در دوران ما، يكي از مهمترين انتظاراتي كه از يك حكومت مي رود؛ اجراي عدالت و رعايت حقوق شهروندي است.
شهروندان ايراني هم انتظار دارند كه حكومت با آنان به عدالت برخورد كند؛ يعني آنان از فرصت هاي برابر در مسير تحصيل، كسب ثروت، كسب منزلت، موقعيت و مسئوليت اجرايي در حوزه های سياسي، فرهنگي، اقتصادي و ... برخوردار باشند و حکومت وظیفه دارد که شرایط این برابری را فراهم نماید.
اما ظاهرا حكومت ديني (به سبك حاضر) ناتوان از اجراي عدالت و رعايت حقوق شهروندي است. و ناتوان در ایجاد شرایط برابر در دسترسی شهروندان به فرصت ها و امکانات است.
در واقع در اينجا شهروندي و ايراني بودن و تعلق به اين سرزمين و صلاحيت هاي مربوطه مبناي بهره مندي از حقوق شهروندي برابر در معناي عميق و وسيع آن نيست؛
اينجا بايد ديد كه شما ايراني عزيز كه سهمي در نعمات و بلاياي اين سرزمين داريد؛ مسلمانيد يا غيرمسلمانيد؛ اگر غيرمسلمانيد كه هيچ(همين كه نفس مي كشيد خدا را شكر كنيد)، اما اگر مسلمانيد؛ قضيه چند وجه پيدا مي كند؛ اگر مسلمان سني هستيد كه هيچ(شما را چه به سياست)؛ اما اگر شيعه هستيد، حق و حقوق تان فرق مي كند؛ اينجا وارد مرحله گزينش هاي درون تشكيلاتي مي شويم. بايد ديد كه شما چه جور شيعه اي هستيد؛ اگر قائل به ولايت فقيه نيستيد كه هيچ(برويد كشكتان را بسابيد.) اما اگر شيعه قائل به ولايت فقيه هستيد؛ بايد ديد عيارتان چند است؛ اگر شيعه قائل به ولايت فقيه و مسمي به اصلاح طلبي هستيد كه معلوم است ناخالصي داريد و خودتان نیازمند اصلاح و تهذيب نفس هستید؛ اما اگر شيعه قائل به ولايت فقيه مسمي به اصولگرايي هستيد، بايد ديد كه درجه ذوب تان در ولايت چقدر است؛ اگر اهل ذوب در ولايتيد كه خوشا به سعادتان؛ چون شما شهروند درجه يك هستيد؛ خوان ملت گواراي وجودتان؛ اما اگر ...
بعد از تحریر: من فراموش کردم مسئله جنسیت و تاثیر آن در دستیابی به امکانات و فرصت ها را در کشور یادآوری کنم. به هر حال پرسش از درجه شهروندی شما از مرد یا زن بودن شروع می شود: اگر شما زن باشید که هیچ(با عرض شرمندگی باید اول برويد از صاحب تان براي مشاركت در اين بحث اجازه بگيريد)، اما اگر مرد هستيد بايد ديد كه مرام و مسلكتان چيست؟ و بقيه داستان.
+ نوشته شده توسط ghasemfam در جمعه یازدهم مرداد 1387 و ساعت
|