تبليغاتX
اکنون

اکنون

کروبی یا میرحسین؟ (2)


*  من با این تحلیل که در صورت دو مرحله‌ای شدن انتخابات، کروبی در مقایسه با میرحسین موسوی از توان کمتری برای جذب رای و رقابت با احمدی‌نژاد  برخوردار است؛ اقبال به میرحسین را عقلانی‌تر می‌یابم. 

در صورتی که  کروبی به دو دوم انتخابات برسد، توانایی جذب همه آرای میرحسین را نخواهد داشت؛ چون بخشی از آرای میرحسین از جانب اصولگرایان است؛ کسانی که هیچ وقت به کروبی اصلاح‌طلب رای نمی‌دهند. 

کروبی به خاطر روحانی بودن یک امتیاز منفی در مقایسه با نامزدهای دیگر دارد و این در رقابت بین  او با احمدی‌نژاد به ضررش تمام خواهد شد. بسیاری از مردم به طور کلی از آخوند جماعت گریزان شده‌اند و نسبت به این تیپ و لباس حساسیت دارند و اصلا معنای اخوند اصلاح‌طلب  را به آسانی متوجه نمی شوند. حتی کسی مثل احسان شریعتی هم از همین روحانی بودن کروبی معیاری برای کنار گذاشتنش می سازد تا  مهندس میرحسین را برگزیند. پس حساسیت‌های منفی به این لباس عوام و خواص نمی‌شناسد.


ستاد میرحسین در مقایسه با کروبی از ادبیات محافظه‌کارانه‌تری برخورد است و البته این تفاوت ناشی از تفاوت اعضای ستادهای ایشان هم هست؛ اعضای ستاد کروبی حامل ادبیات دموکراتیک‌تری هستند و در سابقه خود گرایش بیشتری به یک نظم عرفی در حوزه سیاست از خود نشان داده‌اند. اما آنچه مهم‌تر از ادبیات و نیروهای پیش‌رو است، امکان برداشتن چند گام عملی به سوی قانون و آزادی بیان است و البته همه این‌ها مشروط به کسب قدرت قوه مجریه است. 

بله ادبیات میرحسین محافظه‌کارانه است اما خود همین محافظه ‌کاری باعث گستردگی و فراخنایی آن هم شده است به نوعی که طیفی از اصولگرا ـ اصلاح‌طلب را به سمت خود جذب نموده است. این در حالی است که قدرت جذب ادبیات کروبی تنها در طیف اصلاح‌‌طلبی است.

شاید بهتر باشد فعلا به جای احسن و آفرین به بیانیه‌های ارزشمند کروبی به فکر کرسی ریاست‌جمهوری باشیم. به این فکر کنیم که یک شال سبز میرحسین در این کشور چند برابر بیانیه های پیشروانه می‌تواند رای جمع کند!

* به نظر می‌آید تیم میرحسین در مقایسه با کروبی کم و بیش اخلاق گراترست. البته قضاوت در این زمینه سخت است. شاید این وضعیت ناشی از فاصله‌ای بوده است که میرحسین  و دوستانش در طول سال‌های گذشته با عرصه عملی سیاست داشته است و به طور طبیعی از آلودگی‌های آن به دور بوده  است. (که البته این فاصله در جای دیگر می‌تواند نقطه ضعف به شمار آید.)

* احمدی‌نژاد را باید با  اتکاء به امکانات و ظرفیت‌های همین زمین بازی موجود شکست داد و این توانایی در میرحسن و هواداران وی هست. این در حالی است که ستاد کروبی با فاصله‌گرفتن از زمین بازی، به طور طبیعی بخشی از امکانات و حربه‌های موجود این زمین بازی را از دست داده‌اند.


+ نوشته شده در  چهارشنبه سی ام اردیبهشت 1388ساعت   توسط قاسم‌فام  | 

عزاي عمومي


اصحاب فن بفرمايند كه اين اعلام عزاي عمومي به چه معناست. وقتي كه عزاي عمومي اعلام مي‌شود ما بايد چه كار كنيم. ايا اين اعلام به معناي تكليف غصه‌خوردن و داغ‌داري است.

كسي كه از مرگ شخصي عزادار است، عزادار است و نيازي به اعلام عزاي عمومي ندارد. كسي هم كه مرگ شخصي برايش اهميتي ندارد و هيچ احساس حزني نمي‌كند با اعلام عزاي عمومي عزادار نخواهد شد.

ما كه به آخرت قائليم و مرگ را بخشي از زندگي مي‌دانيم و آن را حسب اراده الهي تعبير مي‌كنيم چرا بايد از مرگ اين همه ناخشنود باشيم و در پي آن ماتم‌سرايي كنيم. و مهمتر از همه بياييم و اين ناخشنودي خود را  وسيلة اضرار به غير سازيم.

شخص محترم و بزرگي فوت مي‌كند و به رحمت ايزدي مي‌پيوندد. به دنبالش شهري تعطيل مي‌شود و گاهي استاني و ... فضاي حزن از طريق تبليغات عمومي برهمه جا سايه مي‌گسترد. و اكثريت مردم چه بخواهند و چه نخواهند مجبور به پرداختن هزينه‌هاي مادي و معنوي مي‌شوند. 

+ نوشته شده در  چهارشنبه سی ام اردیبهشت 1388ساعت   توسط قاسم‌فام  | 

در توصيف نامزدها

ميرحسين: غول خفته اصولگرا (که به تاثیر نفس احمدی‌نژاد بیدار شد)

احمدي‌نژاد:  شاگرد متقلب كلاس( که تند تند از روی دست کروبی و دیگران کپی می‌کنه)

كروبي:  نمره 20 انشاهاي انتخاباتي  (شیخی که از بد حادثه ناخدای اصلاح‌طلبی شده است)

رضايي: تنهاترین سردار

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و نهم اردیبهشت 1388ساعت   توسط قاسم‌فام  | 

گشت ارشاد


مي‌بينم كه همه كانديداهاي رياست جمهوري در رقايت با هم ديگر ، با درجات مختلف با گشت ارشاد مخالفت كرده‌اند و آن را در تضاد با منزلت ايرانيان، به خصوص زنان و دختران ايراني دانسته‌اند.

 داشتم به مبناي حرف اين بزرگواران  فكر مي‌كردم و البته به نتيجه‌اي هم نرسيدم. به نظرم مي‌ايد كه ايشان زياد دنبال اين نيستند كه مجموعه آرا و ديدگاه‌هايشان را با يكديگرسازگار  نشان بدهند. بلكه فعلا فقط دنبال طرح شعارهايي جذاب براي جلب آرا هستند.

به نظر شما آيا مي‌شود به ولايت فقيه معتقد بود و با گشت ارشاد مخالفت كرد.  من فكر مي‌كنم گشت ارشاد و ولايت فقيه لازم ملزوم همديگر هستند و نمي‌شود گفت كه ولايت فقه را داشته باشيم اما گشت ارشاد نداشته باشيم.

مگر گشت ارشاد چه كار مي‌كند. مراقبت مي‌كند كه فقه در جامعه حاكم باشد. مواظبت مي‌كند كه لباس و آرايش مردم  متناسب با حدود فقهي باشد و حدود شرعي بين زن و مرد نامحرم رعايت شود.

مراقب مي‌كند تا اگر زن و مرد و دختر و پسري  با هم روي يك صندلي  در يك پارك يا ماشين نشسته‌ باشند، قبل از ارتكاب هر نوع خلاف شرعي، از ايشان شناسنامه‌هايشان را بخواهد تا با احراز هويت معلوم بشود كه آن‌ها زن و شوهر هستند يا به هم محرم هستند.  و جز اين باشد آن‌ها را به ملايمت ياد شدت حسب موقعيت از هم جدا كند.  خلاصه مراقبت مي‌كند كه مردم حواسشان باشند كه يك وقتي از حدود فقهي تخلف ن‌كنند. خب ولايت فقيه يعني ولايت فقه و بخشي از فقه همين رعايت حدود شرعي بين زن و مرد است .

ظاهرا نمي‌توان گفت كه ما ولايت فقيه داريم اما در خيابان‌ها زنان و دختران  حجاب اسلامي نداشته باشند يا پسران با آرايش‌هاي غيراسلامي و لباس‌هاي غيراسلامي‌تر در جامعه ظاهرا شوند.  ما براي اينكه بتوانيم ولايت فقه را در جامعه اعمال كنيم و يك جامعه آرماني فقهي را برپا كنيم لاجرم بايد گشت ارشاد داشته باشيم.

كسي كه در جامعه آرماني فقهي زندگي مي‌كند بايد در ازاي مجموعه خدماتي كه دريافت مي‌كند اندكي به خودش زحمت بدهد: مثلا اگر با همسرش به بيرون مي‌رود حتما بايد شناسنامه عكس‌دار(كه مربوط به ده سال اخير باشد)  خود و همسرش را به همراه داشته باشد تا در صورت لزوم اسناد زوجيت را به ماموران وظيفه‌شناس ارائه كند. تا خداي ناكرده آنان مجبور به بازداشت وي يا همسرش نشوند. همچنين بايد  قبل از خارج شدن از منزل جلوي آينه خودش را كنترل كند تا منطبق با الگوي پوشش رسمي  باشد و پاره‌اي از ملاحظات ديگر را در همه حال رعايت كند.

+ نوشته شده در  جمعه بیست و پنجم اردیبهشت 1388ساعت   توسط قاسم‌فام  | 

کروبی یا میرحسین؟ (1)

بر این گمان هستم که کروبی تنها شانس اصلاح طلبان در انتخابات پیش‌روست و عدم موفقیت او  تنها به تجدید چرخه اصولگرایی/ بنیادگرایی خواهد انجامید.

صورت مساله ما اینگونه است که: 

1. اگر تکلیف انتخابات در دور اول  معین شود: 

الف. در صورت پیروزی احمدی نژاد، همچنان روند اصلاح‌طلبی متوقف خواهد بود. 

ب. در صورت پیروزی کروبی، می‌توان گام‌هایی را در مسیر اهداف اصلاح‌طلبانه برداشت. 

ج. در صورت پیروزی میر حسین موسوی، ما شاهد یک سطح بالاتری از بازی اصولگرایانه خواهیم بود. یعنی اصولگرایی ردای مبتذل و فکاهی فعلی را کنار زده و جامه وزانت و اصالت خواهد پوشید. (اصولگرایی عقلانیت یافته به جای اصولگرایی جاهلانه خواهد نشست)

2. اما اگر هیچ یک از نامزدها در دور نخست انتخابات حائز اکثریت مطلق آراء نشوند و انتخابات به دور دوم کشیده شود و: 

الف. احمدی نژاد و کروبی به دور دوم راه یابند: در این صورت با پیروزی کروبی می توان شاهد احیای اصلاح‌طلبی بود و البته با شکست او اصلاح‌طلبی همچنان در حالت کما خواهد بود. 

ب. احمدی‌نژاد و میرحسین به دور دوم راه یابند: در این وضعیت، پیروزی هر کدام در فرجام ،به پیروزی اصولگرایی منجر خواهد شد. (البته با ورژ‌ن‌های متفاوت: اصیل یا بدلی)

ج. کروبی و میرحسین به دور دوم راه یابند: در این صورت باز هم به گمان من، بازی به نفع  اصولگرایان تمام خواهد شد. چرا که در چنین رقابتی، اصولگرایان از میرحسین حمایت خواهند کرد و پاره‌ای از مزیت‌های شخصیتی‌اش در جذب آرا؛(سید بودن، تعلقش به آذربایجان، خوش‌تیپ‌‌تر و جوان تر بودن از رقیب، آخوند نبودن و ... ) پیروزی‌اش را  تضمین خواهد کرد.

بناراین به نظر می آید که اصلاح‌طلبان تنها در صورتی توفیق خواهند داشت که یا کروبی در دور اول به پیروزی برسد و یا با احمدی‌نژاد به دور دوم راه یابد. در غیر این صورت باید منتظر شکست محتوم اصلاح‌طلبان بود.


کروبی یا میرحسن (2)
+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و چهارم اردیبهشت 1388ساعت   توسط قاسم‌فام  | 

سرنا از سر گشاد


رفیق زمانیان عزیز، طی کامنتی در حاشیه پست قبلی، یک فروند موشک  به سمت  اصولگرایی شلیک کرده‌اند که به راستی مرد‌افکن است. ببیند و بخوانید تا بدانید  چه عرض می‌کنم.

× به این فکر می‌کردم که آیا می‌توان پیاده نظام اصولگرایی (پیاده‌های بی‌خیر از احوال  و مقاصد فرماندهان) را از سواره‌نظام آن جدا کرد و با آنان با مهربانی برخورد کرد. چون آنان در هر حال خود  قربانی قدرت‌طلبی و افزون‌خواهی فرماندهان خود هستند.

 هر چند از ناآگاهی و ساد‌ه‌اندیشی آنان در خدمت همان چیزهایی که آقای زمانیان نوشته است، بهره‌برداری می‌شود. یعنی با حمایت آنان است که انحصار و بی‌منطقی در اداره کشور استمرار می‌یابد.



×  گفتم اصولگرایان قدرت‌طلبند؛ من قدرت‌طلبی آنان را مذموم نمی‌دانم. قدرت‌طلبی اگر در چارچوب رعایت حقوق دیگران باشد اشکالی ندارد. مشکل اصولگرایان در قدرت‌طلبی آنان نیستند چرا که اصلاح‌طلبان هم قدرت‌طلب‌اند و اساسا هر کسی که پای در سیاست می‌گذارد در پی کسب قدرت و بهره‌گیری از آن در مسیر اهدافش است.

اما شیوه قدرت‌طلبی اصولگرایان و اقداماتی که برای کسب آن انجام می‌دهند و اقداماتی که برای حفظ آن انجام می‌دهند جای نقد و نکوهش فراوان دارد.

زعمای اصولگرا در حالی که به سمت چاه‌های نفت و صندلی‌های ریاست شیرچه می‌زنند٫ خود را یک موجودات زاهد و عابد  نشان می‌دهند و از خدا و پیغمبر برای کسب منزلت‌های دنیوی، بهره‌برداری‌های مسرفانه می‌کنند.

آنان به جای آنکه  صداقت پیشه کنند و بپذیرند که دعوایشان سر لحاف ملاست٫ یک حرف‌های نخ‌نمایی پیش می‌کشند که از فرط تکرار، تهوع آور شده است. مثلا می‌گویند که ما مراقب ایمان شما هستیم. ما مراقبت می‌کنیم که شیاطین شما را منحرف نکنند. ... دشمنان  پایتان را در پیمودن صراط مستقیم  سست نکنند و ...

× حالا  به برکت تفکر اصولگرایی که  سرنا را از سر گشادش می‌‌دمد، بسیاری از مردم  این کشور دنیایشان را که از دست داده‌اند و خب کسی که دنیا نداشته باشد لاجرم آخرت هم ندارد. لابد یاد آن حدیث مشهور افتادید. خب چون از حفظید تکرار نمی‌کنم.

قریب به 70 سال پیش مرحوم محمد مسعود در مجله خود (مرد امروز) نوشت:

«ما معتقديم كه شخص گرسنه، خداپرست و وطن خواه نمى تواند باشد. ما معتقديم تا وقتى كه يك نفر گرسنه در سراسر كشور يافت مى شود، كلمات وحدت ملى، تعاون و همكارى، مساوات و برادرى، گفته هاى مبهم و افسانه اى خالى از هرگونه حقيقت است. »


+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و سوم اردیبهشت 1388ساعت   توسط قاسم‌فام  | 

اصولگرايي با طعم....

دوست داشتم فرصت تنظيم يادداشت‌هايي با عناوين:

1. اصولگرايي با طعم كردان،

2. اصولگرايي با طعم محصولي،

3. اصولگرايي با طعم مشائي،

4. اصولگرايي با طعم بذرپاش و

5. اصولگرايي با طعم  شفتالو را داشتم و در آنها به دوستان هوادار احمدي‌نژاد نشان مي‌دادم  كه ديگر زمان دفاع از ايشان به شيوه و لحن چهار سال پيش نيست. اتفاقاتي افتاده است كه ديگر نمي‌توان  آن‌ها ناديده گرفت.

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و سوم اردیبهشت 1388ساعت   توسط قاسم‌فام  | 

کنایه‌ و اشاره

سروش در نقد سکوت 20 ساله میرحسین:

"قربان تمکینت شوم می بین و سر بالا مکن" 

(متن مصاحبه سروش)


قوچانی در دفاع از کروبی و اشاره به همراهانش:

"او ژنرال ژنرال‌هاست نه پاسبان پیاده نظام"

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و یکم اردیبهشت 1388ساعت   توسط قاسم‌فام  | 

تفسیر سکولار از قانون اساسی در بیانیه کروبی

کروبی در میان نامزدها از  ادبیات پیشروانه‌تری برخوردار است. بیانیه احیای حقوق اقلیت‌ها یکی دیگر از بیانیه‌های وسوسه کننده ایشان است که بعد از بیانیه حقوق شهروندی ایشان منتشر می‌شود:

بخشی از بیانیه:
ایران متعلق به همه ایرانیان و کشوری کثیر الاقوام است و در حقیقت اقلیتهای قومی و مذهبی اکثریت ملت ایران را تشکیل می دهند. محدود کردن ایران به گروه یا جناح خاص و یا بخشی از جامعه و عدم توجه به حقوق دیگر اقوام و مذاهب ضمن اجحاف به آنها بزرگترین ظلم و تهدید برای اتحاد و همبستگی ملی است.....

و تماشایی‌ترین قسمت آن:
دولت موظف به ایجاد بستر مناسب و حمایت از فعالیت ها در راستای تعامل و ترویج مبانی فرهنگی و تقویت باورهای دینی با هر گرایش مذهبی است. و حق دخالت در امور جاری آنها را نداشته و حفظ و استقلال این نهادهای دینی که در طول تاریخ اسلام یکی از وظایف آنها نهی از منکر و امر به معروف که نتیجه عدم وابستگی به نهادهای قدرت است نیز وظیفه دولت است. دین و حوزه نباید وام دار سیاست و دولت باشند در غیر این صورت در انجام رسالت خود ناتوان خواهند بود. چه بسا دخالت دولت در امور دینی و مذهبی در تضاد با روح قانون اساسی و بر خلاف مصلحتهای نظام و حکومت است.

این سطور را  که من آن را تلاش برای تفسیر سکولار از قانون اساسی می‌دانم؛ دوباره بخوانیم:

"دین و حوزه نباید وام دار سیاست و دولت باشند در غیر این صورت در انجام رسالت خود ناتوان خواهند بود. چه بسا دخالت دولت در امور دینی و مذهبی در تضاد با روح قانون اساسی و بر خلاف مصلحتهای نظام و حکومت است."

***

برداشت من این است که عقلای روحانیت  متوجه شده‌اند که حضور دین در دولت، همزمان برای دین و دولت خسارت‌بار بوده است و اکنون دنبال را‌ه‌کاری برای برون رفتن از این بحران هستند؛ (این در حالی است که دولت احمدی‌نژاد در سال‌های گذشته بیشترین تلاش را برای وابسته کردن نهادهای دینی به دولت داشته است. و با تزریق پول به نهادهای مذهبی تلاش کرده است ان‌ها را به مثابه بخشی از دستگاه تبلیغاتی خود به کار گیرد.)
به نظر می‌آید که برون رفتن از بحران تداخل دین و دولت در ایران کار آسانی نیست، عوامل غیرمعرفتی مثل  قدرت و پول و منزلت‌های ناشی از آن در حال حاضر توانایی تصمیم و اقدام جهت خروج از نهاد دولت را از این صنف گرفته است. 

***

پیش بینی من این است که روحانیت  با پای خود از دولت کنار نمی‌رود  تا روزی که خود  بخشی از دولت شود.

+ نوشته شده در  یکشنبه بیستم اردیبهشت 1388ساعت   توسط قاسم‌فام  | 

احمدي‌نژاد؛ داستاني كه مي‌تواند تراژيك نباشد

تصديق مي‌كنيد كه اگر كردان  به موقع و به اختيار، استعفا مي‌داد آن همه فضاحت نصيب‌اش نمي‌شد. و اسباب آن همه آبروريزي را براي نظام سياسي كشور فراهم نمي‌آورد.  كردان در حالي براي ماندن در پست وزارت سماجت مي‌كرد كه مدارك قلابي‌اش آشكار شده بود و كساني كه به وي راي اعتماد داده بودند بعد از چند صباحي متوجه شده بودند كه اين وزير، آن نبوده است كه ايشان تصور مي‌كردند. 

حسب قانون، نمايندگان مي‌توانند هروقت كه اراده كنند دور هم جمع شوند و   وزيرمنتخبشان را استيضاح كنند و به پاي محاكمه  بكشانند، اما مردم نمي‌توانند رئيس‌جمهور منتخب خود را به آساني استيضاح كنند؛ مردم اگر سال و اندي  بعد از انتخاب خود، حسب شواهد و عملكردها،  دريابند كه فرد منتخب صلاحيت لازم را نداشته  و مداركش نامعتبر بوده و هيچ طرح و برنامه‌ و دانشي براي اجراي شعارهاي انتخاباتي خود نداشته است، مجبورند چند سال صبر كند تا روز انتخاباتي كه براي رئيس‌جمهور مستقر حكم  استيضاح و آزمون اعتماد را دارد، فرا برسد.


اكنون قريب به يك ماه به روز استيضاح احمدي‌نژاد باقي مانده است و در روز 22 خردادماه قرار است كه اعتماد چهار سال پيش  به احمدي‌نژاد به آزمون گذاشته شود.

در شرايط حاضر، احمدي‌نژاد دو راه در پيش رو دارد؛ او هم مي‌تواند منتظر  غروب روز استيضاح ملي بماند  و هم مي‌تواند با ملاحظه بازخوردهاي منفي عملكردي كه تا كنون داشته است، خود داوطلبانه كنار برود و عرصه انتخابات را به نامزدهاي ديگري كه صلاحيت بيشتري از وي دارند، واگذار كند.

احمدي‌نژاد مي‌تواند به نفع ميرحسين كه اصولگرايي‌اش ممهور به تأييدات بنيانگذار جمهوري اسلامي ايران است، كنار برود؛ اگر احمدي‌نژاد به راستي آرمان‌انديش است و به تحقق آرمان‌ عدالت و احياي ارزش هاي اصولگرايان متعهد است، بايد بتواند از خود بگذرد و  منافع  خود و اطرافيانش را قرباني مردم و  اصولگرايي بكند.

البته ميرحسين تنها گزينه احمدي‌نژاد نيست،  احمدي‌نژاد مي‌تواند به نفع محسن رضايي هم كنار برود؛ اگر ميرحسين حامياني دارد كه مورد پسند احمدي‌نژاد و برخي از اصولگرايان نيست، محسن رضايي ظاهرا فاقد چنين طرفداراني است؛ و لذا احمدي‌نژاد با طيب خاطر مي‌تواند به نفع فرمانده  سابق خود كنار برود. كسي كه تحصيلات اقتصادي و  نگاه كلان‌نگرش مي‌تواند تا حدودي آبروي اصولگرايان را بازگرداند.

***

احمدي‌نژاد هم مي‌تواند پيروز لايتخلف انتخابات شود و هم مي‌تواند  شكست‌خورده قطعي انتخابات: اگر او از ورود به عرصه انتخابات منصرف شود و بيش از اين، هزينه‌اي بر ملت ايران تحميل نكند، قطعا پيروز اين آزمون خواهد بود و نشان خواهد داد كه آنچه براي او مهم است اداره مدبرانه امور توسط افرادي خبره و صلاحيت‌دار است و حال كه كساني در عرصه انتخابات  وارد شده‌اند كه توانمندتر از او هستند، اصراري براي  حضور در قدرت  و پست رياست ندارد.


اما اگر او براي ادامه شرايط فعلي اصرار ورزد و براي حفظ خود در قدرت به شيوه‌هاي عوام‌فريبانه‌اي مثل بازگويي مجدد وعده‌هاي اغواگرانه اقتصادي (از آن گونه كه چهار سال پيش سر داد) و توزيع پول  و سيب‌زميني و...  جهت خريد رأي ادامه دهد؛ و از فقر مردم در مسير جذب آرايشان سو‌ءاستفاده كند؛ شايد چهار سال ديگر هم بر مسند پست رياست جمهوري باقي باشد، اما چهار سال بعد ، اين تنها احمدي‌نژاد نخواهد بود كه شكست خورده است؛ بلكه او با خود جريان اصولگرايي را هم به پرتگاه سقوط خواهد برد... و شايد هم ملتي را! 

فراموش نكنيم كه هيچ نشاني بر پيشاني ملت‌هاي شكست‌خورده تاريخ  حك نشده بود.

+ نوشته شده در  جمعه هجدهم اردیبهشت 1388ساعت   توسط قاسم‌فام  | 

22 خرداد؛ روز مقابله با براندازي نرم ملت ايران


شما حتما تا به حال اصطلاح "براندازي نرم " يا "انقلاب مخملي" يا " انقلاب‌هاي نارنجي" يا " انقلاب‌هاي رنگين‌كماني" را شنيده‌ايد (البته اين آخري به گمانم از جعليات اينجانب باشد كه حقوق نشرش را محفوظ اعلام مي‌كنم.)

"براندازي نرم" در مقابل "براندازي سخت" قرار مي‌گيرد يعني وقتي كه دشمنان ما زورشان به ما نمي‌رسد يا حيفشان مي‌آيد كه بمب و موشكشان را سر ما خراب كنند؛ يا فعلا سرشان شلوغ است، مي‌آيند يك نقشه شيطاني را ترسيم مي‌كنند و طبق آن چنان سر مارا با پنبه مي‌برند كه خودمان هم خبردار نمي‌شويم و گاهي با كف و سوت و  تكبير و صلوات به استقبالش مي‌رويم.

شما كه استاد بنده هستيد، مي‌دانيد كه  يكي از كارهاي استكبار جهاني و در راس آن‌ها صهيونيسم بين‌الملل اين است كه بيايند در سرزمين‌هايي كه چشم طمع به آنها دوخته‌اند يك دولت ناكارآمد روي كار بياورند؛ وقتي كه دولتي ناكارآمد و ناتوان باشد، يعني مثلا نتواند شكم ملتش را سير كند و يا نتواند تورم و بيكاري را كاهش دهد و در تامين نيازهاي اوليه جوانانش درجا بزند، و ...  نتيجه اين مي‌شود كه كل نظام سياسي كشور مشروعيتش را از دست مي‌دهد؛ و يك تنش و تضاد بين دولت و ملت شروع مي‌شود كه نتيجه‌اش جز چرخه تباهي و فساد نيست. 

 حالا حسابش را بكنيد در كشوري مثل كشور ما وقتي چنين اتفاقي مي افتد، چون نظام سياسي به نام دين حكومت مي‌كند، و مسئولينش به نام خدا حكومت مي‌كنند، مردم همه اين بلبشوي مديريتي  و اين  ضعف و كاستي را از چشم خدا و دين و پيامبرش مي‌بينند و لذا  اعتقادات ديني مردم هم تضعيف مي‌شود  و مراجع ديني هم تعضيف مي‌شوند و روحانيت از چشم مي‌افتد و نمازهاي جمعه و جماعات صف‌هايشان كوتاه مي‌‌شود. خلاصه همه چيز تضعيف مي‌شود. ايمان ضعيف مي‌شود،  اخلاق ضعيف مي‌شود، نماز‌ها قضا مي‌شود؛ روزه‌‌داري سبك مي‌شود ، امر به معروف بازيچه مي‌شود و الخ.

خب ماجراهايي به اين درشتي كه سر خود شكل نمي‌گيرد؛ مي‌گيرد؟ من باور نمي‌كنم!  حتما يك نقشه‌‌هايي پنهاني در محافل سري بعضا ماسوني و غير ماسوني طراحي مي‌شود  و توسط يك مشت فريب‌خورده كه بعضا از پول نفت من و شما  هم تغذيه مي‌كنند به پيش برده مي‌شود. هيچ بعيد نيست اين طرح‌ها  توسط سرويس‌هاي امنيتي دشمنان ملت ايران ساخته و پرداخته شده باشد. حتما اينگونه است.  عجيب اينكه اين طرح‌ها  چنان ماهرانه عملياتي مي‌شود كه  تا يك نسل كسي متوجهش  نمي‌شود. اما حالا كه ما متوجه نقشه آنها شده‌ايم بايد بياييم يك اقدام عاجل انجام دهيم.

ما بايد هر چه سريعتر بياييم  و يك مشت محكم بزنيم  به دهن اين استكبار معلوم‌الحال و دشمنان مرئي و نامرئي  آن و ايادي داخلي‌اش كه بعضا در برخي رسانه‌هاي  داخلي خودي  مثل كيهان و رسانه ملي لانه كرده‌اند؛  و از تكرار يك دولت ناكارآمد كه خواسته يا ناخواسته زمينه‌ساز يك انقلاب مخملي و ناتوي فرهنگي بر عليه ملت ايران است، جلوگيري كنيم.

 پيش به سوي 22 خرداد؛ روز  مقابله با براندازي نرم ملت ايران و روز مقابله با دشمنان بزرگي و عزت ملت شريف ايران!

+ نوشته شده در  چهارشنبه شانزدهم اردیبهشت 1388ساعت   توسط قاسم‌فام  | 

هندی‌ها و ما


بخشی از مقاله وبلاگ اوخو:

" یکی از ویژگیهای مثبت هند تنوع آن است. این تنوع اعم از تنوع انسانی و طبیعی الحق و الانصاف مایه زیبایی و غنای آن است. وقتی از شهری به شهری دیگر می روی با زبان، دین، طبیعت، هوا و همینطور چهره های متفاوت مواجه می شوی. مدیریت نسبتا خوب این تنوع در چارچوب فدرال و سکولار را هم باید مایه افتخار این کشور دانست. در این کشور صدها دین وجود دارد. البته حکومت سکولار است و برای رعایت بی طرفی هیچ دینی به رسمیت شناخته نشده است. من در عمل نیز آزادی عمل تمام ادیان را از هندویسم گرفته تا اسلام و زرتشتی و بهایی و بودیسم و حتی ادیان جدید و بی دینی را از نزدیک دیدم.


همینطور قهرمان داستان ما بیش از صد زبان و لهجه دارد که از بین آنها 15زبان رسمی است و مشخصات اسکناسها هم به این زبانها نوشته شده است. تابلوها معمولا به سه زبان نوشته شده: انگلیسی، هندی و زبان بومی هر ایالت. در کرالا مردم بیشتر به زبان مادری خود یعنی مالایالی صحبت می کنند و می نویسند و می خوانند. افرادی زیادی را در کرالا دیدم که زبان هندی و یا انگلیسی نمی دانستند.

 من این پذیرش و احترام به تنوع و تلاش برای حفظ آن را علیرغم اندک هزینه (اعم از هزینه مالی و معنوی مثل نبود زبان صددرصد مشترک در تمام کشور) ای که برای کشور دارد بر سیستمهای تمرکزگرا که درصدد یکسان سازی زبانی و دینی هستند ترجیح می دهم. از حیث مدیریت تنوع فرهنگی متاسفانه ایران نکته مقابل هند است. ایران شاید تنها کشوری است که در آن نیمی از مردم زبان مادری خود را آموزش نمی بینند!"


+ نوشته شده در  سه شنبه پانزدهم اردیبهشت 1388ساعت   توسط قاسم‌فام  | 

پيشروي نقد در سياست

يك زماني انتقادتان از رئيس‌جمهور، شما را در صف ضدانقلابيان و مزدوران خارجي  قرار مي‌داد؛ يعني تا قبل از دوره رياست جمهوري  آقاي خاتمي وضع اينگونه بود و كم و بيش همين احكامي كه الان بار يك منتقد رهبري مي‌شود، آن زمان  بار منتقد رئيس‌جمهور مي‌شد.

همان طور كه اگر الان  يك نفر بيايد از سياست‌هاي رهبري انتقاد كند، در واقع يك عمل مشمئزكننده و به دور از اخلاق جوانمردي  و ضد امنيت ملي انجام داده است، يك وقتي به انتقاد از رئيس‌جمهور هم در همين چارچوب نگاه مي‌شد و مثلا انتقاد از هاشمي رئيس‌جمهور، دشمني با پيامبر تلقي مي‌شد.

خب خوشبختانه آن دوران گذشت و ما الان همزمان كه ماهواره هوا مي‌كنيم ، مي‌توانيم  از رئيس‌جمهورمان هم به صورت كلي و جزئي انتقاد كنيم و همه سياست‌هايش را زير سوال ببريم؛ بدون اينكه او از تخت رياست  به زمين بيافتد يا بلايي آسماني بر سر ما نازل شود.

يك موقعي انتقاد از شوراي نگهبان و علما و مراجع  كاري فوق‌طاقت بني‌بشر مي‌نمود. ولي الان شما مي‌بيند كه نقل هر مجلسي، نقد و انتقاد از حضرات ايشان است.

می خواهم به اين نكته اشاره كنم كه دايره نقد در حوزه سياست در حال پيشروی است و اين احتمالا نشانه خوبي براي رشد عقلانيت در سياست است. بعد از سي سال از انقلاب ما تا حدودي امكان نقد سياست را در سطح رهبر به پايين يافته‌ايم (خواستم بنویسم "پایین‌تنه نظام"، دیدم ادیبانه نیست لذا پاکش کردم و گذاشتم تو پرانتز) و حداقل در اين سطح مي‌توانيم اقدام به عقلاني‌سازي سياست بكنيم. يعني مي‌توانيم  در شكل دهي به سازمان دولت و مجلس با اتكاء به نقد عقلاني گام‌هايي به پيش برداريم.

البته شايد شما بگوييد تا وقتي دايره نقد عقلاني، همه حوزه سياست را دربرنگيرد امكان عقلاني سازي بخشي از آن ميسر نيست. ...... خب بله؛ اين هم مسالة مهمي است!

+ نوشته شده در  سه شنبه پانزدهم اردیبهشت 1388ساعت   توسط قاسم‌فام  | 

در دفاع از کتاب‌نخوانی


رفیق عزیز ما در نقد کتاب‌نخوانی این ملت با فرهنگ مطالبی نوشته اند که می‌توانید اینجا بخوانید. اما من می‌خواهم از دلایلی که  ملت شریف ایران همچنان نباید کتاب بخوانند، عباراتی قلمی می‌کنم:

برخی گمان می کنند که ما ملت با فرهنگ کتاب‌نخوان، بی‌دلیل کتاب نمی‌خوانیم در حالی که اینگونه نیست، اینکه ما رغبتی به کتاب خواندن نداریم روی حساب و کتاب و سالها تحلیل و مطالعه بوده است. مساله این است که در کتابخوانی سودی نیست و  این کتاب‌هایی که هر روز فرت و فرت چاپ می‌شود، نه به درد دنیای ما می خورد و نه به درد آخرت ما. بنابراین چرا باید چشم و اعصاب خود را با مرور صفحاتشان سوهان بزنیم:

1.این کتاب‌ها به درد دنیای ما نمی خورد چون دنیای ما از محل درآمد نفت تامین می‌شود و نه از طریق آگاهی که احیانا ممکن است در این کتاب‌ها باشد یا نباشد و لذا برای طلب دنیا باید دنبال آویزان شدن از دلار‌های نفتی و یا آویزان شدن به آویزانان آن بود.

2. این کتاب‌ها به درد آخرت ما هم نمی‌خورد چون هر چه برای آخرت لازم باشد قبلا گفته شده است و آنها را هم ما سالهاست که در خانه‌مان داریم. (حالا اگر اصرار دارید اسم‌شان را برایتان می گویم که اگر یک زمانی پول اضافی داشتید و خواستید کتاب بخرید، بدانید که چه باید بخرید: 1. کتاب مقدس 2. مفاتیح 3. رساله عملیه 4. داستان راستان .) ما همین کتاب‌های خودمان را بخوانیم و در کنارش هم از معارف صدا و سیما و اساتید آن  بهره‌مند شویم و  یک زیارت و یک دیگ حلیم نذری روز عاشورا و ...  در کارنامه اعمال‌مان ثبت کنیم، انشاالله در آخرت‌‌ روسفید خواهیم بود.

3. البته دلایل ما فقط این‌ها نیست. یک دلیل روشنفکر پسند یونیورسال و حقوق بشری هم عرض می‌کنم که در هر  محکمه ای ببرید، سند  است: شما می‌دانید که ما چقدر علاقه‌مند به محیط زیست و فضای سبز زندگی هستیم. شما می‌دانید که این درختان ‌زبان بسته چه حقی بر گردن  ما زمینیان دارند و  چقدر برای تامین اکسیژن انسان‌ها اهمیت دارند؛ آیا از نظر مبلغین کتابخوانی شایسته است که این درختان را سر ببریم و بیاوریم کاغذ کتاب کنیم. آیا شما دوست دارید ما مرتکب یک عمل ضدمحیط‌زیستی بشویم؛ ما که آزارمان به یک پشه نمی‌رسد چطور می‌توانیم حکم به مرگ یک جاندار برگ‌دار بدهیم.

+ نوشته شده در  دوشنبه چهاردهم اردیبهشت 1388ساعت   توسط قاسم‌فام  | 

شفافيت

تصميم گرفتم تا حدودی به شيوه حسنه  دوست گرامي‌ام جناب سيد محمدي در معرفی خود تأسي  بجويم.

ظاهرا شناخت اجمالي از نويسنده، در فهم مضمون سخن وي موثر مي‌افتد. اگر اينگونه است پس چرا از معروفي خود پرهيز ‌كنیم.

+ نوشته شده در  دوشنبه چهاردهم اردیبهشت 1388ساعت   توسط قاسم‌فام  | 

فرصت بودن

+ نوشته شده در  یکشنبه سیزدهم اردیبهشت 1388ساعت   توسط قاسم‌فام  | 

امید و آرزو

+ نوشته شده در  یکشنبه سیزدهم اردیبهشت 1388ساعت   توسط قاسم‌فام  |