تبليغاتX
اکنون

اکنون

هندی‌ها و ما


بخشی از مقاله وبلاگ اوخو:

" یکی از ویژگیهای مثبت هند تنوع آن است. این تنوع اعم از تنوع انسانی و طبیعی الحق و الانصاف مایه زیبایی و غنای آن است. وقتی از شهری به شهری دیگر می روی با زبان، دین، طبیعت، هوا و همینطور چهره های متفاوت مواجه می شوی. مدیریت نسبتا خوب این تنوع در چارچوب فدرال و سکولار را هم باید مایه افتخار این کشور دانست. در این کشور صدها دین وجود دارد. البته حکومت سکولار است و برای رعایت بی طرفی هیچ دینی به رسمیت شناخته نشده است. من در عمل نیز آزادی عمل تمام ادیان را از هندویسم گرفته تا اسلام و زرتشتی و بهایی و بودیسم و حتی ادیان جدید و بی دینی را از نزدیک دیدم.


همینطور قهرمان داستان ما بیش از صد زبان و لهجه دارد که از بین آنها 15زبان رسمی است و مشخصات اسکناسها هم به این زبانها نوشته شده است. تابلوها معمولا به سه زبان نوشته شده: انگلیسی، هندی و زبان بومی هر ایالت. در کرالا مردم بیشتر به زبان مادری خود یعنی مالایالی صحبت می کنند و می نویسند و می خوانند. افرادی زیادی را در کرالا دیدم که زبان هندی و یا انگلیسی نمی دانستند.

 من این پذیرش و احترام به تنوع و تلاش برای حفظ آن را علیرغم اندک هزینه (اعم از هزینه مالی و معنوی مثل نبود زبان صددرصد مشترک در تمام کشور) ای که برای کشور دارد بر سیستمهای تمرکزگرا که درصدد یکسان سازی زبانی و دینی هستند ترجیح می دهم. از حیث مدیریت تنوع فرهنگی متاسفانه ایران نکته مقابل هند است. ایران شاید تنها کشوری است که در آن نیمی از مردم زبان مادری خود را آموزش نمی بینند!"


+ نوشته شده در  سه شنبه پانزدهم اردیبهشت 1388ساعت      | 

در دفاع از کتاب‌نخوانی


رفیق عزیز ما در نقد کتاب‌نخوانی این ملت با فرهنگ مطالبی نوشته اند که می‌توانید اینجا بخوانید. اما من می‌خواهم از دلایلی که  ملت شریف ایران همچنان نباید کتاب بخوانند، عباراتی قلمی می‌کنم:

برخی گمان می کنند که ما ملت با فرهنگ کتاب‌نخوان، بی‌دلیل کتاب نمی‌خوانیم در حالی که اینگونه نیست، اینکه ما رغبتی به کتاب خواندن نداریم روی حساب و کتاب و سالها تحلیل و مطالعه بوده است. مساله این است که در کتابخوانی سودی نیست و  این کتاب‌هایی که هر روز فرت و فرت چاپ می‌شود، نه به درد دنیای ما می خورد و نه به درد آخرت ما. بنابراین چرا باید چشم و اعصاب خود را با مرور صفحاتشان سوهان بزنیم:

1.این کتاب‌ها به درد دنیای ما نمی خورد چون دنیای ما از محل درآمد نفت تامین می‌شود و نه از طریق آگاهی که احیانا ممکن است در این کتاب‌ها باشد یا نباشد و لذا برای طلب دنیا باید دنبال آویزان شدن از دلار‌های نفتی و یا آویزان شدن به آویزانان آن بود.

2. این کتاب‌ها به درد آخرت ما هم نمی‌خورد چون هر چه برای آخرت لازم باشد قبلا گفته شده است و آنها را هم ما سالهاست که در خانه‌مان داریم. (حالا اگر اصرار دارید اسم‌شان را برایتان می گویم که اگر یک زمانی پول اضافی داشتید و خواستید کتاب بخرید، بدانید که چه باید بخرید: 1. کتاب مقدس 2. مفاتیح 3. رساله عملیه 4. داستان راستان .) ما همین کتاب‌های خودمان را بخوانیم و در کنارش هم از معارف صدا و سیما و اساتید آن  بهره‌مند شویم و  یک زیارت و یک دیگ حلیم نذری روز عاشورا و ...  در کارنامه اعمال‌مان ثبت کنیم، انشاالله در آخرت‌‌ روسفید خواهیم بود.

3. البته دلایل ما فقط این‌ها نیست. یک دلیل روشنفکر پسند یونیورسال و حقوق بشری هم عرض می‌کنم که در هر  محکمه ای ببرید، سند  است: شما می‌دانید که ما چقدر علاقه‌مند به محیط زیست و فضای سبز زندگی هستیم. شما می‌دانید که این درختان ‌زبان بسته چه حقی بر گردن  ما زمینیان دارند و  چقدر برای تامین اکسیژن انسان‌ها اهمیت دارند؛ آیا از نظر مبلغین کتابخوانی شایسته است که این درختان را سر ببریم و بیاوریم کاغذ کتاب کنیم. آیا شما دوست دارید ما مرتکب یک عمل ضدمحیط‌زیستی بشویم؛ ما که آزارمان به یک پشه نمی‌رسد چطور می‌توانیم حکم به مرگ یک جاندار برگ‌دار بدهیم.

+ نوشته شده در  دوشنبه چهاردهم اردیبهشت 1388ساعت      | 

شفافيت

تصميم گرفتم تا حدودی به شيوه حسنه  دوست گرامي‌ام جناب سيد محمدي در معرفی خود تأسي  بجويم.

ظاهرا شناخت اجمالي از نويسنده، در فهم مضمون سخن وي موثر مي‌افتد. اگر اينگونه است پس چرا از معروفي خود پرهيز ‌كنیم.

+ نوشته شده در  دوشنبه چهاردهم اردیبهشت 1388ساعت      | 

فرصت بودن

+ نوشته شده در  یکشنبه سیزدهم اردیبهشت 1388ساعت      | 

امید و آرزو

+ نوشته شده در  یکشنبه سیزدهم اردیبهشت 1388ساعت      |