محتواي خطبههاي آقاي جنتي را مثل خطب بقيه، ميشود پيشاپيش پيشبيني كرد، بنابراين اصولا نيازي به شنيدن و به واقع بازشنيدن اين خطبهها وجود ندارد؛ در عين حال من حسب برنامههاي رياضتي كه دارم خطبههاي آقايان را با تمام مشقتي كه دارد، بعضا حضوری و غالبا غيرحضوري دنبال ميكنم؛
امروز(جمعه) آقای جنتي بعد از اينكه خيالشان از رفتن احمدينژاد به كاخ سعدآباد راحت شد بالاي منبر رفت و سعي كرد از خجالت همه دوستان دربيايد.
طبق معمول خطبههاي آقايان از تعارفات با خداوند شروع ميشود تا برسد به خط و نشان كشيدن براي مردم و تودهني زدن به شهروندان كشور و منتسب كردن معترضان به اجانب. در ميانه خطبه هم كه تلاش ميكنند بگويند ما نماينده خداييم و هر كه با رأي ما مخالف باشد دشمن خداست و حسابش با كرام الكاتبين است.
پرداختن به خطبههاي آقاي جنتي بيشتر از اين اسراف وقت است.
+ نوشته شده در شنبه سیزدهم تیر 1388ساعت   توسط قاسمفام
|
در تاريخ مستند است كه معاويه براي جلب نظر مردم سخاوتمندانه از بيتالمال بذل و بخشش ميكرد؛ اما امام علي (ع) حتي نخواست رضايت برادرش عقيل را به بهاي صرف اندك ناچيزي از بيتالمال جلب نمايد!
+ نوشته شده در پنجشنبه یازدهم تیر 1388ساعت   توسط قاسمفام
|
امروز روز مكافات همه كساني است كه سالها چشم بر تخلف و تقلب بستند تا جايي كه تخلف و تقلب و دروغ در اين كشور نهادينه شد؛ عجيب است كه امرز اعتراض به تخلف و دروغ بحران آفريده است و كسي كه مخالف دروغ باشد اغتشاشگر و ماجراجو و مجرم و گناهكار ناميده مي شود.
امروز مشكل نظام سياسي ما اين است كه كسي پيدا شده كه به دروغ و تقلب انتخاباتي رضايت نميدهد؛ مير حسين، كروبي، رضايي و حاميانش ميگويند به دروغ بزرگ انتخابات و تخلفات گسترده رضايت نميدهيم.
عجيب است كه نظام سياسي ما به جاي استقبال از اين اشخاص و احترام به حاميانشان به قلع و قمع آنان ميپردازد؛ به جاي توجه به پيشنهاد آنان در جهت تشكيل يك شوراي حكميت ملي و روشن شدن قضايا؛ آنان را به زندان ميفرستد؛ رسانههايشان را سانسور ميكند. ابزارهاي ارتباطيشان را قطع ميكند؛ سايتهايشان را فيلتر ميكند، تلفنهاي همراه را به صورت متناوت و موضعي قطع ميكند و ... فرصت حضور در رسانه ملي را از آنان دريغ ميكند و شبانه روز بر آن تهمت و افترا ميبندد...
امروز روز مكافات است، وضعيت حاضر، حاصل سكوت ميرحسين در 20 ساله گذشته است؛ حاصل رضايت هاشمي به تخلف در دوره خودش است، حاصل رضايت خاتمي، كروبي و رضايي به تخلفهايي است كه ديدهاند و چشم بستهاند.
اين سه و بسياري ديگر امروز در حال يك توبه جمعياند؛ اينها احساس خطر كرده بودند؛ ايران را در آستانه سقوط و پرتگاه ديده بودند؛ چنان كه با اين احساس وارد انتخابات شدند؛ اما آنان نميدانستندكه كار از كار گذشته است؛ اوضاع وخيمتر از آن است كه آنان تصور مينمودند؛ اين نظام در آستانه سقوط نيست، بلكه سالهاست كه سقوط كرده است؛ و آن نظام كه قرار بود از دل انقلاب اسلامي برويد، هرگز نروييد و همه آرزوانديشيهاي ما در باب نظام مقدس! جمهوري اسلامي ايران توهماتي بود حاصل انقطاع از واقعيت؛ خواب و خيالي كه گاهي بر صفحات كاغذ جاري ميشد؛ ....
اينبلاهايي كه سر مان ميايد حقمان است؛ حق ما كه خود ديكتاتور پرويم؛ ما كه خود ملت استبداد سازيم، ما كه عمامه را هم تاج ميبينيم؛ از چه كسي شكوه ميكنيم؛ ....
تلاش كنيم اندكي از روحيه استبداد پروي و شركورزي خود فاصله بگيريم. هيچ كس را جز حقيقت ستايش نكنيم؛ به كسي جز خداوند تعظيم نكنيم؛ مدح و ثناي هيچ بنيشري را نكنيم تا كسي در ميان ما به توهم خدايي نيافتد تا روزگارمان چنين سياه نشود...
+ نوشته شده در سه شنبه نهم تیر 1388ساعت   توسط قاسمفام
|
ظاهرا مساله تقلب در انتخابات براي بسياري محرز شده است. اما ملاحظات ديگري پيش كشيده ميشود:
ميگويند كه مگر در دورههاي قبل تقلب نبوده است. اين همه تقلب شده، يكي هم رويش؛ چيز تازهاي اتفاق نيافتاده كه ملت اين هم ضجه و شيون راهانداختهاند.
مگر در دوره آقايان ديگر تقلب نبوده است؛ حالا يه بار هم در دوره احمدينژاد تقلب شده است؛ آسمان كه به زمين نيامده؟
خلاصه اين هم يك منطقي است كه من در جاهاي مختلف مشاهده ميكنم: يك آقايي چند روز پيش كه بحث تقلب در انتخابات پيش اومد همين مطلب را گفت و تعريف ميكرد كه: « در زمان هاشمي (انتخابات دور دوم رياست جمهوريشان) وقتي گمان شد كه آراي هاشمي پايين آمده، رئيسمدرسهمان (مدرسه ديني) آمدند ما بردند به يك مركزي كه مثلا به تقويت هاشمي كه آن زمان تقويت نظام اسلامي است خدمتي بكنيم وآرايش را ببريم بالا . در آن مركز كه رفتم، ديدم چندين نفر هر كدام با يك بسته تعرفه نشستهاند پشت ميز و تند تند تعرفهها را پر ميكنند و مياندازند داخل صندوق؛ هاشمي، هاشمي، هاشمي...» (آن موقع ميگفتند دشمن هاشمي دشمن پيغمبر است!)
اين منطق! را در روزهاي گذشته به كرات ديدهايم؛ مثلا ميگويند در دوره مجلس سوم در زمان امام خميني هم تقلب شد اما مرحوم امام در منازعه شكل گرفته در نهايت حكم به درستي انتخابات دادند! و مصلحتي بالاتر را در نظر گفتند.(خبرگزاري ايرنا پرچمدار اعلام اين اتهام / واقعيت به امام (ره) بودند.)
* مساله توجه به مصلحتي بالاتر از صحت انتخابات را من امروز در سخنان لاريجاني ديدم. لاريجاني ميگويد كه انتخابات هم ارزش مطلق ندارد؛ يعني ارزش راي مردم يك حدي دارد؛ ميگويد كه چون الان مساله امنيت ملي مطرح است و آبرو و حيثت نظام(نام مستعار رهبري) در ميان است؛ بهتر است كه معترضان كوتاه بيايند و رضايت بدهند؛ بالاخره "انتخابات كه مبدا تاريخ انقلاب اسلامي نيست"؛ اين حرف رئيس مجلس است؛ حسابش را بكنيد وقتي ايشان چنين نگاه بازيچهواري به آراي مردم دارد، تكليف ديگران معلوم است.
* واقعيت اين است كه كنارهگيري 20 ساله ميرحسين از سياست جاري كشور، اسباب دردسر شده است؛ اصلا من نميدانم چرا شوراي نگهبان به ايشان صلاحيت شركت در اين انتخابات را داده است؛ كساني بايد وارد اين گود ميشدند كه بپذيرند مناسبات را،بفهمند مناسبات را. كسي كه ظرفيت پذيرش يك تقلب معمولي پيش و پا افتاده را ندارد چرا بايد اجازه حضور در انتخابات رياست جمهوري را بيابد؟
+ نوشته شده در دوشنبه هشتم تیر 1388ساعت   توسط قاسمفام
|
اميدوارم محكمه عدلي برپا گردد و همه كساني كه اين روزها دست به جنايت آلودند، محاكمه شوند.
امروز يكي از همكارانم تعريف ميكرد كه در روزهاي گذشته در حوالي نواب ماموران ضد اغتشاش / لباسشخصيها با باطوم زندهاند شيشههاي ماشين 206 همايسهشان شكستهاند و بعد به او گفتهاند كه براي دريافت خسارت بيايد يك شكايت عليه ميرحسين تنظيم كند و بگويد كه حاميان او ماشينش را به اين روز انداختهاند.
اين همسايه دوست ما گفته بود كه پس وجدان و شرف ما چه ميشود. كه در پاسخ با باطوم يك مشت و مال حسابي به او ميدهند بعد ميگويد حالا برو دنبال شرف!
اين لينك هم گوشهاي از جنايات روزهاي اخير را نشان ميدهد.
+ نوشته شده در دوشنبه هشتم تیر 1388ساعت   توسط قاسمفام
|
يكي از نهادهاي قانوني كه براي براي رسيدگي به اختلافات و ابهامات در ناحيه رفتار مقام رهبري در قانون اساسي پيشبيني شده است، "مجلس خبرگان رهبري" است.
مجلس خبرگان رهبري طبق اصل يكصدوهفتم قانون اساسي "وظيفه دارد با احراز شرايط رهبرى، فردى را از ميان فقها به رهبرى برگزيند؛ اما وظيفه آن، منحصر به تعيين رهبر نيست، بلكه اين مجلس، بر اساس اصل يكصدويازدهم موظف است همواره وجود شرايط در رهبر را احراز كند. در نتيجه، هر گاه خبرگان تشخيص دهند كه رهبر از انجام دادن وظايف قانونى خود ناتوان شده است، يا يكى از شرايط مذكور در اصلهاى پنجم و يكصدونهم - ( اين اصل مربوط به صلاحيتهاي رهبري است كه شامل اين موارد است: صلاحیت علمی لازم برای افتاء در ابواب مختلف فقه. عدالت و تقوای لازم برای رهبری امت اسلام. و بینش صحیح سیاسی و اجتماعی، تدبیر، شجاعت، مدیریت و قدرت کافی برای رهبری ) - را از دست داده است و يا بر آنان معلوم شود كه رهبر از آغاز، بعضى از شرايط را نداشته است، انعزال او را از مقام رهبرى، به اطلاع مردم خواهند رساند."
با عنايت به اينكه بعد از انتخابات رياست جمهوري اخير مناقشات زيادي پيرامون نحوه رفتار مقام رهبري شكل گرفته است؛ مثلا گفته ميشود كه چرا رهبري به رغم آنكه برخي رفتارهاي احمدينژاد را غيرقانوني و خلاف دانستند؛ باز هم سكوت كردند و حتي از وي حمايت كردند.
يا گفته ميشود كه قبل از تاييد انتخابات از سوي مرجع قانوني (شوراي نگهبان) به احمدي نژاد تبريك گفتند و به اين ترتيب امكان اعتراض قانوني را در عمل مسدود كردند و حداقل موانعي در مسير رسيدگي به اعتراضات فراهم آورند.
" قبل از اینکه شورای نگهبان نتیجه شکایات را بگوید برای آن حد تعیین کردند و گفتند که زیر بار این بدعت نخواهند رفت" اين در حالي استكه در قانون ابطال انتخابات پيشبيني شده است و ابطال انتخابات ميتواند كاملا قانوني صورت گيرد. و ...
به نظر ميآيد كه در شرايط حاضر ضرروري است كه خبرگان رهبري به وظيفه تاريخي خود عمل نمايند و مردم را از ترديد و حيرت خارج سازند؛
مسالهاي كه در حال حاضر مطرح است و مجلس خبرگان ضروري است به آن جواب دهد اين است كه آيا از نظر نمايندگان محترم اين مجلس كه با مردم پيمان بستهاند كه امين آنها باشند و در مواقع بحراني به كمك آنها بيايند، آيا رفتارهاي مقام رهبري در مشاجرات شكل گرفته بعد از انتخابات مورد تاييد است يا خير؟ بيگمان نظر اين مجلس كه نظارت دقيقي را در خصوص حفظ شرايط رهبري دارد، در شرايط بحراني فعلي بسيار حياتي است و خيل عظيمي از مردم جامعه را ميتواند از خطا و تشويش ذهني خارج سازد.
+ نوشته شده در یکشنبه هفتم تیر 1388ساعت   توسط قاسمفام
|
من متوجه نشدم كه چرا اسم اين سايت را گذاشتهاند پايگاه وبلاگ نويسان ارزشي:
http://www.pw-arzeshi.com/index.php
چون تا آنجايي كه مشاهده كردم، شديدا هوادار كيهان، فاطمه رجبي و احمدينژاد هستند.
+ نوشته شده در یکشنبه هفتم تیر 1388ساعت   توسط قاسمفام
|
* با دوست بزرگواري صحبت ميكردم. گفت اصلا اينها راي مردم را نشمردهاند!
* اين روزها فشار زيادي به هاشمي وارد ميكنند تا كودتاي احمدينژاد را مورد تاييد قرار دهد. به هر حال هاشمي هم رئيس مجلس خبرگان است و هم رئيس مجمع تشخيص مصلحت نظام.
* دو روزي قم بودم؛ احساس كردم احمدينژاد در خريد راي مردم خوب عمل كرده است! انصافا وقتي ميشود با صد تومان يك راي را خريد، چرا نشود كشور را به سبك ليبي و سوريه و روسيه و حتي عربستان اداره كرد. ما چه كم از اين كشورها داريم.
* شنيدم كه به هر لباس شخصي كه حاضر بوده از قم بيايد با باطوم به
حساب شهروندان معترض تهراني برسد، نفري سي هزار تومان پول ميدادهاند(حق
ماموريت) با اياب و ذهاب و پذيرايي!
*احمدينژاد هنوز جايش سفت نشده دوباره شروع كرده به انتشار توهماتش: ملاحظه كنيد:22 خرداد همچون انفجار نور دنیا را روشن کرد
خدايا برسان صبر ايوب را، كه تحمل اين مهملات سخت است!
+ نوشته شده در شنبه ششم تیر 1388ساعت   توسط قاسمفام
|
يكي از راهبردهايي كه تيم تبليغاتي محمود احمدينژاد در دوره تبليغات انتخاباتي از آن سود برد! و توانست از آن طريق بخشهايي از جامعه را اغوا نموده و با خود همراه كند؛ تكيه آگاهانه بر جعل و دروغ يا به كارگيري استراتژي شليك دروغ بود.
يك نمونه اين شيوه، دروغي بود كه احمدينژاد در مقابل كروبي به كار بست. آقاي احمدينژاد در مناظره با كروبي ادعا كرد كه در روزنامه آقاي كروبي، عكسي از همسر احمدينژاد چاپ شده است؛ و اظهار ناراحتي كرد كه چرا عكس خانم او را در روزنامه كروبي چاپ كردهاند؛ و روي اين مطلب مانور دارد.
ابراز ناراحتي احمدينژاد از چاپ عكس همسرش در روزنامه كروبي! اين گمان را در مخاطب پديد ميآورد كه احتمالا يك عكس خصوصي خاص از همسر احمدينژاد چاپ شده است و چنين چيزي در جامعه ما البته گناهي نابخشودني در محضر مخاطبان ميبود؛
در اينجا احمدينژاد به صورت آگاهانه در حال تهييج عواطف بر مبناي يك امر غيرواقع و در پي اغواگري مردم بود؛ چون هر روزنامهخواني كه در فضاي مطبوعات باشد و چهار بار اين دو روزنامه را دست گرفته باشد، به آساني ميتواند روزنامه "اعتماد" را _ كه متعلق به آقاي حضرتي است _ از روزنامه "اعتماد ملي" _كه امتيازش از آن كروبي است، _ تشخيص دهد؛ (تفاوت لوگوي آنها و يونيفورم دو روزنامه كاملا متفاوت است) و اين چيزي نيست كه از چشم مشاوران احمدينژاد و خود او كه خود را كارشناس ارشد همه امور كشور ميداند، دور مانده باشد؛
در واقع عكسي كه از همسر احمدينژاد چاپ شده بود، نه در روزنامه كروبي بلكه در روزنامه آقاي حضرتي و در كنار يك تحليل انتخاباتي آن هم در كنار همسران دو كانديداي ديگر يعني خانم رهنورد و خانم كروبي چاپ شده بود كه با حجاب كامل بود و در عكس همسر احمدينژاد، تنها چشمهاي وي قابل مشاهده بود.
احمدينژاد آمد يك دروغ را در رسانه ملي منتشر كرد، تا طبق استراتژي تبليغاتي خود ميليونها مخاطب را تحت تاثير قرار دهد و خود را در موضع مظلومي كه در معرض هجومي ناجوانمرادنه(چاپ عكس همسر!) قرار گرفته، نشان دهد؛
احمدينژاد با شليك دروغ به طرف كروبي و مخاطبان برنامه؛ حريف را يك گام به عقب ميراند و ميليونها مخاطب را با خود همراه ميكند؛ حسب اين استراتژي نفوذ دروغ بيش از نفوذ تكذيب آن است. يعني احمدينژاد و تيم او كاملا آگاه است كه دروغگويي او فردا تكذيب خواهد شد؛ اما او به اين فكر ميكند كه اگر شليك دروغ او روي ده ميليون نفر اثر داشته باشد ، تكذيبه آن هرگز نخواهد توانست آن ده ميليون نفر را مخاطب سازد و او ميتواند با اتكاء به دروغ و جعل چند مليون نفر از حريف خود جلو بيفتد....
****
به راستي ما با رئيسجمهوري كه استراتژي شليك دروغ را بارها در مناظرات تلويزيوني خود به كار بست، چه كنيم، آيا مصلحت نظام در رضايت دادن به تخلف ، دروغ و تقلب است؟ آيا بعد از سيسال مجاهدت و تلاش به اينجا رسيدهايم كه همه اعتبار و امكانات نظام خود را هزينه يك شخصي كه به آساني دروغ ميگويد و تهت ميزند، بكنيم! بله حفظ نظام از اوجب واجبات است، اين نظام آسان به دست نيامده است، اما ظاهرا بناست آسان از دست برود؛ آيا مقدمه واجب حفظ نظام، دروغپردازي و تهمتزني است؟ چه چيز عوض شده است، نظام ما عوض شده است يا ارزشهاي اخلاقي عوض شده است، آيا كساني كه پشت دروغ سنگر گرفتهاند نگران غضب الهي نيستن؛ آيا ما با تكيه بر دروغ ميتوانيم جامعه سعادتمندي داشته باشيم؟ مگر ما هميشه به كودكان خود نگفته بوديم كه دروغگو دشمن خداست؟ حال چه شده است؟ چه اتفاقي افتاده است؟
+ نوشته شده در شنبه ششم تیر 1388ساعت   توسط قاسمفام
|
عجيب است كه همه نهادهاي حاكميت يكي يكي در حال سلب صلاحيت و حيثيت از خودشان هستند؛ بعد از وزارت كشور و شوراي نگهبان امروز نوبت مجلس بود تا از خودش سلب صلاحيت كند.
امروز نوبت مجلس شوراي اسلامي بود تا نشان دهد اعتنايي به مردم ندارد و هر چه هست، مجلس شوراي ملي نيست؛ امروز نوبت مجلسيان بود تا نشان دهند كه به راستي وكيلالدولهاند و چيزي جز آلت فعل كانون قدرت نيستند. بيجهت نبود كه امروز نمايندگان مجلس در حالي كه ميتوانستند با يك تقسم كار ساده ، همزمان هم در پاستور در محضر رهبري باشند و هم در مجلس در خدمت مردم، اولي را ترجيح دادند و مردم را ناديده گرفتند.
امروز مجلس به جاي آنكه پاي صحبت مردم و معترضين بنيشند درهايش را بست و به ديدار رهبري رفت؛ ايرادي در رفتن به بيت رهبري نيست؛ ايراد در اينجاست كه در حالي كه حداقل تعداد اندكي از نمايندگان ميتوانستند بيايند و سخنان مردم را گوش كنند و به صورت صوري و شكلي هم كه شده به جمع مردم بيايند و حرفهايشان را بشنوند، اما چنين نكردند و نه تنها چنين نكردند، بلكه به خشنترين وجه مقدور با موكلين خود برخورد كردند.
من امروز را روز سياه مجلس نامگذاري ميكنم و اميدوارم در تاريخنگاري مجلس كشور اين روز به عنوان ننگينترين روز مجلس در ايران ثبت و ضبط گردد.
روزي كه خانه ملت! با گارد امنيتي و نيروهاي ضد شورش با مردم مواجه شد؛ روزي كه به جاي آنكه با مردم بنشينند و پاسخگوي شكايات و درددلهاي آنان باشند، با بياعتنايي تمام با مردم برخورد كردند. روزي كه نمايندگان مجلس به جاي اقناع مردم به سكوب آنها روي آوردند و با باطوم و مشت و لگد با مردم روبرو شدند.
امروز حتي يك نماينده، بله حتي يك نماينده نيامد از اين مردم معترض استقبال كند؛ مجلس امروز بين خود و مردم كمربند امنيتي كشيد؛ زنجيري از نيروهاي ضدشورش، ضد مواد مخدر!، لباس شخصيهاي مسلح و ... دور تا دور مجلس را گرفت تا مبادا احدي از مردم دستش به در و ديوار مجلس بخورد.
****
بايد در اينكه چرا براي نمايندگان مجلس، مردم به اندازه پشهاي نميارزند، تأمل كرد؛ چرا براي مجلسيان، مردم مهم نيستند؟ من تصور ميكنم بخشي از اين وضعيت ناشي از حاكميت تئوري است كه حسب آن مشروعيت از مقبولبت جدا ميشود؛ آقايان ميگويند اگر اين نمايندگان به خواستههاي مردم بيتوجهي كنند و رضايت مردم را ناديده بگيرد تا وقتي كه مطيع امر وليفقيه هستند، كاملا مشروع هستند! مثلا در امروز روزي، وقتي بايد يكي از مردم يا رهبر را انتخاب كنند، در مجلس را ميبندند و بر كنار آن گارد امنيتي ميگذارند و به اتفاق تشريف ميبرند به پاستور. حالا من نميدانم آيا خود رهبري هم به اين وضعيت راضي است يا خير. آيا او به نمايندگان تشر نزده و تذكر نداده كه چرا اين مردمي را كه به تحصن و تظلم به جانب شما آمده بودند را از خود رانديد. اميدوارم چنين تذكري را نمايندگان از رهبري دريافت كرده باشند!
+ نوشته شده در چهارشنبه سوم تیر 1388ساعت   توسط قاسمفام
|