، آن را به پرستشگاه بت‌هاي دست‌ساز خود بدل نمايد آنان علاوه بر اين شيوه فريب‌كارانه،  در سوي ديگر  تلاش مي‌كنند نظام سياسي را به يك ماشين سركوب مخالفان و كساني كه وارد پرستگاه آنان نمي‌شوند،  تبديل نمايند.

 خيانت بزرگي كه امروز محفل اقتدارگرايان/ اصولگرايان در حال ارتكاب آنند، بر باد دادن همه تلاش‌هاي تاريخ معاصر مردم ايران در فرايند يك جنبش، يك انقلاب و يك مجاهدت هشت ساله ‌است، خيانت آنان بالا بردن ديوار بي‌اعتمادي بين دولت و ملت؛‌  و ايجاد شكاف در بين اقشاري از جامعه است؛ سوداي قدرت چنان مشاعر محفل اقتدارگرايان را مختل كرده است كه امروز حاضرند در مسير  برپايي روياي شرك‌آلود و بدوي خود،  به هر اقدام ضد انساني و غيراخلاقي و خلاف دين و  قانوني متوسل شوند....

صدا و سيمايي كه قرار بود يك دانشگاه باشد و ملي، امروز مثال عيني دروغگويي  و فريبكاري است و البته با ملت بسيار غريبه؛ امروز واقعيات ايران و جهان در اين رسانه به نحو كاريكاتوري و كج و معوج نمايش داده مي‌شود و  شهروندان ايراني نمي‌توانند از دريچه اين رسانه عريض و طويل از احوال هموطنان خود با خبر شوند....

اكنون يك ماه است كه قانون اساسي تعطيل شده است؛  يك ماه است كه مردم در زير سم ستوران جهل و فريب و خشونت، گرفتارند؛ يك ماه است كه حرمت آنان لگدكوب شده  و حقوق شهروندي‌شان زير پا گذاشته شده است؛ يك ماه است كه ميزان بودن رأي آنان انكار شده است؛

 * * * *

با چشم بستن بر شيوه‌هاي بدوي دولت در اداره كشور و عوام‌فريبي‌هاي نظام سياسي كه تلاش دارد هويتي فراتر از كارگزاري و خدمتكاري براي خود دست‌ و پا كند، ‌نمي‌توانيم به جايي برسيم، بايد تلاش كنيم تا به وسع خود،  نظام سياسي كشور را به قانون اساسي و راي مردم بازگردانيم، بايد تلاش كنيم تا موانع  گفت‌وگو و نقد و مناظره را در فضاي كشور از بين ببريم، بايد تلاش كنيم تا هزينه‌هاي يك نظام ايدئولوژيك را براي مردم بازگو كنيم، بايد آنان بدانند كه حق آنان واگذاري رأي‌شان به يك پوپوليست در مقابل يك تراول صد توماني و پانصد توماني نيست، آنان بايد زندگي آزاد‌تر و مرفه‌تري داشته باشند،‌ آنگونه كه امكان خريداري آنان از سوي حاكمان وجود نداشته باشد، ( همين فردا يك قرارداد بزرگ انتقال گاز  به اروپا در تركيه منعقد مي‌شود، قراردادي كه به طور طبيعي ايران بايد در آن حضور مي‌داشت، اما حضور ندارد! منافع همين قرارداد مي‌توانست براي ايران سالانه دويست هزار واحد مسكوني فراهم آورد. چنين فرصت‌هاي طلايي  در اين  دولت به آساني از دست مي‌رود و آن وقت طرح‌‌هايي مثل مسكن مهر با هياهوي بسيار و نتايج بسيار بسيار اندك دنبال مي‌شود.)

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و یکم تیر 1388ساعت   توسط قاسم‌فام  | 

حاشیه های یک کامنت

نظرات دوستان را مي‌خوانم. آقاي سيد عباس سيد محمدي در بخشي از نوشته‌اش آورده است: " دلخوری ی جامعه ی روحانیت، از این که تلویزیون پکن حوادث سین کیانگ را "انعکاس جامع" نداده است (خب تلویزیون ایران البته حوادث ایران را "انعکاس جامع" داد!)" با لينكي كه  گذاشته است، وارد سايت "جامعه‌مدرسين حوزه علميه قم" مي‌شوم. 

بله این صفحه  سايت جامعه مدرسين به انعكاس گزيده‌هايي از مطالب روزنامه‌ها  و سايت‌ها در روز 18 تیر  پرداخته است. و البته چيزي كه در اين صفحه اثري از آن نيست، "18تير" و جنايات رخ داده در حق دانشجويان در تابستان سال 1378 است.

***

خبر جالبي در همين صفحه به نقل از كيهان آمده است، البته روزنامه شريعتمداري اين خبر را  به مقصودي ديگر منتشر كرده است:

مارک پفیفل در مقاله‌ای در روزنامه «کریستین ساینس مانیتور» : "در اوج ناآرامی‌ها در ایران به طور متوسط در هر ساعت بیش از 220 هزار مطلب از سوی کاربران ایرانی در داخل یا خارج این کشور روی این شبکه(سایت توئیتر) قرار می‌گرفت."

فكرش را بكنيد! هر ساعت 220 هزار مطلب از سوي كاربران ايراني نوشته و منتشر شده است. اين توان نرم‌افزاري ايرانيان بي‌گمان ارزشمند است و من آن را تحسين مي‌كنم. اين نشان مي‌دهد كه اين حجم گسترده از ايرانيان را نمي‌شود فريفت؛ در برابر چشم اين همه ناظر و مشاهده‌گر ايراني كه حاضرند عقل و چشم خود را براي ديدن اطراف خود به كار بگيرند، حاضرند براي ارائه نظر خود وقت بگذارند و نبض كلمات را بگيرند و آن‌‌ها را در  مقابل چشم و نگاه هموطنانشان و جهانيان قطار كنند،  واقعيت را چندان نمي‌توان كج و معوج ساخت. صدتا كيهان و صدا و سيماي ميلي، با دوپينگ‌هاي نفتي و غيرنقتي هم نمي‌توانند در مقابل اين لشگر نويسندگان فهيم ايراني ايستادگي كنند.

از اين خبر كيهان به آينده كشور اميدوارتر مي‌شوم.

***

نگاهی به عناون آخرين اطلاعيه‌هاي جامعه مدرسين می اندازم؛ .....

"اطلاعیه جامعه مدرسین حوزه علمیه قم پیرامون وقایع پس از انتخابات 22 خرداد"

سطور اين اطلاعيه را مرور مي‌كنم و باورهايم نسبت به روحانيت را ديگرباره با محتواي اين اطلاعيه تطبيق مي‌دهم. بله، متاسفانه چيزي عوض نشده است.

در اين اطلاعيه جان و آبروي مردم بعد از مال و اموالشان واجد ارزش تلقي شده است. لابد حكمتي دارد كه من عاجز از فهم آنم.  

"....غارت اموال مردم و نیز کشته و زخمی شدن برخی  ...."


نوشته‌اند: "حوادث ناگوار اخیر .... ، دل رهبر معظم انقلاب«مدظله العالی»، مراجع معظم تقلید«دامت برکاتهم» و علما و روحانیون و دلسوزان انقلاب اسلامی را به درد آورد." ملاحظه مي‌كنيدكه مفهوم "مردم" و "شهروند" و "ايرانيان" و همه مفاهيم هم‌پيوند با اين واژه‌ها ، از بن و بنيان از ذهن اين بلندپايگان روحاني غايب است؛ چرا اين گونه است؟ چرا ننوشته‌اند كه اين حوادث ايرانيان/ مردم/ شهروندان تهراني/ ايراني را متاثر/ اندوهگين/ متألم ساخت/ دلشان را به درد آورد.

از نظر  اين بلندپايگان روحاني آنچه در ايران مهم است شامل اين موارد مي‌شود: شخص رهبر + علما+ انقلاب اسلامي(اين انقلاب اسلامي چه جور موجودي است را من نمي‌فهمم) 

در تحليل حوادث اخير از منظر بيانيه نويس محترم، تصويري كه به ذهنم مي‌آيد را خدمت‌تان عرض مي‌كنم: ببينيد يك دعوايي بين گوسفندان رخ داده است و در حين اين دعوا كه بين گوسفندان و  سگ‌هاي گله رخ داده است، چند تا گوسفند لت و پار شده‌اند و در پي ازدحام گوسفندان به انبار و آغل هم آسيب وارد شده است؛ خب بابت اين ضايعه‌اي كه به گله گوسفندان و .... وارد آمده است،‌ بايد به چه كسي تسليت گفت؛ به خود گوسفندان كه نبايد تسليت گفت، خود گوسفندان كه ارزش تسليت و همدردي ندارند، آنان تنها به درد قرباني شدن در مناسبت‌ها و مراسم بزرگداشت مي‌خورند، لاجرم بايد به چوپان گله و دستيارانش تسليت گفت....  شرمنده.

بله اين عبارات هم  آمده است: پيروزي ملت ايران... درايت ملت ايران.... مردم شريف ايران و اينجا من ياد عبارت آقاي سيد محمدي مي‌افتم كه نوشته بود يك "مردم شريف" جعلي ساخته‌اند كه معلوم نيست كي هست و كجاست و در كدام آسمان سكني نموده است. بله اين "ملت شريف" كه در زبان و نوشته‌ آقايان پيدا مي‌شود يك مفهومي است كه هيچ مابه‌ازاء عيني در ايران ندارند؛  تصور ايشان از ملت شريف واقعيت بيروني ندارد؛ چون تصوير آنان از ملت شريف،‌ ملتي است كه هوش و حواسشان را به دست آقايان سپرده و هيچ وقت به ايشان نمي‌گويد بالاي چشم‌تان ابروست؛ ولي خب الان معلوم شده است كه قليلي از ملت ايران چنين‌اند، هر چند اين "قليل" در رسانه‌هاي انحصاري و در فضاي سانسور و كنترل شده "اكثريت" ناميده مي‌شود.

در انتهاي بيانه مدرسين حوزه علميه قم نوشته‌اند:

"جامعه مدرسین حوزه علمیه قم ضمن ابراز انزجار از پدید آورندگان حوادث اخیر و محکوم کردن این توطئه دشمنان اسلام و با دعوت به رعایت مصالح نظام و مردم، همه مردم شریف ایران را به آرامش و حفظ وحدت و قانون‌گرایی فرا می‌خواند."

من بعيد مي‌دانم اين ابراز انزجار بلندپايگان روحاني ما به احمدي‌نژاد و تخلف‌ها و تقلب‌هاي او باز گردد،‌ چون اين آقايان پيش‌تر در اطلاعيه‌اي  از آقاي احمدي‌نژاد حمايت كردند و اخيرا هم برايش پيام تبريك فرستادند. پس لاجرم و با كمال تاسف اين اعلام انزجار به سوي مردم  كه از قرار معلوم به تازگي دشمنان اسلام هم شده‌اند،  باز مي‌گردد.

دعوت به رعايت مصالح شده است، و طبق معمول اول مصالح نظام بعد مصالح مردم آمده است. قابل دريافت است كه در نگاه نويسنده بيانيه، مصالح نظام اولويت دارد بر مصالح مردم، ‌و اين به اين معني است كه مردم مي‌توانند قرباني مصالح نظام بشوند. در حالي كه بايد قضييه عكس باشد؛ اين نظام سياسي است كه بايد در خدمت مردم باشد و نه مردم در خدمت نظام. نظام سياسي شأني جز كارگزاري و خدمتكاري مردم را ندارد؛


بلندپايگان روحاني ما معلوم نيست كه روي به كدام مكتب و آييني آورده‌اند  كه اين چنين در حال بت‌تراشيدن از نظام سياسي و قرباني كردن مردم در پاي آن هستند؛ آنچه آنان در حال تمهيد مقدمات آنند،  به راستي كه امري غريب و بي‌سابقه‌ در تاريخ اسلام، تاريخ تشيع و تاريخ صدر انقلاب است.

به اين فكر مي‌كنم كه چه چيز باعث شده است كه نهاد روحانيت كه در بخش بزرگي از تاريخ‌اش همواره مدافع مردم در مقابل استبداد و زياده‌خواهي‌هاي حاكمان بوده است و بزگترين نهاد مدني حائل ميان مردم و نهاد قدرت سياسي بوده است، اين گونه موضع اصلي و ارزنده خود را ترك كرده  و به مجيزگويي قدرت سياسي روي آورده است.

 

+ نوشته شده در  جمعه نوزدهم تیر 1388ساعت   توسط قاسم‌فام  | 

بهره برداری سیاسی رسانه ملي از جنایت در آلمان

رسانه ملي از جنايتي كه در دادگاهي در آلمان اتفاق افتاده است، سر مست و خرامان مشغول پخش گزارش و خبر و مصاحبه و تحليل در ارتباط با اين جنايت ناگوار  است.

همه مي‌دانيم كه رسانه ملي دلش به حال آن خانمي كه قرباني جنايت شده و خانواده‌اي كه داغدار شده است، نسوخته است.
در واقع اين حادثه فرصتي براي رسانه حامي احمدي‌نژاد فراهم آورده است تا بگويد شما كه مدعي حقوق بشر هستيد، ببنيد در كشورتان چه جنايتي رخ مي‌دهد.

البته در آلمان جنايتي رخ داده است و محكوم است؛ اما وقتي صدا و سيما با اين حجم برنامه مشغول تحليل و بررسي اين رويداد مي‌شود، قضييه معناي ديگري پيدا مي‌كند.

همه ما شاهد بوديم در روزهايي كه سه ميليون ايراني در 25 خرداد ماه در تهران نسبت به تضييع حقوق‌شان راهپيمايي كردند و در روزهاي بعد هم صدها هزار تهراني راهپيمايي و اعتراض نمودند و در طي درگيري‌هاي رخ داده ده‌ها نفر كشته و زخمي شدند، صدا و سيما نه تنها همنوايي و غمخواري با قربانيان و خانواده‌هاي آنان ننمود، بلكه با آشوب‌گر و اغتشاشگر ناميدن اين شهروندان،‌ نمك بر زخم‌هاي آنان پاشيد.

صدا و سيما حاضر نشد واقعيت رخ‌دادهايي كه در كنار ساختمان‌هاي اطرافش رخ داد، به مردم عرصه دارد، و هنوز هم در مقابل بازداشت‌ها و شهداي حوادث اخير، توانايي ارائه گزارش مستند و واقعي را ندارد؛ با اين سابقه سياهي كه صدا و سيما براي خودش درست كرده است، امروز بهره‌برداري سياسي‌اش از يك جنايت كه  در آلمان رخ داده است، كاملا روشن و آشكار است، ما مي‌دانيم كه صدا و سيما و دوستانش از اين جنايت خوشحال هستند؛ چون به اين مي‌انديشند كه يك نقيضي براي ادعاهاي حقوق‌بشري‌ غربي‌ها پيدا شده است.

الان در آستانه 18 تير يك دقيقه برنامه‌ هم از شبكه‌هاي داخلي در يادآوري و ابراز تاسف از جناياتي كه در اين روز در حق دانشجويان اين كشور رخ داد، پخش نمي‌شود؛ ولي چندين ساعت به جنايتي در آلمان اختصاص داده مي‌شود تا مثلا روي خارجي‌ها را كم كرده باشند تا اگر فردا در خيابان‌هاي تهران درگيري شد و مردم  مورد حمله قرار گرفتند، صلاحيت اظهار نظر خارجي‌ها پيشاپيش از بين رفته باشد.

به هر حال رفتار دوگانه  و فرصت‌طلبانه صدا و سيما، آشكارتر از آن است كه از چشم شهروندان فهيم و آگاه ايراني دور بماند.

+ نوشته شده در  پنجشنبه هجدهم تیر 1388ساعت   توسط قاسم‌فام  | 

2 توصيه بهداشتي

1. با عنايت به اين كه برخي دوستان اصولگرا با شنيدن كلمات "تقلب"، "دروغ" و "آزادي بيان"  فشارشان از حد نرمال بالاتر مي‌رود، پيشنهاد مي‌شود رئيس‌فرهنگستان ادب فارسي اين واژه‌ها را از زبان فارسي پاكسازي كند و نيروي انتظامي هم نسبت به استعمال آن‌ها جريمه  اخذ نمايد، تا انشا‌الله  با اين تمهيدات  از احتمال وقوع  خطرات جاني و رواني در حزب هميشه اكثريت اصولگرايان كشور پيشگيري به عمل آيد.

2. با عنايت به اينكه قانون اساسي برخي حقوق و آزادي‌هاي غيرلازم  و غير ضرور را ابه طور  شتباهي براي ملت  شريف ايران  مورد تاكيد قرار داده است، شايسته است  در اسرع وقت و با همكاري نهادهاي ذيربط، كليه اين گونه  اصول و قوانين حذف و ملغي اعلام گردد تا ديگر  آشوبگران و اغتشاشگران  نتوانند اقدامات خود را مستند به قانون اساسي كشور  نمايند.


+ نوشته شده در  چهارشنبه هفدهم تیر 1388ساعت   توسط قاسم‌فام  | 

پيام طبيعت براي احمدي‌نژاد


هنوز يك ماه از روزي كه احمدي‌نژاد مخالفانش را در ميدان وليعصر خس و خاشاك ناميد، نمي‌گذرد.

ظاهرا خس و خاشاك با شنيدن سخنان احمدي‌نژاد غيور شدند و به جنب و جوش آمدند تا نشان دهند كه اين كوچك‌ها اگر كنار هم باشند هيچ قدرتي را ياراي ايستادگي در برابرشان نيست و امروز شاهديم كه همين گرد و غبار كشور را تعطيل كرده است.

پيام سياسي اين رويداد طبيعي اين است كه هيچ وقت  نبايد خس و خاشاك را دست كم گرفت!


-------------------------------

بعد از تحرير: توطئه‌اي در پس غبار

با ملاحظه اخبار رسانه‌هاي دولتي در تشويق مردم به خارج شدن از تهران، معلوم مي‌شود كه دولت در حال تلاش براي بهره‌برداري سياسي از گرد و غبار تهران هست، در آستانه 18  تير دولت تلاش مي‌كند شهر را به حال تعطيل بكشاند و در حال تشويق مردم براي خارج شدن از اين شهر است، اين در حالي است كه  آلودگي هواي تهران به نسبت روز يكشنبه  حسب نظر سازمان هواشناسي كاهش يافته است. و طبق اطلاعيه اين سازمان هواي تهران روز چهارشنبه (17 تير) به حالت عادي برخواهد گشت.

 

+ نوشته شده در  سه شنبه شانزدهم تیر 1388ساعت   توسط قاسم‌فام  | 

علوي بودن به نام گذاري سال و ماه نيست

يكي از درس‌هايي كه از حوادث بعد از انتخابات گرفتيم اين بود كه متوجه شديم چقدر نظام سياسي ما تظاهر به علوي بودن مي‌كند؛ در حالي كه در عمل  نسبتي با حكومت امام علي(ع) ندارد:

حكايت اول:

" روزي امام علی علیه‌السلام زره گمشده خود را در دست یکی از یهودیان کوفه دید و فرمود:

این زره مال من است. و یهودی انکار کرد و گفت:

زره در دست من است، شما که ادعا می‌کنید باید دلیل بیاورید.

چون حضرت علی علیه‌السلام دلیل و بینه‌ای نداشت، تا زره خود را تصاحب کند، شریح، قاضی دادگاه، به نفع یهودی حکم صادر کرد.

وقتی یهودی، اصولگرایی امام علی علیه‌السلام را دید، مسلمان شد و گفت:

این زره مال علی (علیه‌السلام) است که از اسبی خاکستری رنگ پس از جنگ صفین افتاد و من برداشتم.

آنگاه حضرت علی علیه‌السلام فرمود:

حال که مسلمان شدی، زره را نیز به شما بخشیدم. (1)

پی‌نوشت‌:1- مناقب ابن شهر آشوب، ج 2، ص 105/ بحارالانوار، ج 41، ص 56/ کامل ابن اثیر، ج 3، ص 401/ الغارات، ج 1، ص 114/ اخبار القضاة، ج 2، ص 200/ عبقربة الامام، ص 49

منبع:امام علی علیه السلام و مسایل حقوقی، محمد دشتی."

حكايت دوم :

بعد از انتخابات اخير، همه شاهد بوديم كه جمعيتي بالغ بر سه ميليون نفر (حسب محاسبه شهردار تهران)  در اعتراض به آنچه تخلف و تقلب انتخاباتي مي‌ناميدند،  در تهران راهپيمايي آرامي را برگزار كردند و در طي آن خواستار رسيدگي به اعتراض خود شدند.  آنان چون به نهادهاي ناظر و داور و قضاوت كننده اعتماد نداشتند، مجبور شدند به خيابان بيايند و طي يك راهپيمايي مراتب اعتراض خود را به اطلاع شخص اول مملكت برسانند.

****

* در حكومت علوي يك دادگاه عدلي بود كه يك يهودي هم مي‌توانست به آن اعتماد داشته باشد؛ به گونه‌اي كه آن يهودي شخص اول مملكت را دعوت به حضور در آن براي اثبات حق خود نمايد! و هيچ نترسد كه اين قاضي كه منصوب حاكم است، حق او را خوار سازد.

* در جمهوري اسلامي ايران در برابر ميليون‌ها شهروند حتي يك دادگاه كه اميد قضاوت عادلانه‌اي در آن باشد در پيشگاه مردم گشوده نيست؛ اگر اين ميليون‌ها ايراني اميد دادگاه عدلي را داشتند كه در آن بيطرفانه به خواسته‌هايشان رسيدگي شود، هيچ وقت به خيابان نمي‌رفتند؛ آنان به خيابان رفتند تا به شخص اول مملكت بگويند: اين نهادهاي ناظر و داور، صلاحيت خود را به خاطر بي‌عدالتي‌ها و جانبداري‌هاي گذشته از دست داده‌اند، و اينك دست به دامن تو شده‌ايم تا دادگاهي عادلانه برپا كني و امكان دادخواهي ما را فراهم آوري!

نتيجه تقاضاي ميليون‌ها ايراني چه شد؟

نه تنها هيج محكمه عدلي برپا نشد، بلكه آنان اساسا ناديده گرفته شدند، آنان انكار شدند، آنان مشتي اراذل و اوباش ناميده شدند كه به تحريك اجانب به خيابان‌ها ريخته‌اند و لاجرم بايد با گارد ضد شورش و باطوم و مشت و لگد و بعضا گلوله بايد پاسخ داده شوند. آنان به صورت غيرقانوني دستگير شدند، بازداشت و زنداني شدند، آنان تحقير شدند، به سوي آنان  شليك شد، اين‌ها در حالي بود كه آنان سلاحي حمل نمي‌كردند و حسب قانون اساسي در اين اعتراضشان هيچ كار خلاف قانوني انجام نداده بودند.

 

+ نوشته شده در  سه شنبه شانزدهم تیر 1388ساعت   توسط قاسم‌فام  | 

مطالب قدیمی‌تر