امروز روز نمايش رأفت اسلامي دولت ولايتمدارمان در حق شهروندانش بود. چه پذيرايي گرمي با چوب و چماق و دشنه در خيابانهاي تهران نشان مردم دادند. قانون اساسي براي چندمين زير پا گذاشته شد و حقوق اجتماعي _ سياسي مردم، مبني بر اجازه اعتراض و راهپيمايي بدون حمل سلاح، از سوي دولت به بدترين وضع لگدمال شد.
ظاهرا آقايان به خيال خام تجديد رسمي سلطنت افتادهاند و دارند مقدماتش را فراهم ميكنند.
مردم تهران با حضور در خيابانها و بوقهاي ممتدي كه در خيابانهاي تهران داشتند و بانگ الله و اكبري كه امشت سر دادند، نشان دادند كه خواب تجديد سلطنت، خوابي آشفته است.
+ نوشته شده در یکشنبه سی و یکم خرداد 1388ساعت   توسط قاسمفام
|
تهران امشب نيز آسمانش به فرياد الله اكبر منور شد.
مردم ديگر هيچ اميدي جز توكل به خداي متعال و ايستادن بر پاي خود ندارند.
خدايا ما را از هر چه شرك و بتپرستي است پاك و پيراسته بگردان!
+ نوشته شده در جمعه بیست و نهم خرداد 1388ساعت   توسط قاسمفام
|
امروز همه نگاهها به خطبههاي نماز جمعه تهران بود تا ببيند كه رهبري كشور چه تدبيري براي خروج از بحران خواهد انديشيد.
انتخاباتي در كشور برگزار شده است كه شواهد بسياري براي تخلف و تقلب در آن وجود دارد و هر سه رقيب احمدينژاد (ميرحسين موسوي، مهدي كروبي و محسن رضايي) نتايج اعلام شده را واقعي نميدانند؛ در روز برگزاري انتخابات و پيش از آن تخلفات متعددي صورت گرفته است. اين تخلفات ميبايست بررسي مي شد.
اين بررسي ميبايست از سوي يك نهاد بيطرف صورت ميگرفت؛ بر اين اساس تشكيل يك كميته حقيقتياب زير نظر رهبري پيشنهاد شده بود كه بيايد بين طرفين اختلاف حكميت كند. تشكيل يك كميته حقيقتياب كه ميتوانست در چارچوب نظام و زير نظر رهبري اين اختلاف را حل كند؛ اما رهبري با سخنان امروزشان در واقع همه درها را به روي معترضان بستند.
از نظر معترضان به نتايج اعلام شده، شوراي نگهبان يكي از طرفهاي دعواست و چون اعضاي آن از احمدينژاد حمايت كردهاند، لذا صلاحيت داوري ندارد و اگر معترضان داوري اين شورا را قبول داشتند اساسا دنبال طرح كميته حقيقتياب و شوراي حكميت نميرفتند.
در واقع رهبري همه را به پذيرش نتايج اعلام شده از سوي آقاي محصولي دعوت كرد؛ و با بيان اينكه احمدينژاد ديدگاههاي همسوتري با وي دارد، عملا رأي خود به احمدينژاد را آشكار كرد.
با اين وضعيت، معترضان هيچ اميدي به احقاق حقوقشان در چارچوب نظام نبايد داشته باشند، مگر اينكه با سماجت خود حاكميت را مجبور به عقبنشيني نمايند؛ هزينههاي چنين رفتاري معلوم نيست؛ حاميان احمدينژاد و رهبري به خاطر نوع بينش خاصي كه دارند حاضر به تحميل هر نوع هزينهاي به كشور و مردم هستند؛ آنان تصور ميكنند با كشتن اين مردم معترض گوشهاي از بهشت را تصاحب خواهند كرد! اوضاع اصلا خوب نيست. ما باز هم در دو راهي آزادي و امنيت ايستادهايم. چه چيز مهم است؟ آزادي حق انتخاب يا امنيت جان و معاش؟ آيا راهي براي حفظ هر دو نيست؟ آيا در اين كشور نميشود هم آزادي انتخاب داشت و هم امنيت؟
+ نوشته شده در جمعه بیست و نهم خرداد 1388ساعت   توسط قاسمفام
|
ختم جمهوريت نظام را به همه دوستان و بازديدكنندگان گرامي تسليت عرض ميكنم.
+ نوشته شده در جمعه بیست و نهم خرداد 1388ساعت   توسط قاسمفام
|
چهارشنبه 27 خرداد :
* اين روزها، خيابانهاي تهران صحنههاي زيبايي از وحدت و همدلي ايرانيان را در مخالفت با تقلب و دروغ به نمايش گذاشته است؛ اينجا زن و مرد؛ پير و جوان، كودك و بزرگ در كنار هم هستند و با فرياد يا سكوتي رساتر از فرياد، با اميد به فردا ، در كنار هم گام برميدارند؛ آنان با هم هستند؛ و اين آرامشي عميق به آنان ميدهد؛ چنان كه هيچ خوف و خطري را در پيرامون خود احساس نميكنند.
آنان از هر سن و صنفي هستند؛ با گرايشهاي مختلفي كه اكنون به وحدت رسيدهاند؛ يكي عكس مصدق را در كنار ميرحسين گذاشته و روي موتورش چسبانده است و ديگري عكس بزرگي از شهيد همت و باكري را در كنار عكسي از ميرحسين در لباس بسيجي در دست دارد؛ اينجا ملت گرد آمدهاند؛ همه هستند؛ از خردسال و كهنسال، از دختر و پسر ده، دوازده ساله تا زن و مردي كه ميانسالي را پشت سر گذاشته اند؛ همه آمدهاند، تا دروغ را از زندگي سياسي خود بيرون برانند؛
در داخل ماشين مجري راديو همه را به وحدت و همدلي فراميخواند؛ و من به اين فكر ميكنم كه وحدت و همدلي اينجاست؛ در ميادين هفتتير ، وليعصر و انقلاب و نه جام جم؛ صدا و سيما تنها كارشناسان يك جريان خاص را دعوت به گفتوگو و ارزيابي شرايط حاضر ميكند امكانات رسانه ملي بيشتر در خدمت تفرقه افكني و گستردن دشمني در ميان اقشار مردم و بدبينكردن آنان به يكديگر است. بله البته هر روز و هر ساعت شعار وحدت و همدلي ميسرايد.
* دولت احمدينژاد تلاش كرده است همه ارتباطات اين جمعيت سبز را از ميان بردارد؛ حتي تلفنهاي همراه را در موقع راهپيماييشان قطع ميكند؛ سايتهايشان كه توقيف يا فيتلر است، يكي، دو روزنامهشان با سانسور و مميزي شديد چاپ ميشود، (تا آنجا كه فالمثل كروبي نميتواند بيانيه خود را در روزنامهاش چاپ كند. - البته روز چهارشنبه چند روزنامه اساسا از چاپخانه برگردانده شدند. ) صدا و سيما، روزنامهها و خبرگزاريهاي دولتي سبزها را زير بمباران تبليغاتي شديد گرفته اند؛ به طوري كه هر حادثهاي را كه توسط برخي ماجراجويان يا لباسشخصيها اتفاق ميافتد به اين جمعيت كثير نسبت ميدهد؛ اما ظاهرا اين جمعيت ديگر كاري به رسانههاي دولتي ندارند، سبزها خود تبديل به رسانه شدهاند؛ و بدون كمترين امكانات تجمعات و راهپيماييهاي گستردهاي را شكل ميدهند.
* امروز با يكي از دوستان كه صحبت ميكردم؛ يك پيشنهادشان براي خروج از بنبست فعلي اين بود كه مجلس بيايد راي به عدم صلاحيت و كفايت سياسي احمدينژاد بدهد و امكان عزل وي را از سوي رهبري فراهم آورد. اين هم يك پيشنهادي است كه ميتواند توسط عقلاي مجلس مورد توجه باشد.
+ نوشته شده در پنجشنبه بیست و هشتم خرداد 1388ساعت   توسط قاسمفام
|
ظاهرا تنها راهي كه براي بازگشت اعتماد مردم به نظام سياسي كشور باقي مانده است، تجديد انتخابات است.
بعد از راهپيمايي ميليوني معترضين به نتايج انتخابات، امروز شوراي نگهبان به بازشماري مجدد آرا رضايت داده است. اما از شواهد پيداست كه اعتماد مردم با بازشماري آرا برنخواهد گشت.
تنها راه باقي مانده تشكيل يك شوراي حكميت است كه نمايندگان واقعي مردم باشند. اگر چنين شوراي تشكيل شود تنها راه منطقي كه براي بازگشت آرامش و اعتماد به مردم در پيش خواهد داشت؛ پيشنهاد ابطال انتخابات و برگزاري مجدد آن با لحاظ كليه شرايط قانوني و حضور ناظران بيطرف است.
+ نوشته شده در سه شنبه بیست و ششم خرداد 1388ساعت   توسط قاسمفام
|
* ظن تقلب در انتخابات قوي است؛ ظاهرا از مدتها قبل يك برنامهريزي دقيق _ به قول خودشان يك مهندسي آرا _ در جهت بيرون آمدن احمدينژاد از صندوقها شروع شده بود.
*در حال حاضر به جاي آنكه مسئولين برگزاري انتخابات به پرسشهاي منتقدين و نامزدهاي انتخابات جواب درستي بدهند، با در اختيار داشتن رسانه به اصطلاح ملي در حال لجنمالي مخالفان و تحقير و تمسخر و ناديدهگرفتنشان هستند.
* دولت احمدينژاد در اين روزها تلاشكرده همه راههاي ارتباطي معترضان را مسدود كنند؛ از قطع كردن تلفن همراه گرفته تا قطع اساماسها و بستن سايتهاي خبري مستقل و كنترل و سانسور شديد روزنامهها و بازداشت اعضاي ستادها و فعالين سياسي و ...
* آقايان چه تصور ميكنند؟ آيا فكر نميكنند اينگونه برخورد با معترضان تنها به گسترش حركتهاي خشونتآميز ميانجامد؟ آيا بهتر نبود راههاي ابراز نظر مدني را ميگشودند؛ نميشود همه راههاي اظهار نظر و اعتراض قانوني و مدني را بست و تنها توقع تسليم و رضا داشت. شيوهاي كه دولت براي كنترل اوضاع در پيش گرفته است، بسيار هزينهبر و خشونتآفرين است.
* چرا آقاي احمدينژاد از تشكيل كميته حقيقت ياب و شمارش مجدد آرا واهمه دارد؟ اگر حساب او پاك است چرا از محاسبه نگران است و اين چنين به داغ و درفش متوسل شده است؟
+ نوشته شده در یکشنبه بیست و چهارم خرداد 1388ساعت   توسط قاسمفام
|
* ديشب تهران شب نارامي را پشت سر گذاشت؛ رسانه ملي و خبرگزاريهاي دولتي هيچ اشارهاي به درگيريهاي سطح شهر نداشتند. در خيابانهاي نزديك محل كارم تا پاسي از شب بين مردم و لباسشخصيهاي باطوم به دست و گارد ضد شورش درگيري و زد و خورد بود و شعارهاي تندي هم داده ميشد.
* در حالي كه بدگمانيها به نتايج اعلام شده از سوي وزارت كشور رو به افزايش است،بهترين راه براي بازگشت اطمينان به مردم، تشكيل "شوراي حكميت و حل اختلاف" با حضور نمايندگان نامزدها و بررسي مجدد مراحل انتخابات است. غير از اين، نظام سياسي كشور با دشواريهاي زيادي روبرو خواهد شد و احمدينژاد هم يك رئيسجمهور تحميلي به حساب خواهد آمد.
+ نوشته شده در یکشنبه بیست و چهارم خرداد 1388ساعت   توسط قاسمفام
|
ما از كجا متوجه بشويم كه در انتخابات تقلب نشده است: به آقاي محصولي اعتماد كنيم يا آقاي جنتي!
ايشاالله كه تقلب نشده، ولي اگه تقلب هم شده، مردم چارهاي جز پذيرش نتيجه اعلام شده ندارند.
+ نوشته شده در شنبه بیست و سوم خرداد 1388ساعت   توسط قاسمفام
|
+ نوشته شده در شنبه بیست و سوم خرداد 1388ساعت   توسط قاسمفام
|
* با وجود اينكه در اين شبها هر روز ،سه، چهار ساعت ناگزير وسط خيابان ، ميان حاميان - اكثرا راي اولي و دومي _ موسوي ميموندم، و ساعت 12 تا 2 شب به خونه ميرسيدم و البته كلي نمايش و تئائر و هنرنمايي و رقص و آواز را به صورت آنلاين مشاهده ميكردم و شارژ روحي ميشدم، اما هر كار كردم كه يه مقدار جوگير شوم، نشد كه نشد؛ پس مجبورم فردا به جناب كروبي و برنامه و تيم او رأي دهم.
*خوشبختانه / متاسفانه در اين چهار سال چيزي از دولت احمدينژاد به من نرسيد كه نمكگيرش شوم و دروغهاي گذشته و حال و آيندهاش را ناديده بگيرم. لذا تكليف من در مقابل احمدينژاد روشن است. البته ميدانم كه او آنقدرپول پاشي كرده و آدم نمكگير خودش كرده است كه وقتي اينها به او نگاه ميكنند، يك فرشته را مقابل خودشان ميبينند و هيچ هم بعيد نيست توسط همين مردم دوباره رئيسجمهور شود.
*با آقاي موسوي نتونستم كنار بيام؛ خدمتشان ارادت دارم ؛ احترامش بر من واجب است، سيد و سالار هستند؛ حسي از شور و هيجان را منتقل ميكنند؛ از بزرگان اين كشور هستند؛ در سختترين شرايط مسئوليت اداره كشور را بر عهده داشتهاند؛ اما اكنون من سوداي ديگري دارم... در مجموع من ايشان را يبشتر يك اصولگرا ميدانم (هر چند الان اصولگرايان قدرتطلب در مقابلش سخت موضع گرفتهاند) عجيب است كه ايشان الان شدهاند پرچم اصلاحات!... اين جور اصلاحات مرا ياد كارتون بارباپا مياندازد.
* من نگران اين هم نيستم كه احمدينژاد دوباره راي بياورد. احمدينژاد يك ماشين خودشكن است؛ هر چه تندتر برود بيشتر خواهد شكست؛ فقط اينجا يك مشكل فني وجود داره و اون هم اينه كه ماهم فعلا سوار همين ماشين هستيم . شايد لازم باشد يك بار با ايشان تشريف ببريم وسط دره!
*در مورد آقاي رضايي هم عرض ميكنم كه ايشان آدم توانا و بابرنامهاي است؛ البته تيم منسجمي ندارد. حقي بر گردن همه ما دارد؛ و زحمات بسياري را در زمان جنگ كشيده است. در مناظرات هم خيلي خوب ظاهر شد و اسير منطق سطحي و شخصگراي احمدينژاد نشد؛ او الان آبروي جريان اصولگرايي است؛ معلوم نيست اگر رضايي نبود؛ اصولگرايان اصولگرا - و نه قدرت طلب - به چه كسي راي ميدادند. به نظر ميآيد رضايي در اين دوره بسيار برد كرد؛ و اين ميتواند ذخيرهاي براي فرداي او باشد. او الان مورد احترام بسياري اعم از اصلاحطلب و اصولگرا ست.
****
من ميخواهم به كسي راي بدهم كه به ارزشهاي دموكراسي بيش از بقيه التزام عملي دارد؛ اهل تحزب است؛ به ركن چهارم دموكراسي اهميت ميدهد؛ از حقوقدگرانديشان در عمل حمايت ميكند. سرنوشت يك زنداني سياسي و عقيدتي برايش مهم است؛ سياستمدار فصلي نيست؛ از تغيير قانون اساسي سخن ميگويد؛ بيانيه حقوق بشر صادر كرده است. از حق آموزش زبان مادري از طريق صدا و سيما و ايجاد شبكههاي خصوصي رسانهاي دفاع كرده است و زير برگه خيلي طرحها و بيانيههاي خوب منتشر شدة ديگر را امضاء كرده است.
برخي ميگويند كه كروبي نميتواند اين كارها را انجام دهد پس صداقت ندارد؛ اما من آرزو ميكنم همين مدل عدم صداقت! را ديگر نامزدها هم داشتند؛ يعني مثلا ديگر نامزدها هم از امكان تغيير قانون اساسي - ولو الان مقدور نباشد - سخن ميگفتند؛ چون در اينجا همين گفتن بخشي ازعمل است... و كروبي اهل عمل است و وقتي ميگويد چرا حسينيه دراويش در قم با خاك يكسان شد يا چرا فلان دانشجو زنداني شده و براي آزادي زنداني وقت ميگذارد و از راحتي و نشستن فاصله ميگيرد؛ يا به مصاف دشنامگوي لجنپراكني چون شريعتمداري ميرود؛ يا در مقابل زيادهخواهي يك فرمانده نظامي ميايستد؛ و ... اينها براي من بسيار مهمتر از امتياز رأياوري كسي است كه هر كسي از ظن خود يارش شده است.
* اين پست را ديروز فرستادم اما اختلالات بلاگفا مانع از نمايش آن شد.
+ نوشته شده در جمعه بیست و دوم خرداد 1388ساعت   توسط قاسمفام
|
سختترين كار دنيا، گفتوگو و محكوم كردن يك انسان دروغگوست.
وينستون چرچيل
+ نوشته شده در چهارشنبه بیستم خرداد 1388ساعت   توسط قاسمفام
|
يكي از امتيازات شيخ به مهندس در مشورت پذير بودنش است. ببنيد بيست سال به مهندس موسوي گفتند كه بيا، اما نيامد؛ و امروز تنها وقتي آمده است كه خودش احساس رسالت كرده است. من از چنين روحيهاي ميترسم. مهندس موسوي در بيست سال گذشته به فعالان اصلاحطلب بيتوجهي نشان داده است. و امروز هم حسب رسالتي كه شخصا احساس كرده، آمده است تا ملت را نجات دهد!
اما شيخ مهدي كروبي هميشه در ميدان سياست حضور داشته است. سياستمداري است كه هيچ وقت پايش را از عرصه سياست بيرون نكشيده. دنبال تنزهطلبي نبوده است. ابايي از اين نداشته است كه حزب سياسي بزند و براي خودش يك روزنامه دست و پا كند.
هنوز هم مرداني در سطح كروبي از اين كارها ابا دارند و شأن خود را بالاتر از اين ميدانند كه مثلا حزبي تاسيس كنند و جمعي فعال سياسي را دور خود جمع كنند چرا كه به اين تريتب حدود و محدوديتهايي برايشان ايجاد ميشود. اين آقايان ميخواهند هميشه شخصيت وجيه ملي بمانند و ملي بودن را هم در اين ميدانند كه خود را وامدار هيچ حزب و جمعيت و گروهي ندانند. من اين روحيه را قبول ندارم. من دنبال آدم منزه طلبي كه خودش را وامدار هيچ حزب و گروهي نداند نيستم.
همين آقاي احمدينژاد كسي است كه شعارش وامدار نبودن به هيچ حزب و جريان است. او از هيچ حزب و مجموعه شناخته شدهاي حرفشنوي و مشورتپذيري ندارد. كه اگر چنين بود وضعش به مراتب بهتر از اين بود. الان هيچ كدام از تشكلهاي جريان اصولگرا دل خوشي از احمدنژاد ندارد؛ چون احمدينژاد شخصا تصميم ميگيرد و اعتنايي به نظرات آنها ندارد. او تنها كساني را وارد مجموعه دولتش ميكنند كه مطيع محض او باشند و نظرات احمدينژاد را به نظرات كارشناسي ترجيح بدهند. چنين آدمي انصافا خطرناك است. وضعيت كشوري كه تنها با اتكاء به عقل واحد يك شخص اداره ميشود، بهتر از اين نميشود.
بر اين اساس من فكر بهتر است به كسي راي بدهم كه جمعگرا است و مشورتپذير است. مرد تمام فصل سياست است. حوزه سياست را به عنوان يك شغل خود انتخاب كرده است و پا پس نميكشد. جرات دفاع از مغضوبين نظام سياسي را دارد. جلوي قدرتمندان زبانش گشوده است. هر چه فكر ميكنم نميتوانم اينها را ناديده بگيرم و در طريق عواطف و احساسات سير نمايم. من فكر ميكنم با شيخ به نحو مطمئنتر و امنتري ميتوان به دنبال اهداف اصلاحطلبي بود. سپردن كشور به كسي كه حسب ايفاي رسالتي آمده است برايم قابل پذيرش نيست. من نميخواهم عقلانتيم را با بادكنكهاي رنگي و شالهاي سبز معاوضه كنم.
مهندس موسوي عزيز و محترم است، اما او نشان داده است كه يك سياستمدار حرفهاي نيست؛ من نميتوانم بر بيست سال سكوت او چشم ببندم. هر كار كردم نتوانستم اين سكوت ايشان را براي خودم توجيه كنم.
به اضافه اينكه او او برنامههايش را بسيار دير اعلام كرده است؛ به برنامهاي كه ظرف يكي دو ماه بخواهد تدوين بشود چقدر ميشود دلخوش كرد. كروبي و دوستان او حداقل چهار سال به قدرت و كرسي رياست جمهوري و لوازم آن فكر كردهاند و در نحوه مديريت كشور تأمل كردهاند و نيروهاي مشخصي را براي مديريت كشور در نظر گرفتهاند.
من اصلا نميدانم مهندس با چه كسي ميخواهد كار كند. او تنها به حلقه اول مشاوران و اعضاي ستادش اعتماد دارد و آنها را قبول دارد. (كساني كه از شخصيتهاي فرهنگي هستند و نه مدير و سياستمدار.) او تنها از اين حلقه اول مشاوران و اعضاي ستادش حمايت كرده است و تا كنون از ديگران مثل اعضاي جبهه مشاركت و سازمان مجاهدين حمايت آشكاري نكرده است. آيا اين براي كسي قابل تإمل و توجه نيست. او حتي خاتمي را هم قبول ندارد؛ چون اگر قبول داشت كه بعد از كانديداتوري خاتمي ديگر پا پيش نميگذاشت.
مهندس اكنون بر موج احساسات سوار است و جمعي از بغض احمدينژاد به ايشان ميخواهند راي بدهند؛ همان طور كه چهار سال پيش از بغض هاشمي به احمدينژاد راي دادند. و من ميترسم كه چهار سال بعد...
+ نوشته شده در دوشنبه هجدهم خرداد 1388ساعت   توسط قاسمفام
|
بعد از ملاحظه مناظرات دكتر احمدينژاد با نامزدهاي دهمين دوره رياست جمهوري، بنده احساس كردم كه بايد يك تشكر و قدرداني ويژه از جانب خود و رفقايم از ايشان داشته باشم. لذا بدين وسيله مراتب سپاس خود از زحمات بيدريغ احمدي نژاد و ستاد حامي وي كه در روزها و شبهاي گذشته زحمات زيادي را متقبل شدند، اعلام ميدارم.
رفقاي روشنفكر ما اين همه سال گفتند كه آقا اين نظام را نپرستيد؛ اين نظام هم يكي مثل بقيه نظامهاي عالم است كه قابل نقد و نيازمند ويرايش است و مقدس و معظم نيست. چون اين سيستم را يك عده بنيبشر دارند مديريتش ميكنند و با لحاظ منافع خود در درجه اول و منافع اطرافيان و حاميان در درجات بعدي و منافع مردم در درجات ثانويه كار ملت را پيش ميبرند.
كاري كه آقاي احمدينژاد انجام دادند يك خدمت بزگ به اين تفكر روشنفكران در خصوص نامقدس بودن نظام سياسي وحاكمان بوده است. آقاي احمدينژاد در اين برنامهها تلاش دارند كه به اثبات نامقدس بودن جمهوري اسلامي و رؤساي آن بپردازند و اين كار خيري است كه آقاي احمدينژاد دارند انجام ميدهند.
ايشان آدم عاقبت به خيري شدند چون در اين دم رفتن يك خدمت بزرگ به اهل فكر و غير فكر و نخبگان و غيرنخبگان اين كشور كردند و به عالم و آدم رساندند كه آقا در اين نظام سياسي هم دزدي فراوان ميشود؛ كار خلاف قانون فراوان ميشود. و بالاتر از اينها خودشان به عنوان رئيسجمهور نظام (زماني مقدس) جمهوري اسلامي ايران زحمت كشيدند و شروع كردند به دروغ گفتن و تهمت زدن به رقباي سياسي و باز هم دروغ گفتن و باز هم دروغ گفتن، تا به اين ترتيب يك سري اسناد زنده و جاندار و آنلاين در اثبات نامقدس بودن نظامهاي سياسي براي هم ديرباوران كشور فراهم آيد. چه خوشبخت مردماني هستيم ما!
تصور من اين است كه احمدينژاد همانطور كه دنبال تمام كردن پروژههاي نيمه تمام دولتهاي قبلي از زمان مرحوم امام خميني تا دوره خاتمي هستند، تلاش ميكنند در اين ماههاي اخير هم يك خدمت به روشنفكران داشته باشند و يكي از پروژههاي نيمه تمام آنها را هم به پايان برسانند ( اين يعني عدالت)
همان طور كه مستحضريد يكي از كارهاي نيمه تمام روشنفكران، افسونزدايي از قدرت و به پايين كشاندن جلال وجبروت قدرت سياسي بوده است. اين كار نيمه تمام خوشبختانه در شبهاي گذشته توسط جناب احمدينژاد در دستور كار قرار گرفته است و انشاءالله به همت ايشان به اتمام خواهد رسيد و من اميدوارم جناب احمدينژاد و حاميانشان طي اقدامات بنيادي و زيربنايي و عندالزوم با افزودن يك شيفت كاري ديگر به ستادهاي مردمي، اين پروژه را به نتايج مطلوب نهايي خود برسانند و ما را از استعمال لغت مقدس در مورد هر نوع نظام سياسي و هر گونه حاكم سياسي كه در آتيه اين كشور روي كار بيايد، مستغني و بينياز سازند و اقدامات كارسازشان مانع از پرستش نظام سياسي از سوي عوام و خواص در اين كشور گردد.
+ نوشته شده در یکشنبه هفدهم خرداد 1388ساعت   توسط قاسمفام
|
يكي از دلايل اصلي ام براي ترجيح كروبي به ميرحسين در حال آب شدن است؛ اكنون در اين فكرم كه بالاخره اگر ما به فرض توانستيم نفت را از دست دولت بگيريم؛ بعدش چه؛ مگر نه اين است كه مجددا بايد يك بروكراسي گسترده و با عوامل انساني براي مديريت آن برپا كنيم و اين يعني تاسيس يك شركت غولآسا و يا به عبارتي يك دولت كوچكتر.
آن وقت مشكل ما دو تا خواهد شد؛ هم مبارزه با فساد دولت و هم مبارزه با فساد احتمالي همين شركت نفتي مردمي كه درست كردهايم. ما كه زورمان به يكي نرسيد حالا چطور از پس كنترل و نظارت بر دو تا برخواهيم آمد!
الان دقيقا نميدانم با نفت چه بايد كرد. شايد بهتر باشد سعيمان مصروف نظارت و اصلاح همين يك نهاد دولت باشد تا برپايي نهادي ديگر و سپردن مديريت نفت به كارگزاراني ديگر كه نه از مريخ خواهند آمد و نه جنس فرشتگان خواهند بود.
+ نوشته شده در یکشنبه هفدهم خرداد 1388ساعت   توسط قاسمفام
|
شنيدن يك اتهام از زبان چوپان دروغگو بر عليه يك شخص، همان تاثير را در مخاطب دارد كه ايراد اتهام احمدينژاد بر عليه زهرا رهنورد.
پيش از اين در يادداشتي از ضرورت انصراف احمدينژاد سخن به ميان آوردم و گفتم كه بهتر است او كنار بكشد و بيش از اين خفت و خواري را بر اصولگرايان تحميل نكند.
امشب احمدينژاد در مقابل ميرحسين موسوي باخت. تقلا و تلاش احمدينژاد براي تمسخر و به ريشخند گرفتن سخنان حريف در مقابل متانت و بزرگي ميرحسين رنگ باخت و اين را خود احمدينژاد هم متوجه شد.
رنگ رخساره او و اضطرابش در پايان مناظره و غرولندهايش نشان ميداد كه او خود متوجه شده بود كه چه دستگلهايي را به آب داده است.
احمدينژاد در اين مناظره باز هم به شيوه خود رفت؛ باز هم دروغ گفت؛ باز هم در پي بيقانوني رفت. باز هم سطح تحليل شخصي را پيش كشيد.
نميدانم بر پيش كشيدن موضوع درجه اعتبار مدرك همسر ميرحسين از سوي احمدينژاد در اين مناظره و تلاش براي بدنامي كردن خانم رهنورد در مناظره با همسرش چه بايد نام نهاد؛ به نظر من اين كار احمدينژاد رذيلانه بود؛( و من متاسفم كه رئيسجمهور چنان رفتاري ميكند كه اين كلمه به ذهن مخاطب متبادر ميشود)
شنيدن يك اتهام از زبان چوپان دروغگو بر عليه يك شخص، همان تاثير را در مخاطب دارد كه ايراد اتهام احمدينژاد بر عليه زهرا رهنورد.
****
من سالهاست كه معاي اصولگرايي به تعبير رايج فاصله گرفتهام، اما دوست دارم كساني اين جريان را نمايندگي كنند كه فارغ از گرايشهاي سياسي، داراي نزاكت و اخلاقي شايسته ملت ايران و جمعيت بزرگ اصولگراي كشور كه برادران و خواهران ما هستند، باشند.
+ نوشته شده در پنجشنبه چهاردهم خرداد 1388ساعت   توسط قاسمفام
|
دولت اقتدارگراي نفتي يك دولت وحشي است؛ دولتي كه بودن در كنارش آميخته به ترس و اضطراب است. دولت نفتي، دولتي مستغني از مردم است و لذا نيازي به حساب پس دادن به احدي نميبيند؛ دولت نفتي، وقتي كه ديني ميشود؛ خداوندگاري ميشود كه تنها عبوديت ميخواهد و تسليم.
در برابر اين دولت چه بايد كرد؟ ايا ميتوان به نشاندن يك فرد اخلاقي بر رياست آن دلخوش كرد؟ آيا اخلاق فردي ميتواند پاسخي به بحران اخلاق سياسي باشد؟ آيا همچنان بايد به پيشواز رويكردهاي فرهنگي شكستخورده در حوزه سياست رفت. (به اين فكر كنيد كه حتي يك انقلاب هم نتوانست شر دولت اقتدارگرا را از سر ما كم كند!)
اكنون وقت آن است كه به صورت ساختاري، دنبال كوتاه كردن دست دولت از چاههاي نفتي باشيم. .....
+ نوشته شده در چهارشنبه سیزدهم خرداد 1388ساعت   توسط قاسمفام
|
حال كه مطلع همه بحثهاي انتخاباتي، اخلاق و صداقت و عقلانيت است پس من هم اينگونه شروع ميكنم:
اگر جامعه ما جامعه اخلاقي و عقلاني بود در حال حاضر بايد فضاي انتخابات بر حول دو قطبي كروبي – رضايي / يا كروبي - ميرحسين جريان مييافت. يعني يك اصلاح طلب در مقابل يك اصولگراي منتقد. به نظر من چنين رقابتي عاقلانهترين واخلاقيترين رقابت ميبود.
اما وضعيت فعلي يك وضعيت ناهنجار و مغشوش است. در حال حاضري بخشي از اصلاحطلبان براي خلاصي از شر يك اصولگراي كوچك، دست به دامن يك اصولگراي بزرگ شده اند؛ آنان چنان به پايان بازي و شكست حريف چشمدوختهاند كه متوجه نيستند كه الان مشغول رساندن برادر بزرگتر احمدينژاد به خط پايان هستند.
سوال اينجاست كه آيا شكست حريف به هر قيمتي، كاري اخلاقي است. آيا فرجام اين شيوه بازي در نهايت به سود جريان اصلاحطلبي خواهد بود. من بعيد ميدانم بتوان اصلاحطلبي را در پوششهاي اصولگرايي به پيش برد.
البته من بر ميرحسين خرده نميگيرم. او يك اصولگراي صادق است. او همانند رضايي اصولگرايي است كه از انحراف در جريان اصولگرا و بر باد رفتن اعتبار اين جريان احساس خطر كردهاند و به ميدان آمدهاند تا جريان اصولگرايي را از مرگ حتمي نجات دهند.
اما اصلاحطلباني كه به دنبال اصلاحات ساختاري هستند و بسط نظم عرفي در حوزه سياست و حكومت را در چشمانداز خود دارند، چطور ميتوانند به ميرحسين راي بدهند. كساني كه قائل به نظم عرفي در حوزه سياست هستند، بايد بدانند كه راي به ميرحسين آنان را 20 سال به عقب پرتاب ميكند.
به نظر ميآيد در حال حاضر مجموعه كروبي و مجموعه طرحهاي او(به خصوص طرح واگذاري سهام نفت به مردم) و اعضاي تيم همراهش، بيشترين سنخيت و قرابت را با ارزشهاي اصلاحطلبي دارند.
كروبي اگر بتواند طرح مردمي كردن نفت را پيش ببرد بالاترين خدمت را به جريان اصلاحطلبي در ايران كرده است و در صورت عملي شدن طرحش، فرزندان ما او را همعرض اميركبير خواهند شناخت. به نظر من حتي اگر او راي نياورد بايد پشت سر اين طرح ايستاد تا اين طرح كه اجرايش تاثيرات اساسي بر ساختاري سياسي - اجتماعي و فرهنگي كشور خواهد داشت، همچنان زنده و فعال و مورد توجه سياستمداران و فعالان سياسي باشد.
چرا كه اصلاحات بدون بريدن بند ناف دولت از چاههاي نفتي مثل آب در هاون كوفتن است. بر اين اساس بايد بخش عمدهاي از تلاش اصلاحطلب معطوف به كنار گذاشتن دولت نفتي باشند و طرح مردمي كردن نفت در حال حاضر تنها طرح ساختاري در اين حوزه است كه از سوي كروبي و تيم همراهش مورد تاكيد قرار گرفته است.
اصلاحطلبان بايد مراقب باشند تا ناخواسته قلعه سلطان را عمارت نكنند. اصلاحاتي كه بخواهد با نقاب اصولگرايي تحقق پيدا كند، اصلاحات قابل دفاعي نيست.
محبوبترين نامزدهاي اين دوره براي من شيخ مهدي كروبي و محسن رضايي به همراه تيمهايشان است. چون در مجموع تكليف آدم را با خودشان روشن ميكنند. شخص ميرحسين جالب و جذاب است، اما تركيب او و اصلاحطلبان، سازهاي ناساز و معجوني ناشناخته است من پيروزي ميرحسين موسوي را دستاوردي براي جريان اصولگرايي ميبينم.
رقابت حاميان احمدينژاد با ميرحسين نبايد ما را به اشتباه بياندازد؛ حاميان احمدينژاد دو دستهاند؛ يك: پيادهنظامي كه اسير توهم و احساسات هستند و عموما در فضاهاي بستهاي كه برايشان تدارك ديدهاند، عقلانيتشان را از طريق دميدن بر عواطف و احساسات، زايل كردهاند. دو: اصحاب قدرت و كساني كه از بركت دولت او مزه پول و مسندنشيني را چشيدهاند و به خاطر منافعي كه دارند چشمشان را بر ضعفها و كاستيهاي احمدينژاد بستهاند.
منظورم اين است كه تندخويي و پرخاش هواداران احمدينژاد نسبت به ميرحسين يك جدال براي ماندن بر كرسي رياست جمهوري است و در حال حاضر تنها كساني از احمدينژاد حمايت ميكنند كه يا با و رابطه مالي پيدا كردهاند يا رابطه سازماني و تشكيلاتي و بسياري از اصولگرايان صادق و كساني كه دوره قبل بر مبناي گفتمان اصولگرايي از احمدينژاد دفاع كردند الان يا در صف حاميان ميرحسين هستند يا در كنار محسن رضايي. مخالفت حاميان فعلي احمدينژاد با ميرحسين به معناي اصلاحطلب بودن مير حسين نيست. احمدينژاد يان نگران از دست دادن پستها و منافع خود هستند.
پيروزي ميرحسين البته به نفع اصولگرايان نخواهد بود. اما در مجموع به نفع گفتمان اصولگرايي تمام خواهد شد.
+ نوشته شده در سه شنبه دوازدهم خرداد 1388ساعت   توسط قاسمفام
|
اگر عاشق شال سبز و عباي شكلاتي و لبخند خاتمي هستيد به ميرحسين راي بدهيد.
اگر به اصلاحات ميانديشيد و رايتان برايتان حرمت دارد، به كروبي رأي بدهيد.
اگر اصولگراي ديروز هستيد و اخيرا مزه پول و قدرت را چشيدهايد، به احمدينژاد راي بدهيد.
اگر هنوز اصولگرا هستيد و دلنگران آينده اصولگرايي هستيد به رضايي رأي بدهيد.
+ نوشته شده در دوشنبه یازدهم خرداد 1388ساعت   توسط قاسمفام
|
با این فرمایش آیتالله جوادی آملی باید انتخابات و رای و دموکراسی و ... را ببوسیم بگذاریم کنار. ملاحظه کنید:
«با تفکر انتخابات، دموکراسي، حکومت مردم بر مردم و يا آزادي، کسي مهدوي
نميشود؛ چون آفريننده جهان خداوند است و اداره کننده همه اوست. اگر سخن
از عدل جهاني مطرح ميشود، بايد بدانيم که اداره کننده امام معصوم (ع) است
نه کس ديگري. جوادي آملي ادامه داد: ما بايد تبيين کنيم که حکومت مردم بر
مردم آرمان مهدوي را تامين نميکند، بلکه حکومت الهي تامين کننده آن است.
آنکه به ما حيات ميدهد، مهدي موجود موعود است که بر همه اعمال نظارت دارد.»
نمیدانم ایشان به فرمایش امام خمینی که فرمودند "میزان رای ملت است" عنایتی هم داشتهاند یا خیر.
+متن خبر
+ نوشته شده در یکشنبه دهم خرداد 1388ساعت   توسط قاسمفام
|